قانون افلاس

باب مقدماتی – تعاریف و احکام عمومی

ماده (۱): برای اجرای این قانون، اصطلاحات زیر چنین معنا می‌شوند:

  • وزارت: وزارت تجارت و صنعت.
  • وزیر: وزیر تجارت و صنعت.
  • دایره مختص: دایره بازرسی و نظارت بر مؤسسات تجاری در وزارت.
  • ثبت: ثبت تجاری.
  • امین ثبت: امین ثبت تجاری.
  • جدول: جدول کارشناسان افلاس موضوع ماده (۵).
  • دادگاه: دادگاه صالح برای رسیدگی به دعاوی ناشی از اجرای این قانون.
  • تدابیر احتیاطی: اقداماتی که دادگاه یا قاضی صلح یا قاضی تفلیسه برای حفظ اموال یا جلوگیری از فرار مدیون ورشکسته اتخاذ می‌کنند.
  • بازسازی (بازسازی ساختار): اقداماتی برای کمک به تاجر بدهکار در خروج از آشفتگی مالی و اداری و پرداخت دیونش.
  • کمیته بازسازی: کمیته‌ای از کارشناسان ثبت‌شده برای تدوین طرح بازسازی.
  • معاون: شخصی که وظیفه دارد به تاجر بدهکار برای ارزیابی وضعیت مالی و اداری و اجرای طرح بازسازی کمک کند.
  • صلح حمایتی: توافقی که برای جلوگیری از اعلان ورشکستگی با میانجیگری قاضی بین تاجر بدهکار و طلبکاران صورت می‌گیرد.
  • قاضی صلح: قاضی مسئول نظارت بر روند صلح حمایتی.
  • امین صلح: مسئول اجرای صلح بین متقاضی صلح و طلبکاران.
  • ناظر: شخصی که بر اجرای قرارداد صلح نظارت دارد.
  • تفلیسه: تمامی دارایی‌های بدهکار ورشکسته که بر اساس حکم دادگاه از دست او خارج می‌شود.
  • قاضی تفلیسه: قاضی ناظر بر روند تفلیسه.
  • مدیر تفلیسه: نماینده قانونی تفلیسه منصوب از سوی دادگاه.
  • مدیون ورشکسته: تاجری که حکم قضایی به ورشکستگی او صادر شده.
  • مراقب: طلبکاری که از سوی قاضی برای نظارت بر تفلیسه انتخاب می‌شود.
  • اتحاد طلبکاران: اتحادی که در شرایط ماده (۱۸۱) قانون تشکیل می‌شود.
  • امین اتحاد طلبکاران: نماینده تفلیسه که توسط طلبکاران انتخاب می‌شود.

ماده (۲): این قانون شامل تاجر به موجب تعریف قانون تجارت می‌شود، اما مؤسسات مالی تحت نظارت بانک مرکزی عمان و شرکت‌های بیمه مشمول آن نیستند.

ماده (۳): در مواردی که این قانون حکمی ندارد، قانون تجارت، قانون معاملات مدنی، قانون اثبات و قانون آیین دادرسی مدنی و تجاری اعمال می‌شوند.

ماده (۴): دادگاه محل مرکز اصلی تاجر بدهکار صالح به رسیدگی است. اگر مرکز اصلی در خارج عمان باشد، دادگاه محل شعبه یا نمایندگی در عمان صالح است. همچنین ورشکستگی تاجر خارجی دارای شعبه یا نمایندگی در عمان نیز در این دادگاه‌ها قابل اعلان است.

ماده (۵): جدولی برای کارشناسان افلاس تشکیل می‌شود که شامل متخصصان بازسازی، مدیران تفلیسه، ارزیابان و دیگران است. آیین‌نامه آن توسط وزیر دادگستری با هماهنگی وزیر تجارت و صنعت صادر می‌شود.

اب اول – بازسازی و صلح حمایتی

فصل اول – بازسازی

بخش اول – درخواست بازسازی

ماده (۶):
تاجر بدهکاری که مرتکب تقلب نشده باشد می‌تواند درخواست بازسازی بدهد، مشروط بر اینکه طی دو سال پیش از ارائه درخواست به‌طور مستمر به فعالیت تجاری اشتغال داشته باشد. ورثه تاجر بدهکار نیز می‌توانند در مدت یک سال از تاریخ فوت او، با موافقت همه ورثه، درخواست بازسازی فعالیت وی را ارائه دهند.
بازسازی شرکتی که در حال تصفیه است جایز نیست.

ماده (۷):
ارائه درخواست بازسازی در صورتی مجاز نیست که:

  • حکم قطعی به ورشکستگی تاجر صادر شده باشد، یا
  • حکم آغاز صلح حمایتی داده شده باشد.

با ارائه درخواست بازسازی، رسیدگی به درخواست‌های ورشکستگی یا صلح حمایتی متوقف می‌شود تا زمانی که در مورد درخواست بازسازی تصمیم گرفته شود.
هیچ درخواست دیگری برای بازسازی پذیرفته نمی‌شود مگر پس از گذشت سه (۳) ماه از تاریخ رد یا بایگانی درخواست قبلی.

ماده (۸):
درخواست بازسازی باید شامل موارد زیر باشد:

  • دلایل بروز آشفتگی مالی و اداری، تاریخ پیدایش آن، اقداماتی که برای جلوگیری یا رفع آن انجام شده، و پیشنهادهای تاجر برای خروج از وضعیت مذکور.
  • باید ظرف شش (۶) ماه از تاریخ بروز آشفتگی ارائه شود و اسناد زیر ضمیمه گردد:

الف – مدارک مؤید اطلاعات ذکرشده.
ب – گواهی از امین ثبت مبنی بر انجام تکالیف ثبت تجاری در دو سال گذشته.
ج – گواهی عضویت در اتاق بازرگانی و صنعت عمان در دو سال گذشته.
د – صورت‌های مالی حسابرسی‌شده برای دو سال گذشته.
هـ – صورت هزینه‌های شخصی مرتبط با حساب‌های تاجر بدهکار طی دو سال گذشته.
و – فهرست دارایی‌های منقول و غیرمنقول و ارزش تقریبی آن‌ها.
ز – فهرست طلبکاران و بدهکاران، نشانی و میزان مطالبات یا دیون آنان و تضمین‌های مربوطه.
ح – گواهی وزارت مبنی بر اینکه قبلاً درخواست بازسازی ارائه نشده یا سه ماه از بایگانی آن گذشته است.
ط – گواهی امین ثبت مبنی بر اینکه ورشکستگی یا صلح حمایتی برای وی اعلام نشده است.
ی – مدرک پرداخت هزینه قانونی درخواست.

اگر درخواست مربوط به شرکت باشد باید علاوه بر مدارک فوق، موارد زیر هم ارائه شود:

  • نسخه‌ای از قرارداد و اساسنامه شرکت با تأیید امین ثبت،
  • اسناد اثبات صفت تاجر بدهکار،
  • تصمیم اکثریت شرکا یا مجمع عمومی (عادی یا فوق‌العاده) یا مالک شرکت (برحسب مورد) برای درخواست بازسازی،
  • فهرست اسامی شرکای ضامن همراه با نشانی و تابعیت آنان.

تمام این مدارک باید تاریخ و امضای معتبر داشته باشند. در صورت ناتوانی در ارائه برخی مدارک باید دلایل آن ذکر شود.

ماده (۹):
درخواست‌های بازسازی به دایره مختص ارائه و در دفتر ویژه ثبت می‌شود.
این دایره موظف است اطلاعات درخواست‌ها را محرمانه نگاه دارد مگر در مواردی که افشای آن طبق قانون یا برای اجرای توافق لازم باشد.


بخش دوم – بررسی درخواست بازسازی و میانجیگری

ماده (۱۰):
دایره مختص، وظیفه دارد درخواست‌های بازسازی را بررسی، مدارک ناقص را تکمیل و پرونده را آماده کند. همچنین گزارشی از ادعاها و مدارک طرفین تهیه نماید. این اقدامات باید ظرف شصت (۶۰) روز از تاریخ ثبت درخواست انجام شود.

ماده (۱۱):
دایره مختص جلسات میانجیگری برای حل اختلاف برگزار می‌کند. اگر صاحب درخواست یا نماینده‌اش دو جلسه متوالی غیبت کند، درخواست بایگانی می‌شود.
دایره می‌تواند طرفین را جداگانه یا مشترکاً ملاقات کند، و از کارشناسان جدول نیز کمک بگیرد. هزینه کارشناس به عهده طرفی است که تعیین می‌شود.

ماده (۱۲):
اگر توافق حاصل شود، قرارداد تسویه‌نامه تنظیم و توسط همه طرف‌ها امضا می‌شود. دایره مختص آن را تأیید و پرونده را برای تصویب نهایی به دادگاه می‌فرستد.

ماده (۱۳):
اگر توافق حاصل نشود، درخواست مردود است. متقاضی می‌تواند ظرف پانزده (۱۵) روز از تاریخ ابلاغ، به دادگاه اعتراض کند. دادگاه باید ظرف هفت (۷) روز تصمیم بگیرد. این تصمیم نهایی است.

خش سوم – طرح بازسازی

ماده (۱۴):
در مرحله میانجیگری یا در هر مرحله دیگر، دایره مختص یا دادگاه می‌تواند کمیته‌ای به نام «کمیته بازسازی» از میان کارشناسان جدول تشکیل دهد. وظایف کمیته:

  • تدوین طرح بازسازی،
  • مدیریت و ارزیابی دارایی‌های تاجر بدهکار،
  • هر کار دیگری که محول شود.
    هزینه‌های کمیته توسط دایره یا دادگاه تعیین می‌شود.

ماده (۱۵):
کمیته بازسازی باید ظرف سه (۳) ماه از تاریخ مأموریت، گزارشی به دایره یا دادگاه ارائه کند. این گزارش باید شامل علت آشفتگی مالی، امکان‌سنجی بازسازی و طرح پیشنهادی باشد. مدت اجرای طرح نباید بیش از پنج (۵) سال باشد.

ماده (۱۶):
طرح بازسازی پس از تأیید طرفین توسط دادگاه تصویب می‌شود و برای طرفین الزام‌آور است.
دادگاه می‌تواند برای کمک به تاجر بدهکار یک «معاون» تعیین کند (از میان کارشناسان یا فرد منتخب طرفین). در صورت اختلاف در تعیین دستمزد، دادگاه آن را مشخص می‌کند. دادگاه همچنین می‌تواند معاون را جایگزین کند.

ماده (۱۷):
وظایف معاون:
الف – کمک به تاجر در ارزیابی وضعیت مالی و اداری،
ب – ارائه مشاوره و پشتیبانی فنی،
ج – تدوین سازوکار اجرای طرح بازسازی،
د – کمک به اجرای طرح در همکاری با طلبکاران،
هـ – تهیه گزارش هر سه ماه درباره روند اجرای طرح و ارائه به دایره و طرفین.

ماده (۱۸):
تاجر بدهکار در دوره اجرای طرح بازسازی همچنان مسئول مدیریت دارایی‌های خود و تعهدات پیشین و جدید است، مشروط بر اینکه با طرح بازسازی مغایرت نداشته باشد.

ماده (۱۹):
تاجر بدهکار نمی‌تواند معاملاتی انجام دهد که منافع طلبکاران را به خطر اندازد؛ از جمله فروش‌های غیرمرتبط با فعالیت عادی، هبه، قرض دادن یا گرفتن، ضمانت، رهن یا اقدامات مشابه.

ماده (۲۰):
هر ذی‌نفعی می‌تواند در طول اجرای طرح بازسازی به دادگاه در مورد هر اقدامی مربوط به طرح مراجعه کند.

ماده (۲۱):
دایره مختص باید درخواست بازسازی را در موارد زیر بایگانی کند:
الف – اگر توافقی با طلبکاران حاصل نشود.
ب – اگر مدارک یا اطلاعات ماده (۸) ارائه نشود.
ج – اگر هزینه‌ها و مخارج اجرای طرح (از جمله دستمزد معاون) پرداخت نشود یا دارایی کافی وجود نداشته باشد.
د – اگر دلایل درخواست از بین برود.
هـ – اگر بر اساس مدارک یا گزارش کمیته، طرح بازسازی مناسب نباشد.

ماده (۲۲):
پس از تصویب طرح بازسازی، هیچ دعوایی میان تاجر بدهکار و طرف‌های امضاکننده طرح در ارتباط با اجرای آن قابل طرح نیست. همچنین همه مرور زمان‌های مربوط به دعاوی و دیون طرف‌ها تا پایان اجرای طرح متوقف می‌گردد.

ماده (۲۳):
طرح بازسازی با اجرای کامل پایان می‌یابد. همچنین می‌تواند پیش از پایان در این موارد خاتمه یابد:

  • بهبود وضعیت مالی و اداری تاجر و پرداخت دیون،
  • عدم امکان اجرای طرح،
  • نقض آن به هر دلیل.

دادگاه با درخواست طرف‌های امضاکننده طرح، پایان آن را اعلام می‌کند.


فصل دوم – صلح حمایتی

بخش اول – درخواست صلح حمایتی

ماده (۲۴):
تاجر بدهکار می‌تواند در صورت بروز آشفتگی مالی که موجب توقف در پرداخت دیون می‌شود، بدون ارتکاب تقلب یا خطای فاحش، درخواست صلح حمایتی کند. مشروط بر اینکه دو سال پیش از درخواست در تجارت فعال بوده باشد.

ماده (۲۵):
ورثه یا موصی‌له می‌توانند در صورت ادامه تجارت متوفی، ظرف سه (۳) ماه از تاریخ فوت، درخواست صلح حمایتی کنند؛ به شرط اینکه تاجر پیش از فوت مشمول ماده (۲۴) بوده باشد.
اگر همه ورثه یا موصی‌له موافق نباشند، دادگاه نظر مخالفان را می‌شنود و سپس بر اساس مصلحت تصمیم می‌گیرد.

ماده (۲۶):
به‌جز شرکت‌های محاصّه، هر شرکت تجاری می‌تواند صلح حمایتی درخواست کند، مشروط بر:

  • داشتن شرایط ماده (۲۴)،
  • اخذ مجوز از اکثریت شرکا (در شرکت تضامنی یا توصیه)، مجمع عمومی فوق‌العاده (در سهامی عام)، مجمع شرکا (در با مسئولیت محدود)، یا مالک (در شرکت یک‌نفره).
    ولی شرکتی که در حال تصفیه است نمی‌تواند چنین درخواستی دهد.
    حتی شرکت واقعی (de facto) نیز می‌تواند چنین درخواستی داشته باشد.

ماده (۲۷):
تاجر بدهکار در مدت اجرای صلح حمایتی نمی‌تواند درخواست صلح دیگری بدهد.

ماده (۲۸):
درخواست صلح حمایتی باید شامل دلایل آشفتگی مالی، پیشنهادهای صلح و تضمین‌های اجرا باشد. مدارک لازم مشابه مدارک ماده (۸) است: گواهی ثبت، عضویت اتاق بازرگانی، صورت‌های مالی، هزینه‌ها، دارایی‌ها، لیست طلبکاران و بدهکاران، گواهی عدم درخواست قبلی، گواهی عدم ورشکستگی، مدرک پرداخت هزینه و در صورت شرکت، اساسنامه و تصمیم مجمع.

ماده (۲۹):
اگر همزمان درخواست ورشکستگی و صلح حمایتی مطرح شود، دادگاه ابتدا باید در مورد صلح تصمیم بگیرد.

بخش دوم – رسیدگی به درخواست صلح حمایتی

ماده (۳۰):
دادگاه رسیدگی‌کننده به درخواست صلح حمایتی می‌تواند تا زمان صدور حکم، تدابیر احتیاطی نسبت به اموال تاجر بدهکار اتخاذ کند. همچنین می‌تواند اقداماتی انجام دهد که وضعیت مالی و دلایل آشفتگی او روشن شود.
دادگاه باید به‌صورت غیرعلنی و فوری رسیدگی کند و حکم نهایی صادر نماید.

ماده (۳۱):
دادگاه در موارد زیر درخواست صلح حمایتی را رد می‌کند:
الف – اگر متقاضی مدارک ماده (۲۸) را ارائه نکند یا ناقص ارائه دهد بدون دلیل موجه.
ب – اگر قبلاً به جرم ورشکستگی، جعل، سرقت، کلاهبرداری، خیانت در امانت یا اختلاس محکوم شده باشد، مگر آنکه اعاده حیثیت شده باشد.
ج – اگر تجارت را ترک کرده یا مغازه خود را بسته یا متواری شده باشد.

ماده (۳۲):
اگر دادگاه احراز کند که متقاضی عمداً دادگاه را فریب داده یا عمداً موجب آشفتگی شده، می‌تواند او را به جریمه‌ای بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ ریال عمانی محکوم کند.

ماده (۳۳):
اگر دادگاه درخواست صلح حمایتی را بپذیرد، باید دستور آغاز روند صلح را بدهد. حکم باید شامل موارد زیر باشد:
الف – تعیین یک قاضی برای نظارت بر روند صلح،
ب – تعیین یک یا چند امین صلح برای اجرای روند صلح.

دادگاه می‌تواند تاجر بدهکار را ملزم کند مبلغی نزد دادگاه به‌عنوان هزینه روند صلح بسپارد. در صورت عدم پرداخت، دادگاه می‌تواند روند صلح را متوقف یا لغو کند.

ماده (۳۴):
امین صلح باید از میان کارشناسان جدول انتخاب شود. او موظف است تمام فعالیت‌های مربوط به صلح حمایتی را به‌طور روزانه در دفتر خاصی ثبت کند. صفحات دفتر شماره‌گذاری می‌شود و قاضی صلح آن را امضا یا مهر می‌کند. پس از پایان کار، در دفتر قید خاتمه می‌شود. دادگاه، قاضی صلح و طرفین می‌توانند آن را مشاهده کنند.


بخش سوم – اعتراض به تصمیمات قاضی صلح

ماده (۳۵):
با رعایت ماده (۳۰)، تصمیمات قاضی صلح قابل اعتراض است. اعتراض باید ظرف ده (۱۰) روز از تاریخ ثبت تصمیم در دفتر دادگاه، با دادخواست به دبیرخانه دادگاه ارائه و به ذی‌نفعان ابلاغ شود. دادگاه در اولین جلسه آن را رسیدگی می‌کند، بدون حضور قاضی صلح.

ماده (۳۶):
اعتراض، اجرای تصمیم قاضی صلح را متوقف می‌کند مگر اینکه دادگاه دستور ادامه اجرای آن را بدهد.
اگر اعتراض رد شود و دادگاه احراز کند که معترض عمداً روند را مختل کرده، می‌تواند او را تا ۱۰۰۰ ریال عمانی جریمه کند.


بخش چهارم – آغاز روند صلح حمایتی

ماده (۳۷):
دبیرخانه دادگاه باید فوراً امین صلح را از حکم انتصاب او مطلع کند. امین صلح باید ظرف پنج (۵) روز:

  • حکم آغاز روند صلح را در ثبت تجاری ثبت نماید،
  • خلاصه حکم را همراه دعوت طلبکاران برای جلسه در روزنامه یا رسانه گسترده‌ای که قاضی تعیین می‌کند منتشر نماید،
  • خلاصه و پیشنهادهای صلح را برای طلبکارانی که نشانی آن‌ها در پرونده درج شده ارسال کند.

ماده (۳۸):
قاضی صلح باید پس از صدور حکم، صورت‌های مالی تاجر را تأیید کند.
امین صلح ظرف ۲۴ ساعت از اخطار، باید موجودی اموال تاجر را با حضور او یا نماینده‌اش صورت‌برداری کند.

ماده (۳۹):
پس از صدور حکم آغاز روند صلح:

  • تاجر می‌تواند تحت نظارت امین صلح دارایی خود را مدیریت کند.
  • او می‌تواند معاملات عادی مرتبط با فعالیت تجاری‌اش انجام دهد.
  • ولی اجازه هیچ‌گونه هبه، صلح یا رهن یا انتقال مالکیت غیرمرتبط ندارد مگر با اجازه قاضی صلح.
    معاملات خلاف این قاعده در برابر طلبکاران معتبر نیستند.

ماده (۴۰):
با صدور حکم آغاز صلح حمایتی:

  • تمام دعاوی و اجرائیه‌ها علیه تاجر بدهکار متوقف می‌شود.
  • دعاوی یا اجرائیه‌هایی که خود تاجر آغاز کرده، ادامه می‌یابد ولی امین صلح در آن‌ها وارد می‌شود.
  • طلبکاران نمی‌توانند از رهن یا امتیازات ثبت‌شده بر اموال او استفاده کنند.

ماده (۴۱):
صدور حکم آغاز صلح حمایتی موجب سررسید شدن بدهی‌ها یا توقف بهره‌های آن‌ها نمی‌شود.

ماده (۴۲):
اگر تاجر بدهکار پس از درخواست صلح، بخشی از اموالش را پنهان یا تلف کند یا عمداً به زیان طلبکاران اقدام کند، دادگاه باید خودبه‌خود روند صلح را لغو کند.

ماده (۴۳):
تمام طلبکاران، حتی اگر دیون‌شان حال نشده یا دارای تضمین خاص یا حکم قطعی باشد، باید ظرف پانزده (۱۵) روز از انتشار خلاصه حکم، مدارک اصلی دیون خود را به امین صلح تسلیم کنند.
طلبکاران مقیم خارج باید ظرف سی (۳۰) روز این مدارک را ارسال کنند.

بخش پنجم – فهرست دیون و رسیدگی به آن‌ها

ماده (۴۴):
پس از پایان مهلت ماده (۴۳)، امین صلح فهرستی به نام «فهرست دیون» تنظیم می‌کند که شامل:

  • نام طلبکارانی که برای شرکت در روند صلح اعلام کرده‌اند،
  • مبلغ هر دین به‌طور جداگانه،
  • اسناد اثبات‌کننده آن،
  • تضمین‌های مربوط (در صورت وجود)،
  • و نظر امین درباره پذیرش یا رد هر دین.
    امین می‌تواند از طلبکار توضیحات یا مدارک تکمیلی بخواهد یا مبلغ یا ماهیت دین را اصلاح کند.

ماده (۴۵):
هر طلبکار عادی حق رأی در روند صلح حمایتی دارد، حتی اگر بخشی از دین خود را از ضامن یا شریک تاجر دریافت کرده باشد.

ماده (۴۶):
امین صلح باید ظرف چهل (۴۰) روز از تاریخ صدور حکم آغاز روند صلح، فهرست دیون را به دبیرخانه دادگاه بسپارد. قاضی می‌تواند این مهلت را تمدید کند.
امین صلح ظرف سه (۳) روز از تاریخ سپردن فهرست، اطلاعیه‌ای در دو روزنامه منتشر می‌کند.
هر ذی‌نفعی می‌تواند به فهرست سپرده‌شده مراجعه کند.

ماده (۴۷):
تاجر بدهکار و هر طلبکاری که نامش در فهرست آمده می‌توانند ظرف ده (۱۰) روز از تاریخ انتشار اطلاعیه، نسبت به دیون درج‌شده اعتراض کنند. اعتراض به دبیرخانه دادگاه تقدیم می‌شود.

ماده (۴۸):
طلبکارانی که در مهلت مقرر اسناد دین خود را ارائه نکرده یا دیون‌شان پذیرفته نشده‌اند، حق شرکت در روند صلح حمایتی را ندارند.

ماده (۴۹):
پس از رسیدگی به دیون، قاضی صلح موعدی برای جلسه طلبکاران جهت مذاکره درباره پیشنهاد صلح تعیین می‌کند. دعوت‌نامه برای هر طلبکار پذیرفته‌شده ارسال می‌شود و ممکن است در روزنامه هم منتشر شود.

ماده (۵۰):
قاضی صلح پس از پایان مهلت اعتراض (ماده ۴۷)، فهرست نهایی دیون غیرمورد اختلاف را تنظیم می‌کند و روی سند دین تأییدیه ثبت می‌نماید.
اگر اختلافی باشد، قاضی ظرف سی (۳۰) روز رسیدگی می‌کند و دبیرخانه دادگاه باید سه (۳) روز قبل جلسه را به ذی‌نفعان اطلاع دهد.

ماده (۵۱):
هر کس می‌تواند ظرف ده (۱۰) روز از تاریخ ابلاغ یا سپردن تصمیم قاضی صلح درباره پذیرش یا رد دین، به دادگاه اعتراض کند.
اعتراض، روند صلح را متوقف نمی‌کند مگر اینکه دادگاه دستور توقف دهد.
دادگاه می‌تواند دین را موقتاً تا مبلغی بپذیرد، مگر آنکه دعوای کیفری در جریان باشد.
اگر اختلاف مربوط به تضمین باشد، دین به‌طور موقت به‌عنوان دین عادی پذیرفته می‌شود.

ماده (۵۲):
امین صلح باید پنج (۵) روز پیش از جلسه طلبکاران، گزارشی درباره وضعیت مالی تاجر بدهکار، دلایل آشفتگی، و فهرست طلبکارانی که حق شرکت دارند تهیه و به دبیرخانه دادگاه تسلیم کند. این گزارش شامل نظر او درباره شرایط پیشنهادی صلح نیز هست.
هر ذی‌نفعی می‌تواند از قاضی صلح اجازه بگیرد تا گزارش را مطالعه کند.

ماده (۵۳):
قاضی صلح ریاست جلسه طلبکاران را بر عهده دارد. حضور تاجر بدهکار شخصاً (یا نماینده شرکت) الزامی است. وکالت به‌جای او فقط با وکالت‌نامه خاص پذیرفته می‌شود.
مذاکره درباره شرایط صلح فقط پس از قرائت گزارش امین صلح آغاز می‌شود.
تاجر می‌تواند در طول جلسه شرایط پیشنهادی خود را اصلاح کند.


بخش ششم – انعقاد صلح حمایتی

ماده (۵۴):
صلح حمایتی فقط در صورت موافقت اکثریت طلبکارانی که دیون‌شان پذیرفته شده (قطعی یا موقت) منعقد می‌شود، مشروط به اینکه آن‌ها مالک دو‌سوم ارزش دیون باشند.
طلبکارانی که رأی نداده‌اند در محاسبه اکثریت منظور نمی‌شوند.
اگر شرکت متقاضی صلح اوراق قرضه یا صکوکی منتشر کرده باشد که ارزش آن بیش از یک‌سوم کل دیون شرکت باشد، صلح تنها با موافقت مجمع دارندگان آن اوراق معتبر است.

ماده (۵۵):
همسر تاجر یا خویشاوندان و بستگان او تا درجه چهارم حق رأی یا شرکت در مذاکرات صلح ندارند.
اگر طلبکاری پس از آغاز روند صلح دین خود را به دیگری منتقل کند، منتقل‌الیه نیز حق رأی ندارد.

ماده (۵۶):
طلبکاران دارای وثیقه عینی (منقول یا غیرمنقول) فقط در صورتی می‌توانند رأی دهند که بخشی از وثیقه خود را معادل حداقل یک‌سوم دین واگذار کنند. این واگذاری در صورتجلسه ثبت می‌شود.
اگر بدون تصریح رأی دهند، به منزله واگذاری کل وثیقه خواهد بود.
این واگذاری فقط در صورت تأیید دادگاه نهایی می‌شود.

ماده (۵۷):
صلح حمایتی باید در همان جلسه‌ای که رأی‌گیری انجام شد امضا شود، وگرنه باطل است.
اگر اکثریت لازم (ماده ۵۴) حاصل نشود، مذاکره ده (۱۰) روز به تعویق می‌افتد.
طلبکارانی که در جلسه اول شرکت و امضا کرده‌اند لازم نیست در جلسه دوم حاضر شوند، مگر آنکه شرایط تغییر کند یا خودشان رأی قبلی را پس بگیرند.

ماده (۵۸):
صورتجلسه صلح باید به امضای قاضی صلح، امین صلح، تاجر بدهکار و طلبکاران حاضر برسد.
هر طلبکار می‌تواند ظرف ده (۱۰) روز از تاریخ امضا، اعتراض خود و دلایل آن را کتبا به قاضی صلح بدهد.
قاضی صلح ظرف هفت (۷) روز پرونده را همراه با گزارش به دادگاه می‌فرستد.

ماده (۵۹):
هر طلبکار مخالف صلح می‌تواند در جلسه دادگاه برای تأیید یا رد صلح حاضر شود. دادگاه پس از شنیدن نظرات، یا صلح را تأیید می‌کند یا رد.
حکم تأیید قطعی است و قابل اعتراض نیست.
اگر اعتراض بی‌دلیل باشد، دادگاه می‌تواند معترض را بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ ریال عمانی جریمه کند.

ماده (۶۰):
صلح حمایتی می‌تواند شامل اعطای مهلت به تاجر بدهکار یا بخشش بخشی از دین باشد.
همچنین می‌تواند مشروط به این باشد که اگر ظرف پنج (۵) سال از تاریخ تأیید صلح وضع مالی تاجر بهبود یافت، دین کامل پرداخت شود. بهبود وضع یعنی دارایی‌ها حداقل ده درصد (۱۰٪) بیشتر از بدهی‌ها باشد.

بخش هفتم – تأیید صلح حمایتی

ماده (۶۱):
امین صلح باید خلاصه حکم دادگاه مبنی بر تأیید صلح حمایتی را ظرف پانزده (۱۵) روز در روزنامه رسمی منتشر کند.
خلاصه باید شامل نام تاجر بدهکار، نشانی، شماره ثبت تجاری، نام دادگاه صادرکننده حکم، تاریخ حکم و تاریخ تأیید صلح باشد.

ماده (۶۲):
صلح حمایتی از زمان صدور حکم تأیید، برای تمام طلبکارانی که دیون‌شان عادی (بدون وثیقه یا امتیاز) است، لازم‌الاجراست؛ حتی اگر در روند صلح شرکت نکرده یا مخالفت کرده باشند.
اما:

  • ضامنان و مدیونان متضامن از صلح منتفع نمی‌شوند.
  • اگر صلح با یک شرکت منعقد شود، شرکای مسئول در اموال شخصی خود هم مشمول آن هستند مگر آنکه در قرارداد خلافش قید شده باشد.
  • صلح شامل دیون نفقه و دیونی که پس از حکم آغاز روند صلح ایجاد می‌شوند، نمی‌گردد.

ماده (۶۳):
دادگاه می‌تواند به درخواست تاجر بدهکار و پس از شنیدن نظر طلبکاران، برای دیونی که صلح شامل آن‌ها نمی‌شود (و قبل از حکم آغاز صلح ایجاد شده‌اند)، مهلت تعیین کند؛ به شرطی که این مهلت بیشتر از مهلت مقرر در قرارداد صلح نباشد.
این حکم شامل دیون نفقه نمی‌شود.
تاجر همچنین حق دارد از مهلت‌های طولانی‌تری که در قرارداد اصلی دین مقرر شده بهره‌مند شود.

ماده (۶۴):
دادگاه در حکم تأیید صلح باید یکی از این دو را مقرر کند:

  • ابقای امین صلح، یا
  • تعیین یک ناظر (از میان طلبکاران یا غیر آنان) برای مراقبت بر اجرای شروط صلح.

وظایف امین یا ناظر:

  • ثبت مبالغ پرداختی روی اسناد بدهی،
  • دادن رسید به تاجر بابت هر پرداخت،
  • گزارش تخلفات به دادگاه.

پس از اجرای کامل شروط صلح، امین یا ناظر باید ظرف ده (۱۰) روز از پایان کار از دادگاه بخواهد حکم به خاتمه روند صادر کند.
این حکم ظرف سی (۳۰) روز صادر و خلاصه آن در ثبت تجاری درج می‌شود.

ماده (۶۵):
دادگاه می‌تواند بنا به درخواست هر طلبکاری که مشمول صلح است، حکم به فسخ صلح حمایتی بدهد، در موارد:
الف – اگر تاجر بدهکار شروط صلح را اجرا نکند،
ب – اگر او بدون دلیل موجه پس از تأیید صلح اموال یا مغازه خود را منتقل کند،
ج – اگر تاجر فوت کند و ادامه اجرای صلح دیگر امکان‌پذیر نباشد.

طلبکارانی که پیش از فسخ بخشی از طلب خود را گرفته‌اند، ملزم به بازگرداندن آن نیستند. همچنین فسخ، ضامنی را که تضمین اجرای صلح کرده بری‌ءالذمه نمی‌کند.

ماده (۶۶):
صلح حمایتی باطل می‌شود اگر بعد از تأیید مشخص شود تاجر مرتکب تقلب شده است. از جمله: پنهان کردن دارایی، پنهان کردن یا ساختگی نشان دادن بدهی، یا بزرگ‌نمایی عمدی در برآورد دیون.
هر ذی‌نفعی می‌تواند ظرف شش (۶) ماه از کشف تقلب درخواست ابطال کند، ولی حداکثر ظرف یک (۱) سال از تاریخ حکم تأیید.
طلبکارانی که قبل از ابطال بخشی از دین خود را گرفته‌اند، ملزم به بازپرداخت نیستند. ذمه تاجر به میزان پرداخت‌شده بری‌ء می‌شود.
دعوی ابطال در همان دادگاهی مطرح می‌شود که صلح را تأیید کرده است.

ماده (۶۷):
قاضی صلح باید دستمزد امین صلح و ناظر (اگر از میان طلبکاران نباشد) را تعیین کند. این تصمیم در دبیرخانه دادگاه ثبت می‌شود.
هر ذی‌نفعی می‌تواند ظرف پانزده (۱۵) روز اعتراض کند و دادگاه رأی قطعی صادر خواهد کرد.

ماده (۶۸):
دادگاه می‌تواند بنا به پیشنهاد قاضی صلح، در حکم خاتمه روند صلح به ناظری که از میان طلبکاران انتخاب شده و تلاش فوق‌العاده‌ای کرده باشد، پاداشی اختصاص دهد، به شرطی که وضعیت مالی تاجر اجازه دهد.


باب دوم – ورشکستگی

فصل اول – اعلان ورشکستگی

بخش اول – درخواست اعلان ورشکستگی

ماده (۶۹):
هر تاجری که به دلیل آشفتگی مالی از پرداخت دیون تجاری خود بازایستد، می‌تواند ورشکسته اعلام شود.
توقف از پرداخت دین، دلیل بر آشفتگی است مگر خلاف آن ثابت شود.
ورشکستگی فقط با حکم دادگاه محقق می‌شود. صرف توقف از پرداخت دین به‌تنهایی آثار ورشکستگی ندارد، مگر آنکه قانون تصریح کرده باشد.

ماده (۷۰):
ورشکستگی با حکم دادگاه و به درخواست تاجر بدهکار یا یکی از طلبکاران یا به ابتکار دادگاه اعلام می‌شود.
حتی پس از فوت یا ترک تجارت نیز، اگر متوفی یا بازنشسته در حالت توقف از پرداخت بوده، ورشکستگی‌اش قابل اعلان است.
این درخواست باید ظرف یک (۱) سال از تاریخ فوت یا ترک تجارت ارائه شود.
ورثه می‌توانند درخواست اعلان ورشکستگی متوفی را بدهند. اگر برخی مخالف باشند، دادگاه نظر آن‌ها را می‌شنود و سپس تصمیم می‌گیرد.
اگر تاجر فوت کرده باشد، دادخواست ورشکستگی باید به ورثه در آخرین محل سکونت او ابلاغ شود.
طلبکار نمی‌تواند تنها بر اساس دینی که کاملاً با وثیقه تضمین شده است درخواست ورشکستگی دهد، مگر ارزش دین از ارزش وثیقه بیشتر باشد.

ماده (۷۱):
تاجر بدهکار باید ظرف پانزده (۱۵) روز از تاریخ توقف از پرداخت، درخواست ورشکستگی را به دبیرخانه دادگاه تسلیم کند. این درخواست باید شامل دلایل توقف باشد و اسناد زیر ضمیمه گردد:

  • دفاتر تجاری اصلی،
  • آخرین ترازنامه حسابرسی‌شده و صورت سود و زیان،
  • فهرست هزینه‌های شخصی او در دو سال گذشته یا مدت اشتغال به تجارت (اگر کمتر از دو سال باشد)،
  • فهرست اموال منقول و غیرمنقول و ارزش تقریبی آن‌ها در زمان توقف، همچنین حساب‌های بانکی در داخل و خارج عمان،
  • فهرست طلبکاران و بدهکاران همراه با نشانی، میزان طلب/بدهی و تضمین‌ها،
  • فهرست اعتراضات مربوط به اسناد تجاری (چک‌ها و سفته‌ها) در دو سال گذشته،
  • گواهی ثبت مبنی بر اینکه هیچ صلح حمایتی آغاز نشده یا درخواست بازسازی نداده است.

اگر برخی مدارک موجود نباشد، تاجر باید دلایل عدم ارائه را توضیح دهد.
دادگاه می‌تواند او را ملزم کند مدارک یا اطلاعات تکمیلی ارائه کند.

ماده (۷۲):
هر طلبکار دارای دین تجاری حال و غیرمورد اختلاف می‌تواند در صورت توقف تاجر از پرداخت، درخواست اعلان ورشکستگی او را بدهد.
طلبکار با دین مدنی حال نیز این حق را دارد، مشروط بر اینکه ثابت کند تاجر بدهکار علاوه بر دین مدنی، از پرداخت دیون تجاری حال نیز متوقف شده است.
طلبکار دارای دین تجاری مؤجل می‌تواند درخواست اعلان ورشکستگی دهد اگر:

  • تاجر بدهکار در عمان اقامتگاه مشخصی نداشته باشد، یا
  • فرار کرده، یا مغازه‌اش را بسته، یا در حال تصفیه آن باشد، یا
  • اقداماتی زیان‌آور برای طلبکاران انجام داده باشد.

درخواست باید به دبیرخانه دادگاه تسلیم شود و شامل تقاضای اتخاذ تدابیر احتیاطی علیه تاجر و بیان اوضاعی باشد که نشانگر توقف او از پرداخت است.
همچنین باید مدرکی ضمیمه شود که اثبات کند مبلغی معادل ۲۰۰ ریال عمانی به صندوق دادگاه سپرده شده برای هزینه‌های انتشار حکم در روزنامه رسمی.

ماده (۷۳):
درخواست اعلان ورشکستگی به دلیل عدم پرداخت جریمه‌ها، مالیات‌ها، عوارض یا حق بیمه‌های اجتماعی پذیرفته نمی‌شود.


بخش دوم – حکم اعلان ورشکستگی

ماده (۷۴):
اگر دادگاه بخواهد رأساً (بر اساس ماده ۷۰) ورشکستگی را اعلام کند، دبیرخانه دادگاه باید تاجر را از روز جلسه مطلع سازد. عدم حضور یا عدم اظهارنظر او مانع از صدور حکم ورشکستگی نیست.

ماده (۷۵):
دعاوی ورشکستگی باید فوراً رسیدگی شوند و احکام صادره در آن‌ها فوری‌الاجرا هستند، مگر خلاف آن تصریح شده باشد.

ماده (۷۶):
دادگاه می‌تواند هنگام رسیدگی به دعوای ورشکستگی، تدابیر احتیاطی برای سه (۳) ماه (قابل تمدید) نسبت به اموال تاجر بدهکار اعمال کند، یا اقداماتی انجام دهد که وضعیت مالی و دلایل توقف او از پرداخت روشن شود.

ماده (۷۷):
دادگاه صلاحیت رسیدگی به تمام دعاوی ناشی از ورشکستگی را دارد؛ اعم از دعاوی متعلق به تفلیسه علیه دیگران یا بالعکس.
دعوای ناشی از ورشکستگی به‌ویژه دعاوی مربوط به دارایی‌ها، مدیریت و اموال تفلیسه است.

ماده (۷۸):
دادگاه در حکم ورشکستگی باید:

  • تاریخ موقت توقف از پرداخت را تعیین کند،
  • مدیر تفلیسه منصوب نماید،
  • یک قاضی به‌عنوان قاضی تفلیسه انتخاب کند،
  • دستور مهر و موم مغازه تاجر بدهکار را تا پایان صورت‌برداری اموال بدهد،
  • نسخه‌ای از حکم را به دادستانی کل ارسال کند.

ماده (۷۹):
دادگاه می‌تواند برای تعیین تاریخ توقف از پرداخت، به هر عمل یا گفتار یا معامله‌ای از تاجر استناد کند که نشانگر آشفتگی مالی یا توسل او به راه‌های نامشروع یا زیان‌آور باشد. مانند: فرار، پنهان کردن اموال، فروش به کمتر از ارزش، گرفتن وام با شرایط سنگین، یا ورود به معاملات پرخطر.
اگر در حکم تاریخ مشخص نشود، همان تاریخ صدور حکم به‌عنوان تاریخ موقت توقف محسوب می‌شود.
اگر پس از فوت یا ترک تجارت ورشکستگی اعلام شود و تاریخ توقف تعیین نشده باشد، تاریخ فوت یا ترک تجارت تاریخ موقت توقف خواهد بود.

ماده (۸۰):
دادگاه می‌تواند به درخواست تاجر، طلبکار، مدیر تفلیسه یا هر ذی‌نفع، تاریخ توقف را تغییر دهد، تا زمانی که فهرست نهایی دیون به دبیرخانه سپرده نشده باشد.
اما در هیچ حال نمی‌توان تاریخ توقف را بیش از دو (۲) سال پیش از تاریخ حکم ورشکستگی تعیین کرد.
مدیر تفلیسه موظف است حکم تغییر تاریخ را در ثبت تجاری درج کند.

ماده (۸۱):
دبیرخانه دادگاه باید مدیر تفلیسه را فوراً مطلع کند.
مدیر تفلیسه موظف است حکم را در ثبت تجاری درج کند و خلاصه حکم را ظرف دو (۲) هفته در روزنامه رسمی منتشر نماید. خلاصه باید شامل:

  • نام و نشانی تاجر بدهکار،
  • شماره ثبت،
  • دادگاه صادرکننده،
  • تاریخ حکم،
  • تاریخ موقت توقف،
  • نام قاضی تفلیسه و مدیر تفلیسه و نشانی او،
  • دعوت از طلبکاران برای ارائه دیون.

اگر تاریخ توقف تغییر کند، تاریخ جدید نیز باید در آگهی ذکر شود.
مدیر تفلیسه همچنین باید خلاصه حکم را به نام «جماعت طلبکاران» در ثبت املاک ظرف ۳۰ روز ثبت کند. این ثبت موجب ایجاد رهن یا تضمین جدید برای طلبکاران نمی‌شود.

ماده (۸۲):
هر ذی‌نفعی که طرف دعوی نبوده می‌تواند ظرف پانزده (۱۵) روز از تاریخ انتشار حکم در روزنامه رسمی، به حکم ورشکستگی اعتراض کند.

ماده (۸۳):
اگر تاجر خود درخواست ورشکستگی دهد و دادگاه آن را رد کند و معلوم شود که او عمداً ورشکستگی را ساختگی جلوه داده است، دادگاه می‌تواند او را به جریمه‌ای بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ ریال عمانی محکوم کند و خلاصه حکم به هزینه او منتشر شود.
اگر طلبکار درخواست داده باشد و دادگاه رد کند و معلوم شود او قصد تخریب اعتبار تجاری تاجر را داشته، همین جریمه علیه او اعمال می‌شود و خلاصه حکم به هزینه او منتشر می‌گردد. این امر مانع از مطالبه خسارت توسط تاجر نیست.

ماده (۸۴):
اگر هنگام صدور حکم ورشکستگی نقدینگی کافی برای هزینه‌های آن (انتشار، ثبت، مهر و موم، توقیف و …) وجود نداشته باشد، این هزینه‌ها از خزانه عمومی پرداخت می‌شود. سپس این مبالغ با اولویت بر تمام طلبکاران از اولین وجوه واردشده به تفلیسه بازپس گرفته خواهد شد.

ماده (۸۵):
اگر بدهکار پیش از قطعی شدن حکم ورشکستگی، تمام دیون تجاری خود را پرداخت کند، دادگاه باید حکم ورشکستگی را لغو نماید. هزینه‌های دعوی به عهده او خواهد بود.

خش سوم – مدیر تفلیسه

ماده (۸۶):
دادگاه در حکم ورشکستگی یک نماینده قانونی برای اداره تفلیسه منصوب می‌کند که «مدیر تفلیسه» نام دارد. او می‌تواند از میان کارشناسان ثبت‌شده در جدول یا افراد دیگر انتخاب شود.
قاضی تفلیسه می‌تواند رأساً یا به درخواست بدهکار، ناظر یا طلبکاران، دستور دهد یک یا چند مدیر اضافی منصوب شوند.

ماده (۸۷):
نمی‌توان فردی را به‌عنوان مدیر تفلیسه منصوب کرد اگر:

  • همسر بدهکار باشد یا تا درجه چهارم با او خویشاوندی داشته باشد،
  • در دو سال اخیر شریک، کارمند، حسابدار یا وکیل او بوده باشد،
  • پیش‌تر به جرم ورشکستگی، سرقت، اختلاس اموال عمومی، خیانت در امانت، کلاهبرداری، جعل، رشوه، شهادت دروغ، یا جرایم اقتصادی محکوم شده باشد.

ماده (۸۸):
مدیر تفلیسه وظیفه دارد اموال تفلیسه را اداره و حفظ کند و در همه دعاوی و اقداماتی که لازم است به‌جای بدهکار اقدام نماید.
او باید کلیه فعالیت‌های مربوط به تفلیسه را روزانه در دفتر ویژه ثبت کند. صفحات دفتر شماره‌گذاری می‌شود و قاضی تفلیسه آن را مهر یا امضا می‌کند. در پایان، قید خاتمه در دفتر درج می‌شود.
دادگاه، قاضی تفلیسه و ناظر هر زمان بخواهند می‌توانند دفتر را بررسی کنند. بدهکار نیز با اجازه قاضی حق مشاهده دارد.

ماده (۸۹):
اگر چند مدیر تفلیسه منصوب شوند باید به‌طور مشترک کار کنند و همگی مسئولیت تضامنی دارند.
قاضی می‌تواند کارها را میان آنان تقسیم یا وظیفه مشخصی را به یکی بسپارد. در این حالت، هر مدیر فقط در برابر کاری که به او محول شده مسئول است.
مدیران می‌توانند به یکدیگر وکالت دهند ولی اجازه وکالت به غیر ندارند.

ماده (۹۰):
بدهکار یا ناظر می‌توانند پیش از اجرای عمل، به قاضی تفلیسه نسبت به اقدام مدیر اعتراض کنند. این اعتراض اجرای عمل را متوقف می‌کند. قاضی باید ظرف هفت (۷) روز تصمیم بگیرد. تصمیم قطعی است.

ماده (۹۱):
دادگاه می‌تواند بنا به درخواست قاضی تفلیسه، بدهکار یا ناظر، مدیر تفلیسه را عزل کرده و دیگری را منصوب کند یا در صورت تعدد مدیران، تعدادشان را کاهش دهد.

ماده (۹۲):
حق‌الزحمه و هزینه‌های مدیر تفلیسه با تصمیم قاضی تفلیسه پس از ارائه گزارش پایانی او تعیین می‌شود.
قاضی می‌تواند پیش از پایان کار، مبالغی علی‌الحساب از دستمزد او پرداخت کند.


بخش چهارم – قاضی تفلیسه

ماده (۹۳):
قاضی تفلیسه علاوه بر اختیارات مقرر در این قانون وظایف زیر را دارد:
الف – نظارت بر اداره تفلیسه و صدور دستورات لازم برای حفظ اموال، از جمله دستور به مدیر برای اقامه دعوی یا اقدامات دیگر.
ب – دعوت طلبکاران به جلسات مقرر در قانون و ریاست بر این جلسات.
ج – ارائه گزارش هر سه (۳) ماه به دادگاه درباره وضعیت تفلیسه و گزارش جداگانه برای هر اختلاف مربوط به آن.
د – احضار بدهکار، ورثه، نمایندگان یا کارمندان او یا هر شخص دیگری برای استماع اظهارات در امور تفلیسه.

ماده (۹۴):
تصمیمات قاضی تفلیسه باید روز بعد در دبیرخانه دادگاه ثبت شود. او می‌تواند دستور دهد تصمیمات به ذی‌نفعان با روشی که مناسب بداند ابلاغ گردد.

ماده (۹۵):
تصمیمات قاضی تفلیسه اصولاً قابل اعتراض نیست مگر:

  • قانون اجازه داده باشد، یا
  • تصمیم خارج از صلاحیت او باشد.

اعتراض باید ظرف ده (۱۰) روز از تاریخ ثبت تصمیم با دادخواست تقدیم شود. دادگاه در اولین جلسه رسیدگی می‌کند، بدون حضور قاضی تفلیسه.
اعتراض اجرای تصمیم را متوقف می‌کند مگر دادگاه خلافش را دستور دهد.
اگر اعتراض بی‌اساس باشد، دادگاه می‌تواند معترض را به جریمه‌ای بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ ریال عمانی محکوم کند.

ماده (۹۶):
دادگاه می‌تواند قاضی تفلیسه را جایگزین کند یا در صورت غیبت یا مانع بودن، قاضی دیگری را موقتاً منصوب نماید. همچنین اگر ادامه حضور او به زیان طلبکاران باشد، دادگاه می‌تواند او را تغییر دهد.


بخش پنجم – ناظر (مراقب)

ماده (۹۷):
قاضی تفلیسه می‌تواند یک یا چند ناظر از میان طلبکارانی که خود را نامزد کرده‌اند انتخاب کند. بدهکار یا هر طلبکار می‌تواند به این انتخاب اعتراض کند. اعتراض مانع اجرای تصمیم نیست. قاضی باید ظرف هفت (۷) روز تصمیم بگیرد.

ماده (۹۸):
ناظر نمی‌تواند همسر بدهکار یا خویشاوند او تا درجه چهارم باشد.

ماده (۹۹):
ناظر وظایف زیر را دارد:

  • بررسی ترازنامه و گزارش‌های ارائه‌شده از سوی تاجر،
  • انجام مأموریت‌هایی که قاضی برای نظارت بر مدیر تفلیسه به او محول می‌کند،
  • کمک به قاضی در کارها،
  • حق درخواست توضیح از مدیر تفلیسه درباره روند، درآمدها، هزینه‌ها و وضعیت دعاوی.

ماده (۱۰۰):
ناظر بابت کار خود دستمزدی نمی‌گیرد. با این حال، اگر تلاش فوق‌العاده‌ای کرده باشد و وضعیت مالی تفلیسه اجازه دهد، دادگاه می‌تواند پاداشی برای او تعیین کند.
ناظر با تصمیم قاضی قابل عزل است و فقط در صورت خطای فاحش مسئول خواهد بود.

بخش ششم – تحقیق دیون تفلیسه

ماده (۱۰۱):
مدیر تفلیسه باید ظرف سی (۳۰) روز از تاریخ ابلاغ حکم ورشکستگی، از طریق انتشار در روزنامه رسمی و روزنامه‌ای کثیرالانتشار، از همه طلبکاران بخواهد که اسناد دیون خود را به همراه تضمین‌های مربوط ظرف شصت (۶۰) روز از تاریخ انتشار آگهی به دبیرخانه دادگاه تسلیم کنند.
طلبکاران مقیم خارج از عمان می‌توانند ظرف نود (۹۰) روز این اسناد را ارائه دهند.

ماده (۱۰۲):
باید در اطلاعیه ذکر شود که اسناد بدهی باید در دبیرخانه دادگاه تسلیم گردد و طلبکار باید اصل سند دین یا رونوشت رسمی آن را ارائه کند. همچنین اگر دین دارای وثیقه باشد، سند مربوط به وثیقه نیز باید تسلیم شود.
اگر دین پیش‌تر در دادگاه یا اداره رسمی دیگری مورد پذیرش یا اعتراض قرار گرفته، گواهی آن نیز باید ضمیمه باشد.

ماده (۱۰۳):
مدیر تفلیسه پس از پایان مهلت ارائه دیون، فهرستی به نام «فهرست دیون» تنظیم می‌کند که شامل:

  • نام طلبکاران،
  • مبلغ دین،
  • تضمین‌ها (در صورت وجود)،
  • نظر او درباره پذیرش یا رد هر دین.

او باید این فهرست را ظرف پانزده (۱۵) روز به دبیرخانه دادگاه تسلیم کند.

ماده (۱۰۴):
قاضی تفلیسه باید جلسه‌ای برای بررسی فهرست دیون تعیین کند. طلبکاران، بدهکار و ناظر باید حداقل هفت (۷) روز پیش از جلسه مطلع شوند.

ماده (۱۰۵):
طلبکارانی که دیونشان در فهرست آمده‌اند می‌توانند در جلسه حضور یافته و نسبت به دیون دیگران اعتراض کنند.
بدهکار نیز می‌تواند در مورد هر دین توضیح دهد یا اعتراض کند.

ماده (۱۰۶):
قاضی تفلیسه پس از بررسی فهرست دیون، تصمیم می‌گیرد که دین پذیرفته یا رد شود یا موقتاً تا مبلغی پذیرفته شود. این تصمیم باید در دفتر دادگاه ثبت گردد.

ماده (۱۰۷):
هر طلبکار یا بدهکار می‌تواند ظرف ده (۱۰) روز از تاریخ ثبت تصمیم قاضی، به دادگاه اعتراض کند. اعتراض اجرای تصمیم را متوقف نمی‌کند مگر اینکه دادگاه خلاف آن را مقرر دارد.

ماده (۱۰۸):
دیونی که قطعی یا موقتاً پذیرفته شده‌اند، در جدول نهایی دیون درج می‌گردند.
جدول باید ظرف سه (۳) روز پس از قطعیت به دادگاه ارائه و خلاصه آن در روزنامه رسمی منتشر شود.


بخش هفتم – آثار حکم ورشکستگی

ماده (۱۰۹):
از تاریخ صدور حکم ورشکستگی:
الف – بدهکار از اداره کلیه اموال خود (اعم از منقول و غیرمنقول) و حق تصرف در آن‌ها محروم می‌شود. این اموال شامل اموالی است که در طول تفلیسه نیز به دست می‌آید.
ب – هر تصرف بدهکار در اموالش نسبت به طلبکاران بی‌اعتبار است.
ج – دعاوی مربوط به اموال تفلیسه فقط از سوی مدیر تفلیسه اقامه یا دفاع می‌شود.

ماده (۱۱۰):
ورشکستگی شامل اموال و حقوق زیر نمی‌شود:

  • اموالی که قانوناً غیرقابل توقیف‌اند،
  • حقوقی که صرفاً مربوط به شخص بدهکار است (مثل حق حضانت یا حقوق غیرمالی).

ماده (۱۱۱):
هر دعوایی که بدهکار علیه دیگران اقامه کرده باشد (مگر دعاوی شخصی غیرمالی) ادامه می‌یابد ولی مدیر تفلیسه در آن وارد می‌شود.

ماده (۱۱۲):
طلبکارانی که علیه بدهکار اقامه دعوی کرده‌اند باید مدیر تفلیسه را طرف دعوی قرار دهند.

ماده (۱۱۳):
هر طلبکار نمی‌تواند علیه بدهکار ورشکسته دعوای فردی جدید اقامه کند یا اقدام اجرایی انجام دهد، مگر آنکه دین او ناشی از هزینه‌های لازم‌الاجرا یا پس از حکم ورشکستگی باشد.

ماده (۱۱۴):
با صدور حکم ورشکستگی، تمام دیون مؤجل بدهکار حال می‌شوند.

ماده (۱۱۵):
بهره دیون پس از تاریخ حکم ورشکستگی متوقف می‌شود، مگر آنکه دین با وثیقه تضمین شده باشد و ارزش وثیقه از اصل دین بیشتر باشد. در این صورت، بهره تا میزان مازاد ادامه می‌یابد.

ماده (۱۱۶):
صدور حکم ورشکستگی موجب انحلال شرکت‌های تضامنی و نسبی می‌شود. اما مدیران می‌توانند با موافقت همه شرکا فعالیت شرکت را ادامه دهند.

ماده (۱۱۷):
اگر شریک ضامن یک شرکت ورشکسته اعلام شود، اموال شخصی او نیز جزو تفلیسه قرار می‌گیرد.

ماده (۱۱۸):
ورشکستگی یک شرکت موجب ورشکستگی شرکای ضامن نیز می‌شود و برعکس.

بخش هشتم – ابطال اعمال بدهکار

ماده (۱۱۹):
هرگاه تاریخ توقف از پرداخت تعیین شود، هر معامله‌ای که بدهکار پس از آن تاریخ انجام داده و به زیان طلبکاران باشد، باطل و بلااثر است.
از جمله:

  • هر پرداخت نقدی یا انتقال اموال برای دِینی که هنوز سررسید نشده است،
  • هر پرداخت به غیر وجه نقد (مانند انتقال کالا یا اسناد) برای دِینی که سررسید آن رسیده باشد،
  • هر تأسیس وثیقه یا حق عینی برای تضمین دِینی که قبلاً بدون وثیقه بوده است.

ماده (۱۲۰):
اگر تاریخ توقف مشخص نشده باشد، باطل بودن معاملات فوق شامل معاملاتی است که پس از تاریخ صدور حکم ورشکستگی انجام شده باشد.

ماده (۱۲۱):
اگر بدهکار پیش از تاریخ توقف (یا در فرض ماده ۱۲۰، پیش از صدور حکم ورشکستگی) هر یک از کارهای زیر را انجام داده باشد، دادگاه به درخواست مدیر تفلیسه، هر ذی‌نفع یا دادستانی کل، می‌تواند آن را باطل اعلام کند:

  • هر معامله‌ای که به قصد ضرر زدن به طلبکاران یا ترجیح برخی از آنان انجام شده باشد.
  • هر بخشش (هبه یا صلح بلاعوض) جز هدایای کوچک متعارف.
  • هر معامله‌ای که ارزش آن به‌طور آشکار بسیار بیشتر از عوض دریافتی بدهکار باشد.

ماده (۱۲۲):
در دعاوی بطلان معاملات، باید ثابت شود که طرف معامله (غیر از بدهکار) از وضعیت توقف یا زیان‌آور بودن عمل آگاه بوده است.
این آگاهی فرض می‌شود اگر شخص طرف معامله از بستگان بدهکار تا درجه چهارم یا شریک تجاری نزدیک او باشد.

ماده (۱۲۳):
هر دعوای مربوط به بطلان معاملات مذکور باید ظرف سه (۳) سال از تاریخ صدور حکم ورشکستگی اقامه شود.


بخش نهم – اداره اموال تفلیسه

ماده (۱۲۴):
مدیر تفلیسه مکلف است بلافاصله پس از صدور حکم، اقدام به مهر و موم اموال بدهکار کند؛ به‌جز اموالی که فوراً باید فروخته شوند یا مورد نیاز خانواده بدهکار هستند.

ماده (۱۲۵):
مدیر تفلیسه باید صورت جامعی از دارایی‌ها و بدهی‌ها تنظیم کرده و ظرف سی (۳۰) روز از تاریخ حکم به قاضی تفلیسه ارائه دهد. این مهلت با تصمیم قاضی قابل تمدید است.

ماده (۱۲۶):
بدهکار باید با مدیر تفلیسه همکاری کند، تمام دفاتر و اسناد خود را تحویل دهد، و هرگونه اطلاعات لازم را در اختیار بگذارد.
اگر همکاری نکند، قاضی می‌تواند او را جریمه یا بازداشت کند.

ماده (۱۲۷):
مدیر تفلیسه باید اموال را اداره و حفظ کند، دعاوی لازم را اقامه کند، و در صورت لزوم با اجازه قاضی اقدام به فروش اموال نماید.

ماده (۱۲۸):
فروش اموال باید از طریق مزایده عمومی انجام شود، مگر آنکه قاضی روش دیگری را تجویز کند.

ماده (۱۲۹):
اگر فروش فوری لازم باشد (مثلاً به دلیل فساد یا کاهش سریع ارزش)، مدیر می‌تواند با اجازه قاضی تفلیسه آن را به‌طور مستقیم بفروشد.

ماده (۱۳۰):
وجوه حاصل از فروش باید در حساب بانکی به نام تفلیسه واریز شود و فقط با دستور قاضی برداشت گردد.

ماده (۱۳۱):
مدیر تفلیسه موظف است هر سه (۳) ماه گزارشی از وضعیت اموال و حساب‌ها به قاضی ارائه کند.

خش دهم – فروش اموال و پرداخت دیون

ماده (۱۳۲):
فروش اموال بدهکار باید به‌گونه‌ای انجام شود که بیشترین منفعت برای تفلیسه حاصل گردد. قاضی تفلیسه می‌تواند روش فروش را تعیین کند و فروش را به‌صورت یکجا یا جداگانه دستور دهد.

ماده (۱۳۳):
هرگاه فروش شامل اموال منقول یا غیرمنقول ثبت‌شده باشد، مدیر تفلیسه باید تشریفات قانونی مربوط به انتقال مالکیت را رعایت کند.

ماده (۱۳۴):
طلبکارانی که دارای وثیقه عینی هستند (مانند رهن یا حق عینی تضمینی)، می‌توانند نسبت به اموال مورد وثیقه خود خارج از تفلیسه اقدام کنند.
اما اگر فروش آن اموال به نفع همه طلبکاران باشد، قاضی تفلیسه می‌تواند دستور دهد اموال در چارچوب تفلیسه فروخته شود. در این صورت، پس از فروش، طلبکار صاحب وثیقه در اولویت پرداخت قرار می‌گیرد.

ماده (۱۳۵):
وجوهی که از فروش اموال به دست می‌آید باید به ترتیب زیر پرداخت شود:
۱. هزینه‌های اداره تفلیسه و دستمزدها،
۲. دیون ممتاز قانونی (مثل حقوق کارگران، نفقه و مالیات‌ها)،
۳. دیون دارای وثیقه تا حد ارزش وثیقه،
۴. سایر دیون عادی به نسبت سهم خود.

ماده (۱۳۶):
اگر پس از پرداخت تمام دیون عادی هنوز وجوهی باقی بماند، به بدهکار مسترد می‌شود.


بخش یازدهم – اتحاد طلبکاران

ماده (۱۳۷):
اگر پس از پایان رسیدگی به دیون، روشن شود که دارایی کافی برای پرداخت همه وجود ندارد، طلبکاران در یک «اتحاد طلبکاران» گرد می‌آیند.
در این صورت:

  • تصمیمات مربوط به اداره تفلیسه توسط طلبکاران گرفته می‌شود،
  • یک نماینده از سوی آنان به نام «امین اتحاد طلبکاران» انتخاب می‌گردد.

ماده (۱۳۸):
امین اتحاد طلبکاران باید از میان طلبکاران انتخاب شود، مگر آنکه دادگاه تصمیم بگیرد فرد دیگری (حتی غیرطلبکار) را منصوب کند.

ماده (۱۳۹):
امین اتحاد طلبکاران به جای مدیر تفلیسه عمل می‌کند و وظیفه‌اش حفاظت از منافع همه طلبکاران است.
قاضی تفلیسه همچنان بر او نظارت دارد.

ماده (۱۴۰):
تصمیمات اتحاد طلبکاران باید با اکثریت طلبکارانی که دست‌کم دوسوم ارزش دیون را دارند، اتخاذ شود.
تصمیمات برای همه طلبکاران لازم‌الاجراست.


بخش دوازدهم – پایان تفلیسه

ماده (۱۴۱):
تفلیسه در موارد زیر خاتمه می‌یابد:
۱. وقتی تمام دیون پرداخت شود،
۲. وقتی دارایی‌ها توزیع و چیزی باقی نماند،
۳. وقتی با تصمیم دادگاه به دلیل عدم کفایت دارایی برای پوشش هزینه‌ها متوقف شود.

ماده (۱۴۲):
پس از پایان تفلیسه، مدیر یا امین اتحاد طلبکاران باید گزارش پایانی به دادگاه بدهد.
دادگاه پس از بررسی و تصویب گزارش، حکم به پایان تفلیسه صادر می‌کند.

ماده (۱۴۳):
حکم پایان تفلیسه باید در ثبت تجاری درج و در روزنامه رسمی منتشر شود.

ماده (۱۴۴):
پس از پایان تفلیسه، بدهکار می‌تواند درخواست «اعاده حیثیت» کند، مشروط بر اینکه شرایط قانونی مقرر را داشته باشد.

بخش سیزدهم – اعاده حیثیت

ماده (۱۴۵):
هر تاجر ورشکسته می‌تواند پس از پایان تفلیسه خود، تقاضای اعاده حیثیت نماید.

ماده (۱۴۶):
اعاده حیثیت فقط در صورتی پذیرفته می‌شود که ورشکسته تمام دیون خود (اصل + بهره + هزینه‌ها) را پرداخت کرده باشد یا طلبکاران او را از پرداخت معاف کرده باشند.

ماده (۱۴۷):
اگر ورشکسته نتواند همه دیون را بپردازد، می‌تواند پس از گذشت سه (۳) سال از تاریخ پایان تفلیسه، تقاضای اعاده حیثیت کند؛ به شرطی که ثابت نماید در این مدت حسن‌نیت داشته و هیچ محکومیت کیفری علیه او صادر نشده باشد.
در این صورت، دادگاه می‌تواند اعاده حیثیت را بپذیرد حتی اگر بخشی از دیون پرداخت نشده باشد.

ماده (۱۴۸):
درخواست اعاده حیثیت باید به دادگاه ارائه شود و شامل اسناد زیر باشد:

  • مدرک پایان تفلیسه،
  • مدارک پرداخت دیون یا اسناد اعفای طلبکاران،
  • گواهی عدم محکومیت کیفری در مدت مذکور.

ماده (۱۴۹):
دادگاه باید از طلبکاران نظرخواهی کند و می‌تواند قبل از صدور حکم، تحقیقات لازم را انجام دهد.

ماده (۱۵۰):
حکم اعاده حیثیت باید در ثبت تجاری درج و در روزنامه رسمی منتشر شود.

ماده (۱۵۱):
اگر پس از صدور حکم اعاده حیثیت معلوم شود که ورشکسته مرتکب تقلب شده یا مدارک جعلی ارائه کرده است، دادگاه باید به درخواست دادستانی کل یا هر ذی‌نفعی حکم به ابطال اعاده حیثیت بدهد.


فصل دوم – جرایم ورشکستگی

ماده (۱۵۲):
هر تاجر ورشکسته‌ای که مرتکب یکی از اعمال زیر شود، به جرم «ورشکستگی به تقلب» محکوم می‌شود:
۱. پنهان کردن دفاتر یا اسناد تجاری،
۲. مخفی کردن یا از بین بردن بخشی از دارایی،
۳. تصرف غیرقانونی در دارایی به نفع خود یا دیگران،
۴. تنظیم دیون یا دارایی‌های ساختگی،
۵. بزرگ‌نمایی هزینه‌ها یا دیون برای کاهش دارایی.

ماده (۱۵۳):
مجازات ورشکستگی به تقلب، حبس از دو (۲) تا پنج (۵) سال و جریمه نقدی است.

ماده (۱۵۴):
هر تاجر ورشکسته‌ای که بدون تقلب، ولی به سبب بی‌احتیاطی یا سوءمدیریت موجب توقف از پرداخت شود، به جرم «ورشکستگی به تقصیر» محکوم می‌گردد. از جمله:

  • هزینه‌کرد بیش از حد توان مالی،
  • انجام معاملات پرریسک،
  • عدم نگهداری دفاتر منظم،
  • تأخیر در درخواست ورشکستگی.

ماده (۱۵۵):
مجازات ورشکستگی به تقصیر، حبس از سه (۳) ماه تا دو (۲) سال و جریمه نقدی است.

ماده (۱۵۶):
اگر ورشکستگی به تقصیر با صلح حمایتی یا بازسازی همراه باشد و تقصیر ثابت شود، تاجر نمی‌تواند از مزایای اعاده حیثیت یا بخشش‌های قانونی استفاده کند.


فصل سوم – احکام متفرقه

ماده (۱۵۷):
دادگاه می‌تواند بنا به درخواست دادستانی کل یا هر ذی‌نفع، هر تصمیمی را که در روند ورشکستگی یا بازسازی گرفته شده و باطل یا متقلبانه باشد، لغو کند.

ماده (۱۵۸):
همه دعاوی ناشی از اجرای این قانون دارای فوریت قضایی‌اند و باید خارج از نوبت رسیدگی شوند.

ماده (۱۵۹):
وزیر تجارت و صنعت با هماهنگی وزیر دادگستری آیین‌نامه‌ها و لوایح اجرایی این قانون را ظرف شش (۶) ماه از تاریخ انتشار تصویب می‌کند.

ماده (۱۶۰):
این قانون از تاریخ اجرای مرسوم سلطانی شماره ۵۳/۲۰۱۹ (قانون افلاس عمان) لازم‌الاجراست.

بخش چهاردهم – تقسیم دارایی

ماده (۱۶۱):
مدیر تفلیسه باید پس از نقد کردن اموال، وجوه حاصل را میان طلبکاران تقسیم کند. این کار باید مطابق جدول نهایی دیون و به نسبت سهم هر طلبکار انجام شود، مگر آنکه قانون ترتیب دیگری مقرر کرده باشد.

ماده (۱۶۲):
پرداخت به طلبکاران باید با حضور قاضی تفلیسه انجام شود. مدیر تفلیسه باید رسید دریافت وجه را از هر طلبکار اخذ و آن را در دفتر مخصوص ثبت نماید.

ماده (۱۶۳):
اگر دارایی تفلیسه کافی نباشد، پرداخت‌ها به نسبت میزان دین هر طلبکار (سهمی) انجام می‌شود.

ماده (۱۶۴):
اگر طلبکاری در هنگام تقسیم حاضر نشود یا آدرس او مشخص نباشد، سهم او در صندوق دادگاه امانت گذاشته می‌شود.

ماده (۱۶۵):
هرگاه اختلافی در مورد ترتیب یا میزان پرداخت پیش آید، قاضی تفلیسه تصمیم می‌گیرد.

ماده (۱۶۶):
پرداخت به طلبکاران دارای حق تقدم باید پیش از تقسیم سهمی میان طلبکاران عادی انجام گیرد.

ماده (۱۶۷):
هزینه‌های اداره تفلیسه، حق‌الزحمه مدیر و ناظر و سایر هزینه‌های قضایی، بر سایر دیون مقدم است و ابتدا باید پرداخت گردد.


بخش پانزدهم – حقوق ممتاز

ماده (۱۶۸):
حقوق زیر نسبت به سایر دیون ممتاز محسوب می‌شوند و در پرداخت برتری دارند:
۱. حقوق کارگران بابت شش (۶) ماه آخر خدمت،
2. مبالغی که بابت مستمری یا نفقه قانونی باید پرداخت شود،
3. مالیات‌ها و عوارض دولتی،
4. دیونی که ناشی از هزینه‌های ضروری برای حفظ یا اداره اموال تفلیسه باشد.

ماده (۱۶۹):
دیون دارای وثیقه عینی بر مال مورد وثیقه مقدم بر هر طلب دیگر پرداخت می‌شود.
اگر ارزش وثیقه بیش از دین باشد، مازاد به تفلیسه برمی‌گردد.
اگر کمتر از دین باشد، باقی‌مانده در ردیف دیون عادی قرار می‌گیرد.

ماده (۱۷۰):
کارگرانی که نسبت به کارفرما وثیقه ندارند، در ردیف دیون ممتاز (ماده ۱۶۸) از دارایی کلی بهره‌مند می‌شوند.

ماده (۱۷۱):
در صورت تزاحم میان چند طلب ممتاز، ترتیب تقدم طبق قانون خاص یا به نسبت میان آنان خواهد بود.


بخش شانزدهم – جدول توزیع

ماده (۱۷۲):
مدیر تفلیسه باید پس از پایان نقد کردن اموال، «جدول توزیع» تنظیم کند که شامل مبالغ دریافتی هر طلبکار است.
این جدول باید به تأیید قاضی تفلیسه برسد.

ماده (۱۷۳):
جدول توزیع باید در دبیرخانه دادگاه در دسترس طلبکاران قرار گیرد و هر ذی‌نفعی می‌تواند ظرف ده (۱۰) روز نسبت به آن اعتراض کند.

ماده (۱۷۴):
اعتراض به جدول توزیع مانع اجرای پرداخت‌ها نمی‌شود مگر آنکه دادگاه دستور توقف دهد.

ماده (۱۷۵):
پس از قطعیت جدول توزیع، پرداخت‌ها طبق آن انجام می‌شود و طلبکاران حق اعتراض مجدد ندارند.


بخش هفدهم – تقسیم نهایی

ماده (۱۷۶):
هرگاه همه اموال تفلیسه نقد شد و دیگر مالی باقی نماند، مدیر تفلیسه باید «جدول تقسیم نهایی» تهیه و آن را به دادگاه تسلیم کند.

ماده (۱۷۷):
جدول تقسیم نهایی باید به اطلاع طلبکاران برسد و در صورت عدم اعتراض ظرف پانزده (۱۵) روز قطعی می‌شود.

ماده (۱۷۸):
پرداخت طبق جدول تقسیم نهایی موجب برائت ذمه مدیر تفلیسه از مسئولیت در برابر طلبکاران خواهد بود.

ماده (۱۷۹):
اگر پس از تقسیم نهایی مالی کشف شود، مدیر تفلیسه باید آن را میان طلبکاران بر اساس جدول نهایی توزیع کند.

ماده (۱۸۰):
پس از پایان تقسیم نهایی، قاضی تفلیسه گزارش پایانی مدیر را بررسی کرده و در صورت تأیید، حکم به بستن پرونده تفلیسه صادر می‌کند.

بخش هجدهم – احکام ویژه برخی دیون

ماده (۱۸۱):
دیونی که ناشی از نفقه قانونی هستند، در هر حال مقدم بر سایر دیون پرداخت می‌شوند و در ردیف دیون ممتاز محسوب می‌گردند.

ماده (۱۸۲):
دیونی که دولت بابت مالیات‌ها، عوارض یا حقوق گمرکی دارد، پس از نفقه و حقوق کارگران و قبل از سایر دیون پرداخت می‌شود.

ماده (۱۸۳):
طلبکارانی که در خارج از عمان اقامت دارند، اگر در مهلت مقرر دیون خود را اعلام نکنند، می‌توانند تا پیش از تنظیم جدول تقسیم نهایی، مدارک خود را ارائه دهند.
ولی در این حالت فقط در باقیمانده وجوه موجود سهیم خواهند شد و حقی نسبت به مبالغی که قبلاً تقسیم شده ندارند.

ماده (۱۸۴):
اگر یکی از شرکای ضامن در شرکت تجاری ورشکسته اعلام شود، طلبکاران شرکت می‌توانند دیون خود را هم از دارایی شرکت و هم از دارایی شخصی شریک ضامن مطالبه کنند.

ماده (۱۸۵):
اگر چند شرکت دارای شرکای مشترک ورشکسته شوند، دارایی هر شرکت به‌طور جداگانه بین طلبکاران همان شرکت تقسیم می‌شود.
اما اگر حساب‌ها به‌هم آمیخته باشد یا تمایز میان دارایی‌ها ممکن نباشد، دارایی‌ها یکجا محاسبه و میان همه طلبکاران تقسیم می‌شود.

ماده (۱۸۶):
هرگاه شریک ضامن شرکت تجاری ورشکسته اعلام شود و اموال شخصی او برای پرداخت کفایت نکند، بدهی‌های شرکت نیز در ردیف سایر دیون عادی شخص او قرار می‌گیرد.


بخش نوزدهم – دعاوی مرتبط با ورشکستگی

ماده (۱۸۷):
همه دعاوی ناشی از ورشکستگی باید در دادگاهی که حکم ورشکستگی را صادر کرده اقامه شوند، حتی اگر در صلاحیت محلی دادگاه دیگری باشند.

ماده (۱۸۸):
اگر در جریان رسیدگی به دعوی عادی معلوم شود که خوانده در حالت توقف از پرداخت قرار دارد، دادگاه باید رسیدگی را متوقف و پرونده را به دادگاه ورشکستگی ارجاع دهد.

ماده (۱۸۹):
مدیر تفلیسه می‌تواند به نام تفلیسه علیه بدهکاران تاجر ورشکسته یا علیه کسانی که به زیان طلبکاران از اموال استفاده کرده‌اند اقامه دعوی کند.

ماده (۱۹۰):
اگر بدهکار فوت کند، دعاوی ناشی از ورشکستگی همچنان ادامه می‌یابد و علیه ورثه او تعقیب می‌شود.


بخش بیستم – مرور زمان

ماده (۱۹۱):
هر دعوی علیه مدیر تفلیسه بابت اعمال مربوط به وظایف او باید ظرف سه (۳) سال از تاریخ ارتکاب یا کشف عمل اقامه شود، وگرنه مشمول مرور زمان خواهد شد.

ماده (۱۹۲):
دعوی مربوط به بطلان معاملات بدهکار پس از توقف از پرداخت (مواد ۱۱۹ تا ۱۲۳) باید ظرف سه (۳) سال از تاریخ صدور حکم ورشکستگی طرح گردد.

ماده (۱۹۳):
سایر دعاوی ناشی از ورشکستگی که قانون مدت خاصی برای آن‌ها معین نکرده، پس از گذشت پنج (۵) سال از تاریخ صدور حکم ورشکستگی مشمول مرور زمان می‌شوند.


بخش بیست و یکم – احکام کیفری تکمیلی

ماده (۱۹۴):
هر مدیر تفلیسه‌ای که عمداً مرتکب یکی از اعمال زیر شود، به مجازات حبس از شش (۶) ماه تا سه (۳) سال محکوم خواهد شد:
۱. سوءاستفاده از اموال تفلیسه برای نفع شخصی،
۲. اختلاس یا پنهان کردن اسناد،
۳. تبانی با بدهکار یا برخی طلبکاران به زیان سایرین.

ماده (۱۹۵):
هر طلبکاری که به‌طور متقلبانه دِینی غیرواقعی ارائه کند یا مبلغ دین خود را بیش از واقع نشان دهد، به حبس از سه (۳) ماه تا دو (۲) سال و جریمه محکوم خواهد شد.

ماده (۱۹۶):
هر کسی که در جریان تفلیسه به‌طور غیرقانونی اسناد یا اموال متعلق به بدهکار ورشکسته را مخفی کند، به حبس از شش (۶) ماه تا سه (۳) سال محکوم می‌شود.

ماده (۱۹۷):
اگر بدهکار ورشکسته از همکاری با مدیر تفلیسه امتناع کند یا عمداً اطلاعات غلط بدهد، به جریمه نقدی یا حبس تا یک (۱) سال محکوم خواهد شد.

خش بیست و دوم – رسیدگی‌های قضایی و تجدیدنظر

ماده (۱۹۸):
احکام صادره در امور ورشکستگی فوری‌الاجرا هستند، مگر آنکه قانون یا دادگاه دستور تعلیق اجرا را صادر کند.

ماده (۱۹۹):
احکام و تصمیمات دادگاه بدوی در دعاوی ورشکستگی ظرف سی (۳۰) روز از تاریخ صدور قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه استیناف است.
مگر در مواردی که قانون صراحتاً قطعی بودن حکم را مقرر کرده باشد.

ماده (۲۰۰):
مهلت تجدیدنظر برای کسانی که مقیم خارج از عمان هستند، شصت (۶۰) روز خواهد بود.

ماده (۲۰۱):
اعتراض و تجدیدنظر در امور ورشکستگی باید به طرفیت مدیر تفلیسه و جماعت طلبکاران مطرح شود.

ماده (۲۰۲):
احکام دادگاه استیناف در دعاوی ورشکستگی قطعی است و جز در مواردی که قانون اجازه دهد، قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی نمی‌باشد.

ماده (۲۰۳):
دادگاه باید در تمامی مراحل ورشکستگی به فوریت رسیدگی کند و نمی‌تواند به بهانه تراکم کار یا دلایل دیگر رسیدگی را طولانی سازد.

ماده (۲۰۴):
هر دعوایی که به نحوی با ورشکستگی مرتبط باشد باید در شعبه‌ای که به تفلیسه رسیدگی می‌کند مطرح گردد، حتی اگر اصولاً در صلاحیت شعبه دیگری باشد.

ماده (۲۰۵):
اگر چند پرونده ورشکستگی مرتبط با هم وجود داشته باشد، دادگاه می‌تواند آن‌ها را تجمیع و به صورت یکجا رسیدگی کند.

ماده (۲۰۶):
دبیرخانه دادگاه مکلف است نسخه‌ای از همه احکام قطعی مربوط به ورشکستگی را به اداره ثبت تجاری ارسال کند تا در پرونده تجاری بدهکار ثبت شود.

ماده (۲۰۷):
همه احکام ورشکستگی باید در روزنامه رسمی منتشر شود. هزینه انتشار بر عهده تفلیسه است.

ماده (۲۰۸):
دادگاه می‌تواند برای حسن اجرای احکام ورشکستگی، پلیس یا مأموران اجرا را مأمور سازد.

ماده (۲۰۹):
هر کس که عمداً اجرای احکام ورشکستگی را مانع شود یا در برابر مدیر تفلیسه مقاومت کند، به حبس تا شش (۶) ماه یا جزای نقدی محکوم خواهد شد.

ماده (۲۱۰):
هرگاه در روند ورشکستگی اختلافی بین طلبکاران، یا بین آنان و بدهکار، یا بین طلبکاران و مدیر تفلیسه ایجاد شود، دادگاه صالح به رسیدگی است و تصمیم آن لازم‌الاجرا خواهد بود.

ماده (۲۱۱):
دادگاه می‌تواند برای بررسی حساب‌ها و عملیات مالی تفلیسه، یک یا چند کارشناس رسمی منصوب کند.

ماده (۲۱۲):
کارشناسان موظفند گزارش خود را ظرف مهلتی که دادگاه تعیین می‌کند تسلیم نمایند. این گزارش باید شامل جزئیات کامل و مستندات باشد.

ماده (۲۱۳):
اگر کارشناس مرتکب تقصیر یا تخلف شود، دادگاه می‌تواند او را تغییر دهد و او را به جبران خسارت محکوم نماید.

ماده (۲۱۴):
دادگاه می‌تواند در هر زمان دستور رسیدگی مجدد به حساب‌های تفلیسه را صادر کند اگر دلایلی بر وجود خطا یا تقلب ارائه شود.

ماده (۲۱۵):
کلیه دعاوی ناشی از ورشکستگی و بازسازی در صلاحیت دادگاه تجاری است، مگر آنکه قانون صلاحیت دادگاه دیگری را مقرر کند.

ماده (۲۱۶):
دادگاه می‌تواند برخی دعاوی ناشی از ورشکستگی را به داوری ارجاع دهد، مشروط بر اینکه به حقوق عمومی و نظم عمومی لطمه‌ای وارد نشود.

ماده (۲۱۷):
در صورت ارجاع به داوری، باید رضایت کتبی مدیر تفلیسه و اکثریت طلبکارانی که دوسوم ارزش دیون را دارند، اخذ شود.

ماده (۲۱۸):
رأی داور در دعاوی ورشکستگی باید به تأیید دادگاه برسد تا قابلیت اجرا داشته باشد.

ماده (۲۱۹):
هر دعوی ناشی از ورشکستگی که در خارج از عمان مطرح شود، فقط در صورتی در عمان اثر خواهد داشت که مطابق قواعد شناسایی احکام خارجی به تصویب دادگاه عمانی برسد.

ماده (۲۲۰):
وزارت دادگستری و وزارت بازرگانی باید هماهنگی‌های لازم را برای اجرای بین‌المللی احکام ورشکستگی و بازسازی انجام دهند، بر اساس معاهدات و توافق‌های دوجانبه و چندجانبه.

خش بیست و سوم – جرایم و ضمانت اجراها

ماده (۲۲۱):
هر تاجر ورشکسته‌ای که پس از صدور حکم ورشکستگی بدون اجازه دادگاه از محل اقامت خود خارج شود یا اموال خود را پنهان کند، به حبس تا دو (۲) سال محکوم خواهد شد.

ماده (۲۲۲):
هر طلبکاری که با بدهکار تبانی کند تا در تقسیم دارایی سهم بیشتری بگیرد یا امتیاز ویژه‌ای به دست آورد، به حبس از شش (۶) ماه تا سه (۳) سال و جریمه نقدی محکوم می‌شود.

ماده (۲۲۳):
هر کسی که اسناد، دفاتر یا دارایی مربوط به ورشکستگی را عمداً از بین ببرد یا جعل کند، علاوه بر مجازات مقرر در قوانین جزایی، از حقوق تجاری محروم خواهد شد.

ماده (۲۲۴):
مدیر تفلیسه یا ناظری که عمداً به زیان طلبکاران یا بدهکار اقدام کند یا با آنان تبانی نماید، به حبس از یک (۱) تا سه (۳) سال محکوم خواهد شد.

ماده (۲۲۵):
هر کارمندی از دادگاه یا اداره ثبت تجاری که در جریان ورشکستگی یا بازسازی مرتکب فساد، رشوه یا افشای اسرار شود، علاوه بر مجازات قانونی، از تصدی وظایف عمومی نیز محروم خواهد شد.


بخش بیست و چهارم – اعاده حیثیت و آثار کیفری

ماده (۲۲۶):
تاجرانی که به جرم ورشکستگی به تقلب محکوم شده‌اند، نمی‌توانند درخواست اعاده حیثیت کنند مگر پس از گذشت ده (۱۰) سال از تاریخ اجرای کامل مجازات.

ماده (۲۲۷):
تاجرانی که به جرم ورشکستگی به تقصیر محکوم شده‌اند، می‌توانند پس از گذشت پنج (۵) سال از تاریخ اجرای کامل مجازات، اعاده حیثیت درخواست کنند.

ماده (۲۲۸):
احکام کیفری ورشکستگی باید در ثبت تجاری درج شود و تا زمان اعاده حیثیت یا گذشت مدت قانونی باقی خواهد ماند.


بخش بیست و پنجم – مقررات متفرقه

ماده (۲۲۹):
همه دعاوی ورشکستگی، بازسازی و صلح حمایتی باید در شعب تخصصی دادگاه تجاری رسیدگی شود.

ماده (۲۳۰):
در صورتی که در تفسیر مقررات این قانون ابهامی وجود داشته باشد، دادگاه باید اصل حمایت از طلبکاران و اصل حفظ تجارت سالم را ملاک قرار دهد.

ماده (۲۳۱):
وزارت بازرگانی موظف است سامانه‌ای الکترونیکی برای ثبت و پیگیری پرونده‌های ورشکستگی و بازسازی ایجاد کند.

ماده (۲۳۲):
تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی که در فرایند ورشکستگی نقش دارند، موظفند اطلاعات مورد نیاز را در سامانه مذکور ثبت کنند.

ماده (۲۳۳):
هرگونه تأخیر یا امتناع از ارائه اطلاعات مورد نیاز سامانه الکترونیکی، موجب جریمه نقدی خواهد شد که میزان آن توسط آیین‌نامه اجرایی تعیین می‌شود.

ماده (۲۳۴):
وزارت دادگستری و وزارت بازرگانی مکلفند برای قضات، وکلا و کارشناسان دوره‌های آموزشی در زمینه اجرای این قانون برگزار کنند.

ماده (۲۳۵):
اجرای احکام ورشکستگی نباید موجب تعطیلی کامل فعالیت‌های اقتصادی شود مگر در مواردی که ادامه فعالیت به زیان جدی طلبکاران باشد.

ماده (۲۳۶):
بدهکار ورشکسته می‌تواند با موافقت دادگاه در طول روند ورشکستگی برخی فعالیت‌های تجاری محدود را ادامه دهد، مشروط به نظارت مدیر تفلیسه.

ماده (۲۳۷):
طلبکارانی که در روند ورشکستگی همکاری مؤثر داشته باشند، می‌توانند از دادگاه درخواست پاداش یا اولویت در برخی امتیازات کنند.

ماده (۲۳۸):
احکام این قانون بر تمام تجار اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی اعمال می‌شود، مگر آنکه قانون خاصی در مورد اشخاص حقوق عمومی یا مؤسسات دولتی مقرر شده باشد.

ماده (۲۳۹):
در صورت ورشکستگی بانک‌ها، شرکت‌های بیمه یا مؤسسات مالی که قوانین خاص دارند، مقررات این قانون در مواردی اعمال می‌شود که مغایر با قوانین ویژه آن‌ها نباشد.

ماده (۲۴۰):
در صورت تعارض میان این قانون و سایر قوانین تجاری، مقررات این قانون مقدم خواهد بود.

ماده (۲۴۱):
آیین‌نامه‌های اجرایی این قانون ظرف شش (۶) ماه از تاریخ تصویب توسط وزیر بازرگانی با هماهنگی وزیر دادگستری تدوین و منتشر خواهد شد.

ماده (۲۴۲):
کلیه قوانین و مقرراتی که با این قانون در تعارض باشند، از تاریخ لازم‌الاجرا شدن این قانون ملغی می‌گردند.

ماده (۲۴۳):
این قانون از تاریخ انتشار در روزنامه رسمی لازم‌الاجرا است.

قانون سرمایه‌گذاری سرمایهٔ خارجی

مرسوم سلطانی

شماره ۲۰۱۹/۵۰
در خصوص صدور قانون سرمایه‌گذاری سرمایهٔ خارجی

ما، قابوس بن سعید، سلطان عمان،

پس از مطالعهٔ اساسنامهٔ دولت صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۹۶/۱۰۱،
و قانون وکالت‌های تجاری صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۷۷/۲۶،
و قانون تملک برای منفعت عمومی صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۷۸/۶۴،
و قانون تنظیم و تشویق صنعت صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۷۹/۱،
و قانون اراضی صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۸۰/۵،
و مرسوم سلطانی شماره ۸۱/۵ دربارهٔ تنظیم انتفاع از اراضی سلطنت،
و قانون تجارت صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۹۰/۵۵،
و مرسوم سلطانی شماره ۹۳/۵۷ دربارهٔ صدور احکام ناظر بر سرمایه‌گذاری خلیجی،
و قانون سرمایه‌گذاری سرمایهٔ خارجی صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۹۴/۱۰۲،
و قانون مالی صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۹۸/۴۷،
و مرسوم سلطانی شماره ۲۰۰۳/۶۷ در خصوص اجرای قانون گمرک متحد کشورهای شورای همکاری خلیج عربی،
و قانون (نظام) سازمان‌دهی صنعتی متحدِ کشورهای شورای همکاری خلیج عربی صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۲۰۰۸/۶۱،
و قانون مالیات بر درآمد صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۲۰۰۹/۲۸،
و نظام «سازمان کل ترویج سرمایه‌گذاری و توسعهٔ صادرات» صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۲۰۱۲/۳۵،
و مرسوم سلطانی شماره ۲۰۱۷/۱۱ در تعیین اختیارات وزارت تجارت و صنعت و تصویب ساختار سازمانی آن،
و قانون شرکت‌های تجاری صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۲۰۱۹/۱۸،
و پس از عرضه بر مجلس عمان،
و بنا بر مقتضیات مصلحت عمومی،

فرمان دادیم به شرح زیر:

مادهٔ اول

قانون سرمایه‌گذاری سرمایهٔ خارجیِ پیوست، لازم‌الاجراست.

مادهٔ دوم

وزیر تجارت و صنعت آیین‌نامهٔ اجرایی قانون پیوست را ظرف مدت حداکثر شش (۶) ماه از تاریخ اجرای آن صادر می‌نماید و نیز تصمیم‌های لازم برای اجرای مفاد آن را صادر خواهد کرد. تا زمان صدور آیین‌نامه، تصمیمات جاری ـ در حدود عدم تعارض با مفاد قانون ـ به قوت خود باقی است.

مادهٔ سوم

مزایا، مشوق‌ها و تضمین‌های اعطاشده به پروژه‌های سرمایه‌گذاری موجود در زمان اجرای قانون پیوست، تا پایان مدت‌های خاص آن‌ها و مطابق قوانین و توافقات مستند به آن‌ها ادامه خواهد یافت.

مادهٔ چهارم

قانون سرمایه‌گذاری سرمایهٔ خارجی صادره به‌موجب مرسوم سلطانی شماره ۹۴/۱۰۲ ملغی می‌گردد و هرچه مخالف یا متعارض با قانون پیوست باشد نیز ملغی است.

مادهٔ پنجم

این مرسوم در روزنامهٔ رسمی منتشر و پس از گذشت شش (۶) ماه از تاریخ انتشار لازم‌الاجرا می‌شود.

صادر در: ۲۷ شوال ۱۴۴۰ هـ ق
مطابق: ۱ ژوئیه ۲۰۱۹ م
قابوس بن سعید – سلطان عمان


قانون سرمایه‌گذاری سرمایهٔ خارجی

فصل اول: تعاریف و احکام عمومی

ماده (۱)

در اجرای مفاد این قانون، واژگان و عبارات زیر در معانی مقابل به کار می‌روند، مگر آن‌که سیاق، معنای دیگری اقتضا کند:

الف) وزارت: وزارت تجارت و صنعت.
ب) وزیر: وزیر تجارت و صنعت.
ج) سازمان: سازمان کل ترویج سرمایه‌گذاری و توسعهٔ صادرات.
د) مرکز: مرکز خدمات سرمایه‌گذاری در وزارت.
هـ) مراجع ذی‌صلاح: دستگاه‌های دولتیِ صالح برای صدور موافقت‌ها، تصریح‌ها یا مجوزها.
و) سرمایه‌گذاری خارجی: به‌کارگیری مستقیم سرمایهٔ خارجیِ سرمایه‌گذار برای ایجاد، توسعه، گسترش، تأمین مالی، اداره یا تملک یک پروژهٔ سرمایه‌گذاری.
ز) پروژهٔ سرمایه‌گذاری: هر فعالیت اقتصادی که توسط سرمایه‌گذار خارجی به‌تنهایی، یا با مشارکت سرمایه‌گذار خارجی دیگر، یا با عمانی در قلمرو سلطنت ایجاد شود.
ح) سرمایه‌گذار خارجی: هر شخص حقیقی یا حقوقیِ غیرعمانی که در سلطنت، پروژهٔ سرمایه‌گذاری تأسیس کند.
ط) سرمایهٔ خارجیِ سرمایه‌گذاری‌شده: همهٔ انواع دارایی‌هایی که ـ از هر نوع ـ وارد پروژهٔ سرمایه‌گذاری می‌شود و ارزش مادی دارد؛ اعم از نقدی، عینی یا معنوی.
ی) آیین‌نامه: آیین‌نامهٔ اجرایی این قانون.

ماده (۲)

مفاد این قانون به احکام مرسوم سلطانی خاصِ مربوط به قواعد سرمایه‌گذاری خلیجی، و نیز به مرسوم‌های سلطانیِ مرتبط با منطقهٔ اقتصادی ویژهٔ دقم، «مؤسسهٔ عمومی مناطق صنعتی» و «مناطق آزاد» لطمه‌ای وارد نمی‌کند (ناسخ نیست).

ماده (۳)

هر تبعهٔ خارجی، اعم از شخص حقیقی یا حقوقی، حق ندارد هیچ فعالیت سرمایه‌گذاری را در قلمرو سلطنت انجام دهد مگر مطابق این قانون.

ماده (۴)

دارایی‌هایی که به پروژهٔ سرمایه‌گذاری وارد می‌شود خصوصاً شامل است بر:
الف) وجوه نقد و اوراق مالی و تجاری؛
ب) ماشین‌آلات، تجهیزات، ملزومات، قطعات یدکی، وسایل نقلیه، مواد اولیه و اقلام مرتبط با تولید؛
ج) حقوق مالکیت فکری یا صنعتی و علائم و نام‌های تجاری، اختراعات، شهرت تجاری، اسرار بازرگانی، فرایندهای فنی و طرح‌های مهندسی و فناوری؛
د) سود سرمایه‌گذاری خارجی در صورتی که برای افزایش سرمایه، توسعهٔ پروژه‌های موجود یا ایجاد پروژه‌های جدید به کار رود.

ماده (۵)

مرکز، ثبت سرمایه‌گذار خارجی را بر عهده دارد و اخذ تمام موافقت‌ها، تصریح‌ها و مجوزهای لازم برای پروژهٔ او را تسهیل و ساده‌سازی می‌کند.
در هر حال، مرکز و مراجع ذی‌صلاح مقید به تشریفات و مواعد مقرر برای صدور موافقت/تصریح/مجوز هستند و در صورت عدم پاسخ در مهلت‌های قانونیِ آیین‌نامه، درخواست پذیرفته‌شده محسوب می‌شود.

ماده (۶)

سرمایه‌گذاری خارجی باید از طریق یک مؤسسه یا شرکت در فعالیت‌های مجاز انجام گیرد، به تملک کامل یا با مشارکت در سرمایهٔ آن، و برای آن از مرکز مجوز صادر می‌شود.

ماده (۷)

سرمایه‌گذار خارجی باید به جدول زمانی ارائه‌شده و تأییدشده (بر مبنای مطالعهٔ توجیه اقتصادی) برای اجرای پروژه پایبند باشد و هیچ تغییر اساسی در پروژه را جز با موافقت وزارت اعمال نکند.

ماده (۸)

پروژهٔ سرمایه‌گذاری موظف است از محیط زیست، اخلاق حرفه‌ای، و سلامت و ایمنی عمومی مطابق قوانین و لوایح نافذ در سلطنت حفاظت کند.

ماده (۹)

با رعایت موافقت‌نامه‌های بین‌المللی نافذ در سلطنتِ مربوط به سرمایه‌گذاری و اجتناب از اخذ مالیات مضاعف، پروژهٔ سرمایه‌گذاری تابع تمام قوانین جاری سلطنت است، مگر آنجا که این قانون حکم خاصی داشته باشد.

ماده (۱۰)

هیئت وزیران می‌تواند بنا به توصیهٔ وزیر، برای پروژه‌های استراتژیک (توسعهٔ خدمات عمومی، زیرساخت، انرژی‌های نو/تجدیدپذیر، راه‌ها، حمل‌ونقل، بنادر) مجوز واحدی برای ایجاد، بهره‌برداری و اداره (از جمله پروانهٔ ساخت و نیروی کار) صادر کند که به‌خودی‌خود نافذ است و نیازی به اقدام دیگری ندارد.
آیین‌نامه، شرایط و شیوهٔ اخذ این مجوز را تعیین می‌کند.
این مجوز به حق نظارت و پیگیری مراجع ذی‌صلاح برای اطمینان از رعایت قوانین خدشه‌ای وارد نمی‌کند.

ماده (۱۱)

پروژهٔ سرمایه‌گذاری از فعالیت‌هایی که اهداف سیاسی یا دینی داشته، یا تبعیض میان شهروندان/مقیمان ایجاد کند، یا با نظم عمومی و اخلاق عمومی منافات داشته باشد، منع می‌شود.

ماده (۱۲)

کارمندانی که به موجب تصمیم مقام ذی‌صلاح با توافق وزیر تعیین می‌شوند، در اجرای این قانون ضابط قضایی محسوب می‌گردند.
آنان حق ورود به سایت‌ها، تأسیسات و دفاتر مؤسسات/شرکت‌ها، و اختیار نظارت و بازرسی، و دسترسی به سوابق، اسناد و نظام‌های کاری برای اطمینان از انطباق با قوانین را دارند و مالکان/متصدیان باید تسهیلات لازم را فراهم کنند.

ماده (۱۳)

افشای هرگونه اطلاعاتی که به سبب وظیفه دربارهٔ فرصت‌های سرمایه‌گذاری یا جنبه‌های فنی/اقتصادی/مالیِ پروژه به دست آمده ممنوع است.

ماده (۱۴)

فهرست فعالیت‌های ممنوع برای سرمایه‌گذاری خارجی با تصمیم وزیر صادر می‌شود.

ماده (۱۵)

آیین‌نامه ـ پس از هماهنگی با مراجع ذی‌صلاح ـ شرایط، ضوابط، تشریفات و مواعد صدور موافقت‌ها، تصریح‌ها و مجوزهای مرتبط با پروژه‌های مشمول این قانون را تعیین می‌کند.

ماده (۱۶)

در خصوص پروژه‌هایی که سازمان با آن‌ها سروکار دارد، اختیارات وزارت به سازمان و اختیارات وزیر به رئیس هیئت مدیرهٔ سازمان منتقل می‌شود، چنان‌که در این قانون آمده است.

ماده (۱۷)

دادگاه‌های عمان صالح به رسیدگی هر اختلاف میان پروژهٔ سرمایه‌گذاری و دیگران هستند و دعاوی این پروژه‌ها در دادگاه‌ها جنبهٔ فوری دارند. حل‌وفصل اختلافات از طریق داوری نیز مجاز است.


فصل دوم: مشوق‌های سرمایه‌گذاری خارجی

ماده (۱۸)

پروژهٔ سرمایه‌گذاری از همهٔ مزایا، مشوق‌ها و تضمین‌هایی که پروژهٔ ملی طبق قوانین سلطنت دارد برخوردار است. هیئت وزیران می‌تواند بنا به توصیهٔ وزیر، رفتار ترجیحی برای سرمایه‌گذار خارجی بر پایهٔ اصل رفتار متقابل برقرار کند.
همچنین هیئت وزیران می‌تواند بستهٔ مزایای اضافی برای پروژه‌هایی که در مناطق کمتر توسعه‌یافتهٔ سلطنت تأسیس می‌شوند، اعطا نماید.

ماده (۱۹)

اراضی و املاک لازم برای پروژه می‌تواند به اجارهٔ بلندمدت یا حق انتفاع تخصیص یابد، بدون تقید به احکام مرسوم‌های مربوط به انتفاع از اراضی سلطنت و قانون اراضی، طبق قواعدی که آیین‌نامه (پس از هماهنگی با مراجع ذی‌صلاح) تعیین می‌کند.
سازمان با وزارتخانه‌ها/نهادهای ذی‌ربط برای تعیین محل‌های تخصیصی در هر استان جهت پروژه‌های سرمایه‌گذاریِ دارای حق انتفاع هماهنگ می‌کند و نیز با مراجع مربوط برای تأمین خدمات عمومی (آب، برق، گاز، فاضلاب، راه، ارتباطات و …) تا مرزهای پروژه هماهنگ می‌نماید.

ماده (۲۰)

با عدم خلل به قانون گمرک متحد شورای همکاری، آیین‌نامه پروژه‌هایی را که می‌توان از مالیات‌ها و عوارض گمرکی و غیرگمرکی معاف کرد، و مدت آن را از تاریخ آغاز ارائهٔ خدمات یا تولید واقعی مشخص می‌کند؛ همچنین ـ با موافقت هیئت وزیران ـ مزایای دیگری که ممکن است به پروژه‌ها اعطا شود و مدت و ضوابط آن‌ها (از جمله عوارض گمرکی بر ماشین‌آلات، تجهیزات، دستگاه‌ها، ماشین‌ابزار، نهاده‌های تولید وارداتی برای ایجاد/توسعه/نوسازی پروژه و هر هزینهٔ وارداتی لازم وفق مادهٔ ۲۱) را تعیین می‌کند.

ماده (۲۱)

پروژه می‌تواند مستقیماً یا از طریق غیر، نیازهای خود برای ایجاد/گسترش/بهره‌برداری از جمله ملزومات تولید، مواد، ماشین‌آلات، قطعات و وسایل نقلیه مناسب با ماهیت فعالیت را بدون ثبت در دفتر واردکنندگان وارد کند.
وزارت یا مراجع ذی‌صلاح، بنا به درخواست سرمایه‌گذار خارجی، نیازهای پروژه از مواد مزبور را تعیین می‌نمایند.

ماده (۲۲)

معافیت‌های مالیاتی پروژهٔ سرمایه‌گذاری مطابق قانون مالیات بر درآمد خواهد بود.


فصل سوم: تضمین‌های سرمایه‌گذاری خارجی

ماده (۲۳)

هیچ پروژهٔ سرمایه‌گذاری جز به حکم دادگاه مصادره نمی‌شود و نیز توقیف، مسدودسازی، تحفّظ یا حَجر و برقراری قیمومت بر اموال آن جز به حکم قضایی ممکن نیست.
استثنا: بدهی‌های مالیاتی دولت.

ماده (۲۴)

نزع مالکیت پروژه فقط برای منفعت عمومی و طبق قانون مربوط، و در مقابل غرامت عادلانه به ارزش زمان نزع مالکیت و با پرداخت بدون تأخیر مجاز است. خاتمهٔ قراردادهای انتفاع یا اجارهٔ اراضی و املاک تخصیص‌یافته نیز فقط در موارد مقرر قانونی یا به حکم قضایی جایز است.

ماده (۲۵)

مراجع ذی‌صلاح نمی‌توانند موافقت/مجوز/تصریح صادره برای پروژه را جز با تصمیم مستند و پس از اخطار کتبی به سرمایه‌گذار دربارهٔ تخلف منتسب و استماع نظر او و اعطای مهلتی حداکثر ۳۰ روز از تاریخ اخطار برای رفع تخلف، لغو کنند. در همهٔ حالات باید نظر وزارت اخذ شود.

ماده (۲۶)

با رعایت قوانین جاری سلطنت، سرمایه‌گذار خارجی در هر زمان آزاد است تمامی انتقالات مالی مرتبط با پروژه را از/به خارج انجام دهد، شامل:
الف) عواید سرمایه‌گذاری خارجی؛
ب) حاصل فروش یا تصفیهٔ تمام/بخشی از پروژه؛
ج) وجوه حاصل از حل‌وفصل منازعات پروژه؛
د) غرامتِ ناشی از نزع مالکیت برای منفعت عمومی؛
هـ) اقساط وام‌ها/تأمین مالی اخذشده از خارج؛
و) هر انتقال واردات/صادرات مرتبط با فعالیت پروژه؛
ز) هرگونه مستحقات خارجی بابت اجارهٔ تجهیزات یا قرارداد خدمات در چارچوب فعالیت پروژه.

ماده (۲۷)

سرمایه‌گذار خارجی می‌تواند ـ وفق قوانین سلطنت ـ مالکیت پروژه را کلاً یا جزئاً به سرمایه‌گذار خارجی دیگر یا عمانی منتقل کند، یا در حالت مشارکت به شریک خود واگذار نماید، یا در موارد ادغام، تملک یا تغییر شکل حقوقی انتقال دهد. در این حالات، معاملات ترجیحی این قانون استمرار می‌یابد مشروط بر آن‌که سرمایه‌گذار جدید فعالیت پروژه را ادامه دهد و قائم‌مقامِ حقوق و تعهدات سرمایه‌گذار سابق شود.


فصل چهارم: ضمانت اجراهای اداری

ماده (۲۸)

وزارت، در صورت تخلف سرمایه‌گذار خارجی از هر حکم این قانون/آیین‌نامه/تصمیمات تنفیذی، او را کتباً اخطار می‌کند تا ظرف ۳۰ روز از تاریخ دریافت، تخلف را اصلاح کند. این مدت در صورت وجود اسباب، برای مدت مشابه قابل تمدید است.

ماده (۲۹)

اگر سرمایه‌گذار در مهلت مادهٔ ۲۸ تخلف را اصلاح نکند، بسته به جسامت تخلف یکی از مجازات‌های اداری زیر اعمال می‌شود:
الف) محرومیت از همه یا برخی مشوق‌ها و مزایای مقرر؛
ب) تعلیق فعالیت تا مدت حداکثر شش (۶) ماه؛
ج) لغو قطعی مجوز در صورت تکرار تخلف، با رعایت مادهٔ ۲۵.
آیین‌نامه، شرایط و تشریفات اعمال این ضمانت اجراها را تعیین می‌کند.

ماده (۳۰)

در وزارت، یک یا چند کمیتهٔ رسیدگی به تظلّمات ناشی از تصمیمات وزارت یا مراجع ذی‌صلاح تشکیل می‌شود.
کمیته با ریاست یک مشاورِ دیوان عدالت اداری (به پیشنهاد رئیس دیوان)، و عضویت یک قاضیِ دادگاه بدویِ اول (به پیشنهاد رئیس شورای امور اداری قضا)، و یک کارشناسِ معرفی‌شده از اتاق بازرگانی و صنعت عمان تشکیل می‌گردد. دبیرخانهٔ کمیته را یکی از کارکنان وزارت بر عهده دارد.
نام اعضا، نظام کار و آیین رسیدگیِ کمیته با تصمیم وزیر تعیین می‌شود.

ماده (۳۱)

تظلّم باید ظرف ۶۰ روز از تاریخ ابلاغ یا علم یقینی صاحب‌منصب به تصمیم مورد اعتراض، به کمیتهٔ مادهٔ ۳۰ تقدیم شود.
کمیته می‌تواند با وزارت و مراجع ذی‌صلاح برای اخذ توضیحات و پاسخ استعلامات لازم تماس بگیرد و از نظر متخصصانِ وزارت/مراجع بهره گیرد.
کمیته باید ظرف ۳۰ روز از تاریخ تقدیم، با تصمیم مستند در تظلّم فصل کند؛ در صورت عدم آمادگی برای فصل، این مدت یک‌بار برای مدت مشابه قابل تمدید است. تصمیم کمیته نهایی و برای وزارت و مراجع ذی‌صلاح لازم‌الاتباع است.
متعترض می‌تواند به دادگاه صالح برای طعن در تصمیم مراجعه کند.


فصل پنجم: مجازات‌ها

ماده (۳۲)

بدون prejudice به هر مجازات شدیدتر در قوانین دیگر، جرائم مذکور در این قانون به مجازات‌های پیش‌بینی‌شده در همین قانون مجازات می‌شوند.

ماده (۳۳)

هر تبعهٔ خارجی که برخلاف این قانون به فعالیت سرمایه‌گذاری مبادرت کند، به جزای نقدی حداقل ۲۰٬۰۰۰ و حداکثر ۱۵۰٬۰۰۰ ریال عمانی محکوم می‌شود. هر عمانی که با خارجی، برخلاف این قانون، در پروژهٔ سرمایه‌گذاری مشارکت کند به همان مجازات محکوم می‌گردد.

ماده (۳۴)

هر کس مانع انجام وظیفهٔ کارکنانِ موضوع مادهٔ ۱۲ این قانون شود، به جزای نقدی حداقل ۱٬۰۰۰ و حداکثر ۵٬۰۰۰ ریال عمانی محکوم می‌شود.

ماده (۳۵)

هر کس اطلاعاتی را که به سبب وظیفه دربارهٔ فرصت سرمایه‌گذاری یا جنبه‌های فنی/اقتصادی/مالیِ پروژه به دست آورده و افشای آن موجب تفویت فرصت یا تأثیر مستقیم بر پروژه شود، افشا کند، به حبس حداقل ۶ ماه تا حداکثر ۳ سال و جزای نقدی حداقل ۵٬۰۰۰ تا حداکثر ۵۰٬۰۰۰ ریال عمانی یا یکی از این دو محکوم می‌شود؛ مگر در مواردی که قانون اجازه داده یا به موجب حکم/دستور قضایی انجام شود.

ماده (۳۶)

جز دربارهٔ جرم مادهٔ ۳۵، وزیر یا نمایندهٔ او می‌تواند در هر مرحلهٔ دادرسی و قبل از صدور حکم، نسبت به جرائم مذکور در این قانون صلح نماید؛ در برابر پرداخت مبلغی که کمتر از دو برابر حداقل و بیشتر از دو برابر حداکثر جزای مقرر برای آن جرم نباشد. با صلح، دعوای عمومی در آن جرم منقضی می‌شود.

قانون شرکت‌های تجاری

روزنامه رسمی – شماره (۱۲۸۱)
فرمان سلطانی شماره ۲۰۱۹/۱۸
در خصوص صدور «قانون شرکت‌های تجاری»

ما، قابوس بن سعید، سلطان عمان،
پس از مطالعه نظام‌نامه اساسی کشور صادره به موجب فرمان سلطانی شماره ۹۶/۱۰۱،
و قانون شرکت‌های تجاری صادره به موجب فرمان سلطانی شماره ۷۴/۴،
و قانون بازار سرمایه صادره به موجب فرمان سلطانی شماره ۹۸/۸۰،
و پس از طرح در مجلس عمان،
و بنا بر مقتضیات مصلحت عمومی،
فرمان دادیم آنچه را که آتی می‌آید:

ماده اول

قانون شرکت‌های تجاری (پیوست) به اجرا گذاشته می‌شود.

ماده دوم

وزیر بازرگانی و صنعت، و رئیس هیأت مدیره «سازمان عمومی بازار سرمایه» هر یک در حوزه صلاحیت خود، آیین‌نامه‌های لازم را برای اجرای این قانون ظرف مدت حداکثر یک سال از تاریخ لازم‌الاجرا شدن آن صادر می‌کنند، و همچنین تصمیمات اجرایی لازم را نیز صادر می‌نمایند.
تا زمان صدور آن‌ها، آیین‌نامه‌ها و تصمیمات جاری، در آن بخش که با مفاد این قانون تعارض نداشته باشد، به قوت خود باقی است.

ماده سوم

شرکت‌های تجاری موجود در تاریخ لازم‌الاجرا شدن این قانون باید ظرف یک سال وضعیت خود را با مفاد آن منطبق سازند.

ماده چهارم

قانون شرکت‌های تجاری صادره به موجب فرمان سلطانی شماره ۷۴/۴ و هر آنچه مغایر قانون پیوست یا ناسازگار با مفاد آن باشد، لغو می‌شود.

ماده پنجم

این فرمان در روزنامه رسمی منتشر و پس از گذشت شصت (۶۰) روز از تاریخ انتشار لازم‌الاجرا می‌شود.

صادره در: ۸ جمادی‌الثانی ۱۴۴۰ هـ
مطابق: ۱۳ فوریه ۲۰۱۹ م
قابوس بن سعید
سلطان عمان


قانون شرکت‌های تجاری

باب اول – احکام عمومی

فصل اول – تعاریف و احکام مشترک

ماده (۱):
در اجرای این قانون، واژگان و عبارات زیر معانی مقابل خود را خواهند داشت، مگر آنکه سیاق نص معنای دیگری اقتضا کند:
۱) وزارت: وزارت بازرگانی و صنعت.
۲) وزیر: وزیر بازرگانی و صنعت.
۳) سازمان: سازمان عمومی بازار سرمایه.
۴) مرجع ذی‌صلاح: وزارت یا سازمان – حسب مورد.
۵) ثبت‌کننده: دبیرخانه ثبت تجاری.
۶) مدیریت اجرایی: مدیرعامل یا مدیرکل (حسب مورد) یا مدیر، و هر مقام اجرایی تابع هیأت مدیره یا شورای مدیریت شرکت، یا تابع مستقیم یکی از آن‌ها، یا کسی که بخشی از اختیارات هیأت مدیره یا شورای مدیریت به او تفویض شده باشد.
۷) اسناد تأسیس: قرارداد تأسیس شرکت یا اساسنامه آن.
۸) حاکمیت شرکتی (حوکمة): مجموعه اصول، معیارها و رویه‌هایی که انضباط نهادی در مدیریت شرکت را بر اساس معیارها و روش‌های بین‌المللی محقق می‌سازد؛ از طریق تعیین مسئولیت‌ها و وظایف اعضای هیأت مدیره و مدیریت اجرایی شرکت، با لحاظ حمایت از حقوق سهامداران و ذی‌نفعان.
۹) روز کاری: روز کاری رسمی در وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و دوایر دولتی.
۱۰) آیین‌نامه: آیین‌نامه‌های صادره در اجرای این قانون.

ماده (۲):
مفاد این قانون شامل شرکت‌های تجاری‌ای می‌شود که مرکز اصلی آن‌ها در سلطنت باشد، یا فعالیت اصلی خود را در آن انجام دهند.

ماده (۳):
شرکت تجاری یک شخصیت حقوقی است که بر اساس قراردادی ایجاد می‌شود که به موجب آن دو یا چند شخص تعهد می‌کنند سهمی (مادی یا معنوی یا خدمت/کار) در سرمایه پروژه‌ای با هدف کسب سود ارائه دهند و سود یا زیان ناشی از آن را تقسیم کنند.
با وجود این، شرکت می‌تواند بر اساس این قانون توسط یک شخص نیز تأسیس شود.

ماده (۴):
شرکت‌های تجاری باید یکی از اشکال زیر را داشته باشند:
۱) شرکت تضامنی.
۲) شرکت توصیه‌ای.
۳) شرکت محاصه (شرکت نسبی).
۴) شرکت سهامی (عام / خاص).
۵) شرکت قابضه (هلدینگ).
۶) شرکت با مسئولیت محدود.
۷) شرکت یک‌نفره.

ماده (۵):
هر شرکتی که بدون اتخاذ یکی از اشکال مذکور در ماده (۴) به فعالیت تجاری بپردازد باطل است. هر ذی‌نفع می‌تواند به بطلان آن استناد کند و دادگاه نیز می‌تواند رأساً حکم به بطلان دهد.
اشخاصی که به نام یا حساب چنین شرکتی اقدام کرده‌اند، شخصاً و مشترکاً مسئول تعهدات ناشی از این اقدامات خواهند بود.

ماده (۶):
وزارت مسئول ثبت، نظارت و سرپرستی تمامی شرکت‌های مشمول این قانون است، به‌جز شرکت سهامی عام که مسئولیت آن با سازمان (بازار سرمایه) است.

ماده (۷):
مرجع ذی‌صلاح می‌تواند الگوهایی برای اسناد تأسیس صادر کند.
به استثنای شرکت محاصه، اسناد تأسیس باید در دسترس عموم باشد و طبق قوانین ثبت گردد.

ماده (۸):
هیچ شرطی در اسناد تأسیس نمی‌تواند مؤسسان یا برخی از آنان را از مسئولیت ناشی از تأسیس شرکت معاف کند. هر شرطی در این خصوص باطل است.

ماده (۹):
به جز شرکت محاصه، اسناد تأسیس و اصلاحات آن باید به زبان عربی نوشته شوند؛ در غیر این صورت باطل خواهند بود. هر ذی‌نفع می‌تواند به بطلان در برابر شرکا یا سهامداران استناد کند.

ماده (۱۰):
شرکا یا سهامداران می‌توانند در مقابل یکدیگر به بطلان اسناد تأسیس به دلیل عدم نگارش یا عدم ثبت آن‌ها استناد کنند، ولی در برابر اشخاص ثالث نمی‌توانند؛ و اشخاص ثالث می‌توانند به وجود شرکت استناد کنند.

ماده (۱۱):
هدف شرکت باید مشروع باشد. هر شرکت با هدفی خلاف قانون، نظم عمومی یا اخلاق باطل است. هر ذی‌نفع می‌تواند به بطلان آن استناد کند و دادگاه نیز می‌تواند رأساً حکم بطلان دهد.
اشخاصی که به نام یا حساب چنین شرکتی اقدام کرده‌اند مسئولیت تضامنی در برابر تعهدات ناشی از آن خواهند داشت.

ماده (۱۲):
هر شرکتی که در سلطنت تأسیس شود دارای تابعیت عمانی است و از مزایای این قانون بهره‌مند می‌شود.
مرکز اصلی آن باید در سلطنت باشد و می‌تواند شعبه یا شعباتی در داخل یا خارج داشته باشد.

ماده (۱۳):
تأسیس شرکت‌های حرفه‌ای و شرکت‌های با سرمایه خارجی مجاز است، بدون خدشه به تعهدات سلطنت در توافق‌های تجارت جهانی. مرکز اصلی این شرکت‌ها باید در سلطنت باشد و فعالیت اصلی خود را در آن انجام دهند.
همچنین تأسیس شرکت‌های برون‌مرزی (آف‌شور) در مناطق آزاد مجاز است؛ هیأت وزیران نظام‌نامه‌ها و قواعد آن‌ها را تصویب می‌کند.
مرجع ذی‌صلاح می‌تواند شعب شرکت‌های خارجی یا دفاتر نمایندگی تجاری در سلطنت را طبق شرایط معین ثبت کند.
این امر لزوماً به معنای برخورداری آن شرکت‌ها از حقوق خاصِ منحصر به عمانی‌ها نیست، مگر اینکه صددرصد در مالکیت عمانی‌ها باشد.

ماده (۱۴):
به‌جز شرکت محاصه، شرکت از تاریخ ثبت، شخصیت حقوقی پیدا می‌کند. با این حال، شرکت در حال تأسیس نیز در دوره تأسیس، در حد لازم، شخصیت حقوقی دارد.
هر ذی‌نفع می‌تواند به وجود شرکت در برابر مؤسسان استناد کند، حتی اگر روند تأسیس کامل نشده باشد.
شرکا یا سهامداران نمی‌توانند به شخصیت حقوقی شرکت استناد کنند مگر پس از ثبت آن.
اشخاصی که در دوره تأسیس به نام یا حساب شرکت اقدام کرده‌اند، مسئولیت تضامنی تعهدات ناشی از آن اقدامات را بر عهده دارند.

ماده (۱۵)
شرکت باید نزد مرجع ذی‌صلاح، تمامی تصمیم‌ها، صورت‌جلسات و هر آنچه قانون الزام به تودیع آن را مقرر کرده است، ظرف هفت (۷) روز از روزِ بعدِ تاریخِ صدور تصمیم، یا برگزاری مجمع عمومی، یا تحقق واقعه‌ای که موجب تودیع است، تودیع نماید.

ماده (۱۶)
به‌استثنای شرکت محاصه، آگهی‌ها، قراردادها، اسناد، اخطارها، رسیدها و همه اوراق و مطبوعات دیگری که از طرف شرکت صادر می‌شود، باید مشتمل بر نام شرکت، شکل حقوقی آن، محل فعالیت اصلی، و سایر اطلاعاتی باشد که در آیین‌نامه تعیین می‌شود.

ماده (۱۷)
مرجع ذی‌صلاح می‌تواند از هر شرکتی مطالبه ارائه داده‌های مالی حسابرسی‌شده یا هر داده دیگری را مطابق قواعد و مواعد مقرر در آیین‌نامه بنماید.

ماده (۱۸)
دعوی ناشی از درخواست‌هایی که تحت این قانون میان شرکا یا سهامداران شرکت درباره اسناد تأسیس یا اعمال شرکت طرح می‌شود، از سوی شخص حقوقیِ شرکت پذیرفته نمی‌گردد؛ همچنین دعوی علیه مدیران شرکت یا اعضای هیأت‌مدیره آن یا حسابرسان یا مدیران تصفیه یا وراث یا جانشینان هر یک از آنان به سبب اعمالی که در حین انجام وظایفشان انجام داده‌اند، پذیرفته نیست مگر آن‌که ظرف پنج (۵) سال اقامه شود. این مدت از جدیدترین یکی از تاریخ‌های زیر آغاز می‌گردد:

  1. تاریخ ثبت شرکت نزد ثبت‌کننده؛
  2. تاریخ وقوع فعل یا تقصیری که سبب دعوی است؛
  3. تاریخ تأیید شرکا یا برگزاری مجمع عمومی که در آن مدیر یا هیأت‌مدیره گزارش عملیات شرکت را برای دوره‌ای که فعل یا تقصیرِ موضوعِ دعوی مدیران یا هیأت‌مدیره در آن واقع شده، ارائه نموده است.

ماده (۱۹)
هر آنچه طبق این قانون باید منتشر شود، به‌صورت الکترونیکی و به نحوی که مرجع ذی‌صلاح تعیین می‌کند، منتشر می‌گردد.
مرجع ذی‌صلاح می‌تواند علاوه بر انتشار الکترونیکی، وسیله انتشار دیگری نیز تعیین کند.

ماده (۲۰)
سازمان (بازار سرمایه) باید اصول حاکمیت شرکتی را وضع کند که شرکت‌های سهامی عام و شرکت‌هایی را که دولت در آن‌ها سهام دارد در بر می‌گیرد. وزارت نیز اصول حاکمیت شرکتیِ سایر شرکت‌ها را وضع می‌نماید.


فصل دوم – مشارکت‌ها در سرمایه

ماده (۲۱)
مشارکت در سرمایه شرکت می‌تواند نقدی، یا حصة عینی (منقول یا غیرمنقول)، یا حقوق معنوی، یا خدمات/کار باشد؛ با رعایت احکام ویژه‌ای که برای هر شکل از اشکال شرکت‌ها در این قانون آمده است.
ارزش همه مشارکت‌ها در سرمایه شرکت باید به پول نقد تعیین و در اسناد تأسیس درج شود.

ماده (۲۲)
اگر دادگاه صالح—به درخواست یکی از شرکا/سهامداران یا ورثه آنان یا یکی از طلبکاران شرکت—حکم کند که ارزش‌گذاری سهم عینیِ یکی از شرکا/سهامداران بیش از بهای واقعی آن بوده است، شریک/سهامدار باید مابه‌التفاوت میان ارزش برآوردیِ آورده و بهای واقعی آن در تاریخ مشارکت را نقداً به شرکت بپردازد.
تمام شرکا/سهامداران نسبت به طلبکاران شرکت در پرداخت این مابه‌التفاوت به‌صورت تضامنی مسئول‌اند و حق رجوع به شریکی/سهامداری که آورده‌اش بیش‌از‌بها ارزش‌گذاری شده، دارند.

ماده (۲۳)
مشارکت‌ها در سرمایه شرکت از حیث ارزش برابرند مگر آن‌که در اسناد تأسیس خلاف آن مقرر شده باشد.

ماده (۲۴)
اگر یکی از شرکا/سهامداران از ارائه مشارکت خود در سرمایه شرکت تخلف کند، سایر شرکا/سهامداران می‌توانند او را به اجرای تعهد در برابر شرکت ملزم کنند یا او را از شرکت خارج سازند؛ در هر دو حالت، حق مطالبه خسارت وارده به خود یا شرکت از شریک/سهامدار متخلف محفوظ است.

ماده (۲۵)
چنانچه آورده یکی از شرکا/سهامداران حق عینی مالکیت یا هر حق عینی دیگری باشد، شریک/سهامدار در برابر شرکت نسبت به عیوب خفی و عیوب مربوط به مالکیت، ضامن است و مطابق قوانین نافذ پاسخ‌گو خواهد بود.

ماده (۲۶)
طلبکاران شخصیِ یکی از شرکا/سهامداران نمی‌توانند طلب خود را از سهم او در سرمایه شرکت وصول کنند؛ لیکن هنگام انحلال شرکت می‌توانند طلب خود را از سهم شریک/سهامدار در دارایی‌های باقیمانده شرکت پس از پرداخت دیون آن مطالبه نمایند.
با این حال، طلبکاران شخصیِ یکی از شرکا در شرکت تجاری (غیر از شرکت سهامی) می‌توانند طلب خود را از سهم او در سود شرکت—طبق صورت سود و زیان—مطالبه کنند. در شرکت سهامی، فقط می‌توان از سهم سهامدار در سودِ قابل توزیعِ مصوب مطالبه کرد.
طلبکاران شخصیِ سهامدار در شرکت سهامی—علاوه بر حقوق مذکور—می‌توانند فروش سهام او را از طریق مزایده عمومی برای استیفای طلب خود از عواید فروش، با رعایت قوانین نافذ، درخواست کنند.

ماده (۲۷)
توزیع سود و زیان بر پایه نسبتِ مشارکت در سرمایه شرکت است مگر آن‌که اسناد تأسیس ترتیب دیگری مقرر کرده باشند. هر نصی که یکی از شرکا/سهامداران را از شرکت در سود محروم کند یا او را از تحمل زیان معاف دارد، باطل است و در این حالت سهم او از سود یا زیان به نسبت مشارکت در سرمایه تعیین می‌شود.

ماده (۲۸)
هیچ شریک، سهامدار، مدیر، هیأت‌مدیره یا هر یک از اعضای آن‌ها—بدون موافقت قبلیِ همه شرکا یا مجمع عمومی، حسب مورد—نمی‌تواند دارایی‌ها یا وجوه شرکت را به نفع خود یا دیگری به کار گیرد یا به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم هرگونه قراردادی با شرکت برای حساب خود یا یکی از خویشاوندان تا درجه دوم منعقد کند؛ مگر قراردادهای عادی که شرکت در جریان فعالیت معمول با مشتریان خود منعقد می‌کند.
متخلف از این ماده در برابر شرکت نسبت به منافع کسب‌شده از این تخلف و خسارات ناشی از آن مسئول است و هر ذی‌نفع می‌تواند دعوای مطالبه خسارت اقامه کند.

ماده (۲۹)
شرکای شرکت‌های تجاری—جز با موافقت قبلیِ همه شرکا—نمی‌توانند برای خود یا دیگری اقداماتی مشابه فعالیت‌های شرکت انجام دهند. این قید شامل شرکای شرکت‌های محاصه و سهامداران شرکت‌های سهامی نمی‌شود.


فصل سوم – تبدیل، ادغام، انحلال و تصفیه شرکت

بخش اول – تبدیل شرکت

ماده (۳۰)
تبدیل شرکت به شکل دیگری از اشکال شرکت‌ها با تصمیمی که طبق تشریفات اصلاح اسناد تأسیس صادر می‌شود و پس از احراز شرایط تأسیسِ شکلِ جدید، جایز است. تصمیم تبدیل باید همراه با بیانیه‌ای از دارایی‌ها و بدهی‌های شرکت و ارزش برآوردی آن‌ها باشد و تبدیل نزد ثبت‌کننده دخول شود (قید شود).
تصمیم تبدیل باید ظرف پانزده (۱۵) روز از تاریخ صدور منتشر گردد.

ماده (۳۱)
تبدیل شرکت موجب ایجاد شخصیت حقوقی جدید نمی‌شود و شرکت پس از تبدیل، حقوق و تعهدات پیشین خود را حفظ می‌کند. تبدیل، ذمه شرکای تضامنی را از تعهدات پیش از تبدیل بری نمی‌سازد مگر با قبول طلبکاران؛ و قبول مفروض است اگر طلبکار ظرف سی (۳۰) روز از تاریخ اخطار رسمیِ تصمیم تبدیل یا انتشار آن، کتبا اعتراض نکند.
در صورت اعتراض هر طلبکار نزد ثبت‌کننده، تکمیل تشریفات منوط به پرداخت دین یا قبول استمرار تضمینات سابقِ ارائه‌شده از سوی شرکای تضامنی، یا تحصیل حکم دادگاه صالح به رد اعتراض است.

ماده (۳۲)
در تبدیل، هر شریک/سهامدار در شرکتِ تبدیل‌شده به تعداد حصه‌ها/سهامی در شرکتِ جدید مستحق می‌شود که معادل ارزش حصه‌ها/سهام او پیش از تبدیل باشد.
اگر تبدیل به شرکت با مسئولیت محدود باشد و ارزش حصه شریک کمتر از حداقل ارزش حصه در آن شرکت باشد، شریک باید ظرف سی (۳۰) روز از تاریخ اخطار، مابه‌التفاوت را نقداً تکمیل کند؛ وگرنه منصرف (منسحب) از شرکت محسوب می‌شود و بهای حصه‌اش بر اساس ارزش بازار در تاریخ تبدیل به او پرداخت می‌گردد.

بخش دوم – ادغام شرکت

ماده (۳۳)
یک یا چند شرکت—حتی در حال تصفیه—می‌توانند در شرکت دیگری از همان شکل یا شکلی دیگر ادغام شوند. ادغام به دو طریق است:

  1. ضمّ: انحلال یک یا چند شرکت و انتقال دارایی‌ها و تعهدات آن‌ها به شرکتِ موجود؛
  2. مزج (ترکیب): انحلال دو یا چند شرکت و تأسیس شرکت جدیدی که دارایی‌ها و تعهدات هر یک از شرکت‌های ادغام‌شونده به آن منتقل می‌شود.
    با رعایت مواد ۳۴ تا ۳۹ این قانون، آیین‌نامه، تشریفات و قواعد لازم و نیز روش ارزیابی دارایی‌ها برای شرکت‌های متقاضی ادغام را تعیین می‌کند.

ماده (۳۴)
تصمیم ادغام با توافق شرکت‌های خواهان ادغام و بر اساس شرایط و تشریفات اصلاح اسناد تأسیس—بدون طیّ مراحل تصفیه—صادر می‌شود. توافق باید مشتمل بر نام شرکت‌ها، اطلاعات کافی درباره آن‌ها، نام شرکتِ ناشی از ادغام، و نرخ‌های مبادله مالکیت حصه/سهم و شرایط تخصیص باشد.
در هر حال، اجرای تصمیم ادغام موکول به اخذ موافقت مرجع ذی‌صلاح—متناسب با شکل شرکتِ پس از ادغام—و ثبت نزد ثبت‌کننده است.

ماده (۳۵)
ادغام از طریق ضمّ با این مراحل انجام می‌شود:

  1. تصمیم شرکت ادغام‌شونده به انحلال و ضمیمه شدن به شرکتِ ضامّ؛
  2. ارزیابی خالص دارایی‌های شرکت ادغام‌شونده بر پایه آخرین داده‌های مالی حسابرسی‌شده، و در غیر این صورت طبق قواعد قانونی ارزیابی؛
  3. تصمیم شرکتِ ضامّ به افزایش سرمایه بر اساس نتیجه ارزیابی شرکت ادغام‌شونده؛
  4. تخصیص افزایش سرمایه به شرکا/سهامداران شرکت ادغام‌شونده به نسبت حصه‌هایشان در آن.

ماده (۳۶)
ادغام از طریق مزج با این مراحل انجام می‌شود:

  1. تصمیم هر یک از شرکت‌های ادغام‌شونده به انحلال و تأسیس شرکت جدید طبق مقررات این قانون؛
  2. ارزیابی دارایی‌ها و تعهدات شرکت‌های ادغام‌شونده طبق قواعد قانونی و انتقال آن‌ها به شرکت جدید؛
  3. تأسیس شرکت جدید با سرمایه‌ای نه کمتر از خالص ارزش دارایی‌های شرکت‌های در حال انحلال؛ تخصیص تعداد حصه/سهم به هر شرکت ادغام‌شونده به‌تناسب سهم آن در سرمایه شرکت جدید؛ و توزیع آن بین شرکا/سهامداران هر شرکت ادغام‌شونده به نسبت حصه/سهامشان.

ماده (۳۷)
تصمیم ادغام باید ظرف پانزده (۱۵) روز از تاریخ صدور منتشر شود، والا کان‌لم‌یکن است.
طلبکاران شرکت حق دارند اگر ادغام به حقوقشان لطمه می‌زند، ظرف سی (۳۰) روز از تاریخ اخطار رسمی یا نشر تصمیم، نزد ثبت‌کننده اعتراض کنند و نسخه‌ای از اعتراض را نزد مرجع ذی‌صلاح تودیع نمایند.
اگر شرکت اعتراض را تسویه نکند، معترض می‌تواند ظرف پانزده (۱۵) روز از تاریخ تقدیم اعتراض، دعوای بطلان تصمیم ادغام را نزد دادگاه صالح اقامه کند. تقدیم اعتراض نزد ثبت‌کننده موجب توقّف تشریفات ادغام می‌شود تا شرکت موضوع را با طلبکارِ معترض تسویه کند یا دستور دادگاه صالح مبنی بر ادامه تشریفات ادغام صادر گردد، یا مهلت پیش‌گفته بدون طرح دعوا منقضی شود.

ماده (۳۸)
اگر در مدت اعلان اعتراضی تقدیم نشود، تصمیم ادغام نهایی تلقی می‌شود و شرکتِ ضامّ یا شرکتِ جدید—حسب مورد—از تاریخ ثبت اطلاعات شرکت‌های ادغام‌شونده در دفاتر شرکتِ ضامّ (در ادغامِ ضمّ)، یا از تاریخ ثبت شرکتِ جدید نزد ثبت‌کننده (در ادغامِ مزج)، قائم‌مقام حقوق و تعهدات همه شرکت‌های ادغام‌شونده خواهد شد؛ در حدود آنچه در قرارداد ادغام توافق شده و بدون خدشه به حقوق طلبکاران.

ماده (۳۹)
اداره شرکتِ تصمیم‌گیرنده به ادغام تا زمان نافذ شدن ادغام ادامه می‌یابد.

بخش سوم – انحلال و تصفیه شرکت

اولاً: انحلال و تشریفات تصفیه

ماده (۴۰)
با رعایت احکام ویژه هر شکل شرکت، شرکت طبق اسناد تأسیس و نیز در موارد زیر منحل می‌شود:

  1. عدم آغاز فعالیت از تاریخ تأسیس یا توقف بیش از دو (۲) سال؛
  2. فرارسیدن مدت معین شرکت؛
  3. تحقق هدف تأسیس یا ناممکن شدن آن؛
  4. کاهش تعداد شرکا/سهامداران به کمتر از حدّ قانونی؛
  5. کاهش سرمایه به زیر حدّاقل لازم بدون امکان افزایش در مهلت مقرر؛
  6. ورشکستگی شرکت یا از بین رفتن همه یا غالب سرمایه به گونه‌ای که مانع بهره‌برداری جدّی از باقیمانده سرمایه شود؛
  7. توافق شرکا بر انحلال.
    انحلال به حکم دادگاه نیز بنا به درخواست ذی‌نفعان یا مرجع ذی‌صلاح جایز است.
    در همه حالات، با تحقق یکی از اسباب انحلال، باید فوراً تشریفات تصفیه آغاز شود؛ و اگر شرکت اقدام نکند، به درخواست ذی‌نفعان یا مرجع ذی‌صلاح، به موجب حکم دادگاه انجام خواهد شد.

ماده (۴۱)
شرکت از تاریخ توافق شرکا، یا صدور تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده، یا صدور حکم قطعی—حسب مورد و مطابق اسباب مندرج در ماده (۴۰)—منحل‌شده محسوب می‌گردد.
شرکت بلافاصله به مرحله تصفیه وارد می‌شود و در حد لازم برای اعمال تصفیه، شخصیت حقوقی خود را حفظ می‌کند و در مدت تصفیه، عبارت «در حال تصفیه» به نام آن افزوده می‌شود.

ماده (۴۲)
اختیارات تمامی اشخاص مأذون در اداره شرکت از تاریخ انحلال پایان می‌یابد و هر کس از این تاریخ به نام شرکت عملی انجام دهد، در مال شخصیِ خود مسئول آثار و تعهدات ناشی از آن است؛ و اگر چند نفر اقدام کنند، مسئولیت آنان تضامنی است.
با این حال، مدیران یا هیأت‌مدیره به عنوان امینِ اموال شرکت تا تعیین و شروع به کارِ مدیر تصفیه، به کار خود ادامه می‌دهند.

ماده (۴۳)
در تصفیه اختیاری، توافق شرکا یا تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده، و در تصفیه قضایی، حکم دادگاه باید شامل تعیین یک یا چند مدیر تصفیه، تعیین حق‌الزحمه و مدت لازم برای اتمام تصفیه باشد. مدیر تصفیه باید از حسابداران و حسابرسان دارای مجوز و معتمد نزد مرجع ذی‌صلاح باشد.
مدت تصفیه اختیاری نباید از سه (۳) سال تجاوز کند و تمدید آن فقط با موافقت مرجع ذی‌صلاح ممکن است.

ماده (۴۴)
مدیران یا هیأت‌مدیره شرکت باید نسخه‌ای از تصمیم یا حکم تصفیه را حداکثر ظرف پانزده (۱۵) روز از تاریخ صدور نزد ثبت‌کننده تودیع کنند؛ و متن تصمیم یا مفاد حکم، ظرف هفت (۷) روز از تاریخ تودیع، نزد ثبت‌کننده منتشر شود.

ماده (۴۵)
عزل مدیر تصفیه بر اساس توافق شرکا، یا تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده (اگر از جانب آن‌ها تعیین شده باشد)، یا به موجب دستور رئیس دادگاهی که حکم تصفیه متضمن تعیینِ مدیر تصفیه را صادر کرده، انجام می‌گیرد. توافق، تصمیم یا دستور—حسب مورد—باید جانشین مدیرِ معزول را تعیین کند.

ماده (۴۶)
اگر تصمیم یا حکمِ تصفیه، روش کار را بیان نکرده باشد، مراحل زیر رعایت می‌شود:

  1. مدیر تصفیه همه طلبکاران را در نشانی‌های ثبت‌شده نزد شرکت با نامه سفارشی دارای رسید، از آغاز تصفیه آگاه و برای تقدیم مطالبات به شرکت دعوت می‌کند. اگر نشانی‌ها نامعلوم باشد، اطلاع‌رسانی و دعوت از طریق انتشار طبق این قانون انجام می‌شود. در هر حال، به طلبکاران از تاریخ انتشار، مهلت یکصد و هشتاد (۱۸۰) روز برای تقدیم مطالبات داده می‌شود.
    مدیر تصفیه باید ظرف هفت (۷) روز از تاریخ تودیع تصمیم/حکم تصفیه نزد ثبت‌کننده، آگهی مزبور را منتشر کند.
  2. تسویه همه مطالباتِ صحیح علیه شرکت با رعایت مراتب دیون و پس از کسر هزینه‌های تصفیه و حق‌الزحمه مدیر تصفیه؛
  3. توزیع دارایی‌های باقیمانده میان شرکا/سهامداران مطابق اسناد تأسیس؛ و اگر در اسناد تصریح نشده باشد، به نسبت مشارکت هر یک در سرمایه شرکت.
    اگر خالص دارایی‌ها برای پوشش کامل ارزش حصه‌ها/سهامِ مندرج در اسناد تأسیس کافی نباشد، کسری به همان نسبتی که زیان‌ها تحمل می‌شود، میان شرکا/سهامداران توزیع می‌گردد.

ثانیاً: اختیارات و تعهدات مدیر تصفیه

ماده (۴۷)
مدیر تصفیه باید تصمیمِ انتصاب، محدودیت‌های اختیارات، و توافق شرکا یا تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده یا حکمِ مربوط را به ترتیبی که برای ثبت اصلاحات اسناد تأسیس مقرر است، ثبت کند. انتصاب مدیر تصفیه و شیوه تصفیه در برابر اشخاص ثالث فقط از تاریخ ثبت نافذ است.

ماده (۴۸)
مدیر تصفیه بلافاصله پس از شروع به کار، با مشارکت حسابرس شرکت یا مدیران آن—در صورت وجود—صورت‌برداری از دارایی‌ها و بدهی‌های شرکت را انجام می‌دهد؛ باید فهرست تفصیلی تهیه و صورت‌های مالی تنظیم شود و هر یک به امضای مدیر تصفیه و مدیران یا اعضای هیأت‌مدیره و حسابرس برسد.

ماده (۴۹)
مدیر تصفیه اموال، دفاتر، دارایی‌ها و اسناد شرکت را تحویل می‌گیرد و باید دفتری برای ثبت عملیات مربوط به تصفیه نگاه دارد و قواعد متعارف حسابداری را در نگهداری این دفتر رعایت کند.
مدیر تصفیه باید امکان دسترسی شرکا/سهامداران و طلبکاران به دفتر ثبت عملیات تصفیه را فراهم نماید.

ماده (۵۰)
همه قراردادها، رسیدها، اخطارها و هر سند دیگری که از طرف شرکت صادر می‌شود باید به‌صراحت عبارت «(در حال تصفیه)» را دربرداشته باشد.

ماده (۵۱)
با رعایت هر قیدی که در تصمیم یا حکمِ تصفیه آمده است، مدیر تصفیه در اداره امور شرکت، اتخاذ همه اقدامات لازم برای حفظ اموال آن، وصول حقوق شرکت، خاتمه‌دادن به امور معوق، انجام هر آنچه برای نقد کردن دارایی‌ها و پرداخت دیون لازم است، و به‌طور خاص نمایندگی شرکت در برابر اشخاص ثالث و نزد مراجع قضایی—در دعاوی له یا علیه شرکت—اختیار کامل دارد. سایر اختیارات در آیین‌نامه تعیین می‌شود.
چنانچه تصمیم یا حکمِ تصفیه بیش از یک مدیر تصفیه تعیین کند، آنان باید مشترکاً عمل کنند مگر آنکه حق اقدام منفرد به آنان اعطا شده باشد؛ در صورت تجاوز از حدود اختیارات یا ارتکاب خطا در انجام وظایف، نسبت به خسارات وارد به شرکت، شرکا/سهامداران یا اشخاص ثالث، مسؤولیت تضامنی خواهند داشت.

ماده (۵۲)
مدیر تصفیه باید برای وصول مطالبات شرکت علیه دیگران اقدام کند، و مبالغی را که به نام شرکت دریافت می‌نماید ظرف حداکثر یک روز کاری از زمان دریافت، در حساب بانکی شرکتِ در حال تصفیه واریز کند.
مدیر تصفیه نمی‌تواند از هرگونه تأمین یا تضمین صرف‌نظر نماید، و نه تأمینی کمتر از ارزش روز آن برای شرکت بپذیرد.
همچنین فروش کلی دارایی‌ها و پروژه‌های شرکت جز با موافقت شرکا/سهامداران در تصفیه اختیاری، یا با موافقت دادگاه در تصفیه اجباری جایز نیست، مگر آنکه تصمیم یا حکمِ انتصاب مدیر تصفیه اجازه فروش کلی را داده باشد.

ماده (۵۳)
مدیر تصفیه مجاز به آغاز فعالیت‌های جدید نیست مگر در حد لزوم برای تکمیل امور گذشته؛ در غیر این صورت، نسبت به این اعمال در تمام اموال شخصی خود مسؤول است. در صورت تعدد مدیران تصفیه، مسؤولیت آنان تضامنی است.

ثالثاً: ختم عملیات تصفیه

ماده (۵۴)
مدیر تصفیه باید تصفیه را در مهلتی که در تصمیم یا حکمِ تصفیه تعیین شده، خاتمه دهد. با رعایت ماده (۴۳)، به دلایل موجه که مدیر تصفیه بیان می‌کند، تمدید مهلت با تصمیم شرکا یا مجمع عمومی فوق‌العاده—در تصفیه اختیاری—و با دستور رئیس دادگاه صالح—در تصفیه اجباری—ممکن است.
اگر عملیات تصفیه بیش از یک سال ادامه یابد، مدیر تصفیه مکلف است در پایان هر سالِ تمدید، با رعایت تشریفات دعوت، شرکا/سهامداران یا مجمع عمومی فوق‌العاده را دعوت کند و گزارش سالانه تصفیه و صورت‌های مالی آن سال را حداکثر ظرف ۳۰ روز از پایان سال ارائه دهد.

ماده (۵۵)
شرکت نسبت به اعمال و تصرفاتی که مدیر تصفیه به نام آن و در حدود اقتضائات تصفیه انجام می‌دهد، متعهد است.
مدیر تصفیه در برابر شرکت، شرکا/سهامداران و اشخاص ثالث نسبت به خسارات ناشی از اعمال یا تصرفات خلاف قانون، تجاوز از حدود اختیارات، هرگونه تقلب، جعل یا اهمال در انجام وظایف و نیز عدم رفتار همچون شخصِ محتاط، مسؤول است؛ در صورت تعدد مدیران—جز در مورد اختیار اقدام منفرد—مسؤولیت آنان تضامنی است. دعوی علیه مدیر تصفیه بابت اعمال تصفیه پس از گذشت پنج (۵) سال از تاریخ پایان تصفیه مسموع نیست.

ماده (۵۶)
مدیر تصفیه در پایان تصفیه باید گزارش نهایی و حساب نهاییِ حسابرسی‌شده توسط حسابرس شرکت را ظرف ۳۰ روز از اتمام عملیات، برای تصویب به شرکا/سهامداران و طلبکاران ارائه کند.

ماده (۵۷)
با تصویب گزارش نهایی و حساب نهایی توسط شرکا/سهامداران، عملیات تصفیه پایان می‌یابد. مدیر تصفیه باید نسخه‌ای از این تصویب را ظرف هفت (۷) روز از تاریخ صدور، نزد ثبت‌کننده تودیع کند و ثبت‌کننده باید از تاریخ تودیع، شرکت را از ثبت خارج نماید.
مدیر تصفیه باید ظرف دو (۲) روز از تاریخ تودیع نزد ثبت‌کننده، تصویب پایان تصفیه را منتشر کند.

ماده (۵۸)
اگر گزارش نهایی و حساب نهایی تصویب نشود، مدیر تصفیه می‌تواند موارد اختلاف را به دادگاه صالح عرضه و ابطال تصمیم رد را درخواست کند.
مدیر تصفیه باید نسخه‌ای از حکم صادره را ظرف ۱۵ روز از تاریخ صدور نزد ثبت‌کننده تودیع کند.
اگر حکم به ابطال تصمیم شرکا/سهامداران و پایان تصفیه صادر شود، باید وفق بند دوم ماده (۵۷) منتشر و ثبت شرکت از تاریخ تودیع حکم، ابطال گردد.
در صورت تأیید تصمیم رد، می‌توان مدیر تصفیه را عزل و مدیر دیگری برای تکمیل عملیات تصفیه منصوب نمود.

ماده (۵۹)
مدیر تصفیه باید وجوه ناشی از تصفیه که به ذی‌حقان آن‌ها تسلیم نشده است را در صندوقی که بدین منظور به‌موجب تصمیم مرجع ذی‌صلاح ایجاد می‌شود، واریز کند؛ این تصمیم باید مهلت واریز، تشریفات و هزینه‌های اداره این وجوه—که از اصل وجوه کسر می‌گردد—را تا زمان پرداخت به ذی‌حقان مشخص کند.
در خصوص این مبالغ، حکم ماده (۱۳۵) این قانون مجری است.


باب دوم — شرکت‌های تضامنی، توصیه و محاصه

فصل اول — شرکت تضامنی

ماده (۶۰)
شرکت تضامنی شرکتی است متشکل از دو یا چند شخص حقیقی که در تمام اموال خود نسبت به تعهدات شرکت مسؤولیت تضامنی دارند؛ پس از فوت هر شریک، مسؤولیت نسبت به دیون ایفانشده به ترکه او منتقل می‌شود.

ماده (۶۱)
نام شرکت تضامنی از نام همه شرکا تشکیل می‌شود و می‌توان به نام یک یا چند شریک با افزودن عبارت «و شرکایش» اکتفا کرد. نام باید مطابق واقع باشد؛ اگر نام شخص غیرشریک با رضایت او در نام شرکت درج شود، وی نسبت به دیون شرکت مسؤول تضامنی است.
داشتن نام تجاری خاص مجاز است مشروط بر قرین شدن با دلالت بر «شرکت تضامنی».

ماده (۶۲)
شرکا باید ظرف ۳۰ روز از امضای اسناد تأسیس، درخواست ثبت شرکت تضامنی و اسناد تأسیس آن را نزد ثبت‌کننده تسلیم کنند.

ماده (۶۳)
هر شریک در شرکت تضامنی تاجر محسوب می‌شود و تحت نام شرکت اعمال تجاری انجام می‌دهد. ورشکستگی شرکت به ورشکستگی تمام شرکا منتهی می‌گردد.

ماده (۶۴)
نام شریکِ خارج‌شده یا متوفی می‌تواند با رضایت او یا ورثه‌اش در نام شرکت باقی بماند.
شریکِ خارج‌شده نسبت به تعهدات پس از تاریخ ثبت خروج مسؤول نیست مگر اینکه به ادامه درج نام خود میان شرکا رضایت دهد؛ در این صورت، تا زمانی که خروج در رسانه‌ای که آیین‌نامه تعیین می‌کند منتشر شود، در برابر اشخاص نیک‌نیت مسؤول تضامنی خواهد بود.
ورثه نیز در صورت موافقت با استمرار نام مورث در نام شرکت، در قبال اشخاص نیک‌نیت مسؤولیت تضامنی دارند.

ماده (۶۵)
حصه‌های شرکا در شرکت تضامنی قابلِ نمایندگی با اوراق قابلِ معامله نیست.

ماده (۶۶)
انتقال حصه در شرکت تضامنی جز با موافقت همه شرکا و رعایت قیود اسناد تأسیس جایز نیست؛ هر توافقی که انتقال بی‌قید را اجازه دهد باطل است.
با این حال، شریک می‌تواند حقوق متصل به حصه خود را به غیر واگذار کند که اثر آن فقط بین طرفین است.

ماده (۶۷)
طلبکاران شرکت حق مراجعه به اموال شرکت و نیز حق رجوع به اموال شخصی هر شریک را دارند؛ همه شرکا در برابر طلبکاران شرکت مسؤولیت تضامنی دارند. اجرا بر اموال شریک به سبب تعهدات شرکت جز پس از حکم قطعی علیه شرکت، انذار و امتناع شرکت از وفا در موعد مناسب جایز نیست.
حکم علیه شرکت نسبت به شریک نیز حجت است. اگر یکی از شرکا دِینی از دیون شرکت را بپردازد، حق رجوع به شرکت و سپس به سایر شرکا هر یک به قدر حصه‌اش را دارد؛ اعسار یکی از شرکا به نسبت بین شریکِ پرداخت‌کننده و سایر شرکای موسر تقسیم می‌شود.

ماده (۶۸)
اصل بر این است که همه شرکا مدیر شرکت‌اند؛ اما می‌توان در اسناد تأسیس اداره را به یک یا چند شخص حقیقی از میان شرکا یا غیرایشان سپرد.
در صورت تعدد مدیران و تعیین حوزه اختصاصی برای هر یک، مدیر فقط نسبت به اعمال در حوزه خود مسؤول است.
اگر اداره مشترک شرط شده باشد، تصمیمات جز با اجماع یا اکثریت مقرر در اسناد تأسیس صحیح نیست؛ با این حال، هر مدیر می‌تواند امور فوری را که فوت آن موجب خسارت یا از دست‌رفتن سود می‌شود، انجام دهد.

ماده (۶۹)
هر شریکِ غیرمدیر حق مطالبه اطلاعات در هر زمان، بازرسی دفاتر، سجلات، حساب‌ها و سایر اوراق—شخصاً یا توسط نماینده—و اعتراض نزد دادگاه به تصمیمات مدیران خلاف قانون یا اسناد تأسیس را دارد. هر توافقی که این حقوق را سلب کند باطل است.

ماده (۷۰)
مدیرِ شریک و منصوب در عقد شرکت جز با اجماع شرکا یا به حکم دادگاه بنا به درخواست اکثریت شرکا قابل عزل نیست؛ عزل در این حالات موجب انحلال شرکت است مگر اسناد تأسیس خلاف آن را مقرر کند.
اگر مدیر شریک ولی منصوب در عقدی مستقل از اسناد تأسیس یا غیرشریک باشد، با اکثریت شرکا قابل عزل است و عزل موجب انحلال شرکت نمی‌شود.

ماده (۷۱)
مدیر می‌تواند همه اعمال اداره عادی منطبق با غرض شرکت را انجام دهد مگر آنکه اسناد تأسیس اختیار او را محدود کرده باشد؛ شرکت به اعمال مدیر در حدود اختیاراتش ملتزم است.

ماده (۷۲)
مدیر جز با موافقت همه شرکا یا نص صریح در اسناد تأسیس نمی‌تواند اعمال فراتر از اداره عادی انجام دهد؛ این ممنوعیت به‌ویژه شامل:

  1. اعطای هدایای غیرضروری (جز مبالغ اندک و عادی در مصلحت کسب)،
  2. فروش همه یا بخش مهم دارایی‌های شرکت،
  3. رهن یا بیمه اموال شرکت جز برای تضمین دیونی که در جریان عادی ایجاد شده،
  4. ضمانت دیون دیگران جز ضمانت‌های معمول برای تحقق اغراض شرکت.

ماده (۷۳)
با رعایت قانون، شرکت تضامنی با فوت، خروج، حجر، ورشکستگی شریک منحل می‌شود مگر اسناد تأسیس خلاف مقرر کند.
اگر دو شریک یا بیشتر باقی بمانند، می‌توانند به استمرار شرکت میان خود تصمیم بگیرند مشروط بر ثبت تصمیم نزد ثبت‌کننده.

ماده (۷۴)
دادگاه می‌تواند به درخواست یکی از شرکا به‌سبب تقصیر یک یا چند شریک در انجام تعهدات یا هر سبب موجه دیگر حکم به انحلال دهد.
شرکا می‌توانند از دادگاه اخراج شریک مقصر را—به‌جای انحلال—درخواست کنند.

ماده (۷۵)
در صورت استمرار شرکت پس از خروج/اخراج/حجر/ورشکستگی/وفات شریک، ارزش حصه او بر اساس صورت‌برداری ویژه در تاریخ وقوعِ سبب، به او، نماینده قانونی یا ورثه‌اش تعلق می‌گیرد. در صورت اختلاف، دادگاه با جلب نظر کارشناس/کارشناسان تعیین ارزش می‌کند مگر اینکه طرفین روش دیگری را توافق کنند. پرداخت می‌تواند نقدی یا عینی باشد و ذی‌حق هیچ نصیبی در عواید بعدی شرکت ندارد.

ماده (۷۶)
پس از انحلال، شرکت طبق این قانون و اسناد تأسیس تصفیه می‌شود مشروط بر عدم تعارض با قواعد آمره.
همه شرکا—از جمله غیرمدیران—حق مشارکت مؤثر در تصمیمات مؤثر بر تصفیه را دارند.

فصل دوم — شرکت توصیه (مختلط ساده)

ماده (۷۷)
شرکت توصیه از دو گروه شریک تشکیل می‌شود:

  1. شریک/شرکای متضامن با مسؤولیت تضامنی در تمام اموال،
  2. شریک/شرکای موصی با مسؤولیت محدود به میزان مشارکت در سرمایه که باید در اسناد تأسیس تعیین شود.

ماده (۷۸)
نام شرکت توصیه از نام یک یا چند شریک متضامن با دلالت بر وجود شرکا تشکیل می‌شود و باید در هرجا عبارت «شرکت توصیه» به‌دنبال نام آید.
اگر شریک موصی به درج نامش در نام شرکت رضایت دهد، در برابر اشخاص ثالث نیک‌نیت مانند شریک متضامن مسؤول است.
داشتن نام تجاری خاص مجاز است مشروط بر دلالت بر «شرکت توصیه».

ماده (۷۹)
شریک/شرکای متضامن باید ظرف ۳۰ روز از امضای اسناد تأسیس، درخواست ثبت شرکت توصیه و اسناد تأسیس را به ثبت‌کننده تسلیم کنند.

ماده (۸۰)
شریک موصی حق اداره یا مشارکت در اداره یا الزام شرکت به تصرفات خود را ندارد؛ با این حال می‌تواند در هر زمان شخصاً یا از طریق نماینده دفاتر، سوابق، حساب‌ها و سایر اوراق شرکت را برای اطلاع از جریان امور و چشم‌انداز آتی بررسی و با دیگر شرکا مشورت کند؛ این امور مشارکت در اداره محسوب نمی‌شود.
اگر شریک موصی نقشی در اداره ایفا کند، نسبت به تعهدات ناشی در مدت ایفای آن نقش، مسؤولیت تضامنی خواهد داشت.

ماده (۸۱)
شریک موصی تاجر محسوب نمی‌شود، صِرف ورشکستگی شرکت به ورشکستگی او نمی‌انجامد.

ماده (۸۲)
مرگ، حجر یا ورشکستگی شریک موصی موجب انحلال شرکت توصیه نمی‌شود مگر به حکم دادگاه؛ شرکای متضامن تصفیه شرکتِ منحل را عهده‌دار می‌شوند.

ماده (۸۳)
حکم ورشکستگی شرکت توصیه فقط به ورشکستگی شرکای متضامن می‌انجامد.

ماده (۸۴)
در موارد فاقد نص خاص، شرکت توصیه تابع احکام مربوط به شرکت تضامنی است.

فصل سوم — شرکت محاصه

ماده (۸۵)
شرکت محاصه، شرکتِ پنهانی بین دو یا چند شخص حقیقی یا حقوقی است که در برابر ثالث قابل استناد نیست، شخصیت حقوقی ندارد و مشمول تشریفات ثبت نزد ثبت‌کننده نمی‌شود. عقد شرکت محاصه با همه ادله قابل اثبات است؛ لیکن اگر یکی از شرکا وجود آن را به ثالث افشا و با این وصف با او معامله کند، احکام شرکت تضامنی و شریک متضامن بر آن عقد حاکم خواهد بود.

ماده (۸۶)
عقد شرکت محاصه باید غرض، حقوق و تعهدات شرکا، شیوه توزیع سود و زیان، روش اداره و سایر عناصر اساسی را تعیین کند.

ماده (۸۷)
شریک محاصه تاجر محسوب نمی‌شود مگر اینکه خود عملیات تجاری انجام دهد.


باب سوم — شرکت سهامی

فصل اول — تأسیس

فرع یک: احکام عمومی

ماده (۸۸)
شرکت سهامی شرکتی است که سرمایه آن به سهامی تقسیم می‌شود که مطابق قانون قابل معامله است.
مسؤولیت سهامدار محدود به میزان مشارکت او در سرمایه است.

ماده (۸۹)
شرکت سهامی از دست‌کم سه (۳) شخص حقیقی یا حقوقی تشکیل می‌شود؛ جز شرکت‌هایی که دولت به‌تنهایی یا با مشارکت دیگری ایجاد می‌کند.

ماده (۹۰)
شرکت باید نام تجاری داشته باشد و نام شخص حقیقی جز در بهره‌برداری از اختراعِ ثبت‌شده به نام او یا در صورت تبدیل به شرکت سهامی، نباشد. نام نباید درخصوص اغراض، هویت شرکت یا اعضایش گمراه‌کننده باشد و باید در هرجا عبارت «شرکت سهامی عام عمانی (ش.م.ع.ع)» یا «شرکت سهامی خاص عمانی (ش.م.ع.م)» قید شود.
در صورت خلاف و ورود ضرر به اشخاص نیک‌نیت، مرتکبان شخصاً مسؤول خسارات‌اند.

ماده (۹۱)
حداقل سرمایه صادره شرکت سهامی عام: ۲,۰۰۰,۰۰۰ ریال عمانی؛ سهامی خاص: ۵۰۰,۰۰۰ ریال عمانی.
استثنائاً در تبدیل به سهامی عام، حداقل می‌تواند ۱,۰۰۰,۰۰۰ ریال باشد.

فرع دو: مؤسسان

ماده (۹۲)
مؤسس، کسی است که عملاً با قصد پذیرش مسؤولیت، در مراحل تأسیس شرکت مشارکت کرده باشد؛ به‌ویژه امضاکنندگان اسناد تأسیس یا آورندگان نقدی/عینی. صرف تهیه یا بازبینی اسناد توسط غیرسهامداران، مؤسس محسوب نمی‌شود.

ماده (۹۳)
مؤسس باید در تعامل با شرکت در شرف تأسیس همچون شخص محتاط رفتار کند و مؤسسان نسبت به خسارات ناشی از تقصیر، مسؤولیت تضامنی دارند.
هر اطلاعات یا وجوهی که مؤسس درباره شرکت دریافت کند باید به شرکت اعلام و وجوه و هر سود متحصّل مسترد شود.

ماده (۹۴)
معاملات ضروری برای تأسیس که مؤسسان به نام شرکتِ در شرف تأسیس با ثالث انجام داده‌اند، پس از تأسیس در برابر شرکت نافذ است، مشروط به تصویب مجمع عمومی مؤسس.

ماده (۹۵)
پیش از تصویب، باید مجمع مؤسس از تمام حقایق مربوط به معامله مطلع گردد؛ متخلف، شخصاً و در صورت تعدد به‌طور تضامنی مسؤول خسارات ناشی از معامله‌ای خواهد بود که تصویب شده است.
چنانچه تصویب نشود، مؤسسان نسبت به آثار و تعهدات ناشی از معامله مسؤولیت تضامنی دارند.

ماده (۹۶)
مؤسسان از میان خود کمیته‌ای دست‌کم سه‌نفره برای انجام تشریفات تأسیس برمی‌گزینند.

ماده (۹۷)
اسناد تأسیس باید به‌ویژه شامل: نام و مرکز اصلی، اغراض، سرمایه و تعداد/نوع/ارزش سهام، نام/تابعیت/اقامت/نشانی مؤسسان و تعداد سهام هر یک، تعداد اعضای هیأت‌مدیره، مدت شرکت (در صورت تعیین) و تاریخ آغاز/پایان باشد.

ماده (۹۸)
تأسیس با تسلیم درخواست به مرجع ذی‌صلاح—امضاشده توسط حداقل سه مؤسس—به‌همراه فهرست اعضای کمیته مؤسس، انجام می‌شود.

ماده (۹۹)
کمیته مؤسس باید به درخواست، نسخه‌ای از اسناد امضاشده توسط همه مؤسسان و مدارک مقرر در آیین‌نامه را ضمیمه و برای سهامی خاص، گواهی بانکیِ پرداخت ارزش سهامِ مؤسسان را ارائه کند.
به درخواستِ کامل ظرف ۱۵ روز رسیدگی می‌شود؛ در صورت رد یا انقضای مهلت بدون تصمیم، ذی‌نفع می‌تواند مطابق آیین‌نامه شکایت کند.

ماده (۱۰۰)
در سهامی عام، مؤسسان باید حداقل ۳۰% و حداکثر ۶۰% سرمایه را پذیره‌نویسی کنند و باقیمانده به عموم عرضه می‌شود؛ در تبدیل به سهامی عام، سهامداران قبلی می‌توانند تا ۷۵% سرمایه را نگه دارند.
هیأت (بازار سرمایه) می‌تواند اجازه تملک بیش از حد نصاب را در شرکتِ تبدیل‌شده بدهد.
هیچ مؤسسی نمی‌تواند بیش از ۲۰% سرمایه—اعم از به نام خود یا فرزندان صغیر زیر ۱۸ سال—را پوشش دهد؛ در تبدیل، حفظِ بیشتر از نصابِ مقرر مجاز است. شرکت‌های کاملاً دولتی و هلدینگ از نصاب مستثنا هستند.
مؤسسان باید پیش از تصویب اقدامات پذیره‌نویسی عمومی، اثبات تکمیل سهم خود را به هیأت ارائه کنند و پس از آن در عرضه عمومی شرکت نکنند.

ماده (۱۰۱)
آیین‌نامه مفاد اعلامیه انتشار، مراجع دریافتِ درخواست‌ها، تعداد و مسؤولیت آنان، و قواعد وجوه واریزی را تعیین می‌کند.

ماده (۱۰۲)
پس از تأیید «نشریه انتشار»، کمیته مؤسس باید اعلان انتشار را طبق قواعد و مواعد آیین‌نامه منتشر کند.

ماده (۱۰۳)
فرم درخواست پذیره‌نویسی—ممکن است الکترونیکی—طبق نمونه هیأت تنظیم می‌شود.

ماده (۱۰۴)
کمیته مؤسس باید یکی از شرکت‌های دارای مجوز هیأت را به‌عنوان متعهد پذیره‌نویسی منصوب و هزینه‌های مستقیم/غیرمستقیم آن را افشا کند؛ شرکتِ متعهد باید گواهیِ اطلاع از مطالعه توجیهیِ طرح ارائه دهد.

ماده (۱۰۵)
هیأت شرایط پذیره‌نویسی، حدود حداقل/حداکثر تعداد سهام برای هر پذیره‌نویس، موارد قبول/رد و روش توزیع سهام و مهلت استرداد وجوه مازاد را تعیین می‌کند.

ماده (۱۰۶)
در دعوت عموم برای پذیره‌نویسی، مؤسسانی که آورده عینی می‌آورند باید آن را در سند پذیره‌نویسی توصیف کنند؛ آیین‌نامه روش ارزیابی را مشخص می‌نماید.

ماده (۱۰۷)
مؤسسان باید ظرف ۳۰ روز از تاریخ صدور تصمیم تأسیس، عموم را به پذیره‌نویسی دعوت کنند. پذیره‌نویسی مطابق نشریه انتشار باز می‌ماند ولی از ۱۵ روز فراتر نمی‌رود؛ هیأت می‌تواند یک‌بار برای همان مدت تمدید کند.

ماده (۱۰۸)
کمیته مؤسس باید مجمع عمومی مؤسس را در زمان و محل مندرج در نشریه انتشار دعوت و مرجع ذی‌صلاح را از موعد آگاه کند؛ مرجع می‌تواند ناظر اعزام کند.

ماده (۱۰۹)
ریاست مجمع مؤسس با یکی از اعضای کمیته مؤسس است. نصاب حضور (اصالتاً یا نیابتاً) مالکانِ دست‌کم ۶۵% سرمایه است؛ در نبود نصاب، مجمع دوم با همان دستور دعوت می‌شود. نیابت باید کتبی باشد.
تصمیمات مجمع دوم—صرف‌نظر از نصاب حاضر—صحیح است مشروط بر تشکیل آن ظرف ۱۴ روز از مجمع اول و نشر دعوت طبق قانون حداقل ۷ روز پیش از آن؛ تصمیمات با اکثریت مطلق آرای مأخوذه اتخاذ می‌شود.

ماده (۱۱۰)
کمیته مؤسس باید به مجمع مؤسس گزارشِ اقدامات انجام‌شده، مبالغ هزینه‌شده برای تأسیس، و معاملاتی را که به نام شرکت در شرف تأسیس انجام شده، ارائه کند.

ماده (۱۱۱)
مجمع مؤسس صلاحیت: ۱) احراز شرایط قانونیِ تأسیس؛ ۲) تصویب اصلاحات اساسنامه در صورت لزوم؛ ۳) تصویب اقدامات/هزینه‌ها/معاملات موضوع ماده (۱۱۰)؛ ۴) انتخاب نخستین هیأت‌مدیره؛ ۵) تعیین حسابرس/حسابرسان؛ ۶) سایر صلاحیت‌های مقرر در اساسنامه را دارد.

ماده (۱۱۲)
شرکت‌هایی که بر اساس احکام شریعت اسلامی فعالیت می‌کنند باید معاملات خود را مطابق شریعت انجام دهند؛ مرجع ذی‌صلاح آیین‌نامه‌ای درباره تشکیل، نظام و صلاحیت‌های «کمیته شرعی» صادر می‌کند.

ماده (۱۱۳)
بدون prejudice به حقِ درخواست بطلان شرکت به‌سبب عیب در تشریفات تأسیس، هر ذی‌نفع می‌تواند ظرف ۳ سال از تاریخ تأسیس شرکت را به اصلاح عیب اخطار کند؛ اگر ظرف ۳۰ روز اصلاح نشد، می‌تواند انحلال را بخواهد. دادگاه می‌تواند مهلتی حداکثر ۶ ماه برای تصحیح بدهد؛ در تعذر، حکم انحلال صادر و شرکت به‌عنوان «شرکت واقعی» تصفیه می‌شود، بدون اخلال به حق مطالبه خسارت.

ماده (۱۱۴)
شرکت نمی‌تواند به عیب در تشریفات تأسیس برای استناد به بطلان خود تمسک جوید؛ مؤسسان در قبال خسارات ناشی از انحلال به سبب تقصیر در تشریفات، مسؤولیت تضامنی دارند.

ماده (۱۱۵)
نخستین هیأت‌مدیره باید ظرف ۱۵ روز از تشکیل مجمع مؤسس، شرکت را نزد ثبت‌کننده ثبت کند؛ اعضای هیأت‌مدیره در قبال خسارات ناشی از عدم ثبت، مسؤولیت تضامنی دارند.

ماده (۱۱۵) (ادامه)
شرکت باید امکان دسترسی عموم به اساسنامه را در مرکز اصلی و وب‌سایت خود فراهم کند؛ هر شخص در برابر مبلغی که هیأت‌مدیره با موافقت مرجع ذی‌صلاح تعیین می‌کند، حق دریافت نسخه مطابق اصل دارد.

ماده (۱۱۷)
هیأت‌مدیره باید ظرف یک سال از ثبت شرکت، آیین‌نامه‌های داخلی اداره شرکت، امور و شئون کارکنان را طبق ضوابط آیین‌نامه تنظیم کند.

فصل دوم — سرمایه شرکت

فرع یک: سهام

ماده (۱۱۸)
شرکت دارای سرمایه «صادره» است و می‌تواند سرمایه «مجاز» بیش از سرمایه صادره در اساسنامه پیش‌بینی کند. سرمایه به سهامِ قابل معامله وفق قانون نمایندگی می‌شود.
صدور «سهام مؤسس»، «اوراق منتفع» یا هر اوراقی که به مؤسسان یا غیر، حقی در بخشی از درآمد/سود شرکت بدون مشارکت مناسب قبلی در سرمایه بدهد، ممنوع است.

ماده (۱۱۹)
مالکیت مشترکِ یک سهم برای بیش از یک شخص جز در ارث ممنوع است؛ در ارث، ورثه باید نماینده واحدی برگزینند وگرنه نخستین نام در سجل سهامداران نماینده محسوب می‌شود. ورثه نسبت به تعهدات ناشی از این مالکیت، مسؤولیت تضامنی دارند و نقل‌وانتقال سهمِ موروثی جز با موافقت همه یا وکیل قانونی‌شان جایز نیست.

ماده (۱۲۰)
کاهش ارزش اسمی از طریق تجزیه یا افزایش آن از طریق ادغام سهام، با تصمیم هیأت‌مدیره ممکن است.

ماده (۱۲۱)
سهام از حقوق مساوی و ذاتی برخوردار است؛ مهم‌ترین حقوق: دریافت سود مصوب، حق تقدم در سهام جدید، نقل‌وانتقال، دریافت صورت‌های مالی، مشاهده سجل سهامداران، حضور در مجامع و رأی، مشاهده صورتجلسات، درخواست توقف/ابطال تصمیمات خلاف قانون/اساسنامه/آیین‌نامه داخلی، اقامه دعوی علیه اعضای هیأت‌مدیره و حسابرس (اصالتاً یا نیابتاً)، و مشارکت در توزیع دارایی‌ها هنگام تصفیه است.

ماده (۱۲۲)
اساسنامه می‌تواند برای برخی سهام امتیازاتی در رأی، سود، عایدی تصفیه یا دیگر حقوق پیش‌بینی کند؛ سهام هم‌نوع باید در حقوق/امتیازات/قیود مساوی باشند. تغییر حقوق/امتیازات/قیودِ نوعی از سهام جز با مجمع فوق‌العاده و موافقت دو سوم مالکان آن نوع ممکن نیست.

ماده (۱۲۳)
شرکت‌هایی که اساسنامه آن‌ها مصرف سرمایه (استهلاک قبل از انقضای مدت شرکت) را—به سبب استثمار منابع طبیعی، بهره‌برداری از مرفق عمومی مدت‌دار، یا وجوه مصرف‌شونده—پیش‌بینی کرده‌اند، می‌توانند سهام «تمتع» صادر کنند؛ ضوابط در آیین‌نامه می‌آید.

ماده (۱۲۴)
شرکت می‌تواند بخشی از سهام خود را به «گواهی‌های سپرده» قابل معامله در بازارهای جهانی تبدیل کند به‌شرط‌های آیین‌نامه؛ این گواهی‌ها توسط بانک سپرده‌گذاری بین‌المللی صادر می‌شود بدون انتقال مالکیت سهم به بانک. شرکت، بانک سپرده و «بانک حافظ» باید تشریفات تبدیل را طبق آیین‌نامه انجام دهند.

ماده (۱۲۵)
عرضه سهام و سایر اوراق مالی شرکت سهامی عام در پذیره‌نویسی عمومی یا خصوصی وفق قانون صورت می‌گیرد. شرکت سهامی خاص می‌تواند جز سهام، سایر اوراق مالی خود را به‌طور عمومی عرضه کند.

ماده (۱۲۶)
افزودن حداکثر ۲% به ارزش سهم برای پوشش هزینه‌های انتشار مجاز است؛ مازاد پس از پوشش هزینه‌ها به اندوخته قانونی یا اندوخته‌های دیگرِ وفق قانون منتقل می‌شود.

ماده (۱۲۷)
مؤسسانِ سهامی عام پیش از انتشار دو صورت مالی سالانه متوالی از تاریخ ثبت، نمی‌توانند سهام خود را منتقل کنند؛ هیأت می‌تواند یک سال دیگر منع را تمدید کند، بدون اخلال به حقِ ایجاد رهن درجه دوم.
استثنائات: واگذاری سهام دولت، نقل و انتقال میان مؤسسان، ارث، و شرکتِ سهامی عام ایجادشده از تبدیلِ شرکتی که حداقل دو سال قبل از تبدیل فعالیت داشته است.

ماده (۱۲۸)
انتقال مالکیت سهام با ثبت آن در سجل سهامداران انجام می‌شود؛ شرکت تا ثبت، مالکیت را به رسمیت نمی‌شناسد.

فرع دو: توزیع سود و زیان

ماده (۱۲۹)
توزیع سود سالانه یا میان‌دوره‌ای با تصمیم مجمع عادی و بر پایه آخرین صورت‌های مالیِ حسابرسی‌شده است.
با موافقت مجمع عادی، بخشی از سود خالص می‌تواند به سهام تبدیل و میان سهامداران توزیع شود که به افزایش سرمایه صادره به میزان مزبور می‌انجامد.

ماده (۱۳۰)
توزیع سود در موارد زیر ممنوع است:

  1. اگر به توانایی شرکت در ایفای دیون و تعهدات مالی در سررسید لطمه زند؛
  2. اگر مبتنی بر سود موهوم باشد؛
  3. اگر شرکت زیان دارد و پوشش کامل نشده است.
    طلبکاران می‌توانند ابطال چنین توزیعی را از دادگاه بخواهند؛ اعضای هیأت‌مدیره‌ای که پیشنهاد یا موافقت کرده‌اند، در حدود سود ابطال‌شده، مسؤولیت تضامنی نزد طلبکاران دارند.

ماده (۱۳۱)
توزیع فقط از سود خالص پس از کسر هزینه‌های لازم، استهلاکات، ذخایر/اندوخته‌های الزامی و مبالغ تخصیص‌یافته برای افزایش سرمایه مجاز است.

ماده (۱۳۲)
هیأت‌مدیره باید هر سال—پس از کسر مالیات—۱۰% از سود خالص را تا رسیدن به حداقل یک‌سوم سرمایه، به اندوخته قانونی منظور کند. این اندوخته برای پوشش زیان‌ها یا افزایش سرمایه از طریق انتشار سهام قابل استفاده است؛ جز در کاهش سرمایه، توزیع آن به‌عنوان سود میان سهامداران مجاز نیست؛ پس از کاهش نیز باید اندوخته قانونی کمتر از یک‌سوم سرمایه نباشد.

ماده (۱۳۳)
شرکت می‌تواند اندوخته‌های اختیاری—حداکثر ۲۰% از سود خالص هر سال پس از مالیات و اندوخته قانونی—تشکیل دهد؛ توزیع از این اندوخته با تصمیم مجمع عادی ممکن است.

ماده (۱۳۴)
شرکت باید سودهای تقسیمیِ تحویل‌نشده را در صندوقی که به‌موجب تصمیم مرجع ذی‌صلاح برای این منظور ایجاد می‌شود، واریز کند؛ تصمیم، مهلت واریز، تشریفات و هزینه‌های اداره—کاهنده از اصل وجوه—را تا پرداخت به ذی‌حقان تعیین می‌کند.

ماده (۱۳۵)
مالکیت وجوه مزبور (ماده ۱۳۴) پس از ۱۵ سال از تاریخ واریز، در صورت عدم تسلیم به ذی‌حقان—پس از اخطار رسمی و انتشار در دو روزنامه یومیه دو نوبت در یک سالِ منتهی به انقضا—به مرجع ذی‌صلاح منتقل و به امور خیریه تخصیص می‌یابد.

فرع سه: تغییر سرمایه

اوّلاً: افزایش سرمایه

ماده (۱۳۶)
افزایش سرمایه مجاز یا—در نبود سرمایه مجاز—سرمایه صادره با تصمیم مجمع فوق‌العاده ممکن است.
اگر شرکت سرمایه «مجاز» دارد، هیأت‌مدیره می‌تواند در حدودِ آن، سرمایه صادره را افزایش دهد.

ماده (۱۳۷)
افزایش سرمایه صادره می‌تواند از طریق آورده عینی یا تبدیل دیون شرکت به سهام انجام شود.

ماده (۱۳۸)
مجمع فوق‌العاده می‌تواند حداکثر ۵% از سهام افزایش سرمایه صادره را به کارکنان اختصاص دهد؛ شرایط در آیین‌نامه می‌آید.

ماده (۱۳۹)
مجمع فوق‌العاده می‌تواند سهام افزایش سرمایه را به نفع شخص/اشخاص معین اختصاص دهد وفق ضوابط آیین‌نامه.

ماده (۱۴۰)
در عرضه سهام افزایش سرمایه، هر سهامدار حقِ تقدم در پذیره‌نویسی یا انتقال حق تقدم خود را دارد طبق ضوابط آیین‌نامه.
در صورت عدم تکمیل پذیره‌نویسی در مهلت، هیأت‌مدیره باید آن را طبق قانون بازار سرمایه به عموم عرضه یا میزان افزایش را به قدر سهامِ پذیره‌نویسی‌نشده کاهش دهد.
مجمع فوق‌العاده می‌تواند مستقیماً سهام افزایش را به پذیره‌نویسی عمومی عرضه کند بدون عرضۀ قبلی بر سهامداران.

ثانیاً: کاهش سرمایه

ماده (۱۴۱)
کاهش سرمایه صادره در صورت مازاد بر نیاز شرکت با تصمیم مجمع فوق‌العاده مجاز است مشروط بر عدم نزول از حداقل‌های مقرر قانونی.
در صورت زیان و شناسایی/حذف آن، کاهش ممکن است؛ اگر نتیجه به نزول زیر حداقل منجر شود، شرکت باید ظرف یک سال سرمایه را به حداقل برساند.

ماده (۱۴۲)
در کاهش موضوع بند اول ماده (۱۴۱)، شرکت باید ظرف حداکثر ۷ روز از تاریخ تصمیم، آن را منتشر و دائنین را به تقدیم اعتراض دعوت کند.
دائنین می‌توانند ظرف ۱۵ روز از انتشار نزد مرجع ذی‌صلاح اعتراض کنند.
معترض می‌تواند ظرف ۱۵ روز از اعتراض، دعوای بطلان تصمیم کاهش را در دادگاه اقامه کند؛ اعتراض موجب توقف اجرای کاهش تا ختم دعوی یا انقضای مهلت طرح دعوی می‌شود.

فرع چهار: خرید سهام خزانه

ماده (۱۴۳)
شرکت می‌تواند به تصمیم هیأت‌مدیره و در حدود و شرایط آیین‌نامه، بخشی از سهام خود را بخرد، مشروط بر عدم نزول سرمایه از حداقل قانونی یا عدم تأثیر منفی بر توان ایفای دیون.

ماده (۱۴۴)
اصل پرداخت بهای خرید باید از سود خالص باشد؛ استثنائاً منبع مالی دیگر مجاز است مشروط به عدم تأثیر بر توان پرداخت دیون در سال مالی بعد یا استمرار فعالیت.

ماده (۱۴۵)
هیأت‌مدیره باید بیانیه‌ای در خصوص شرایط خرید و تعیین منابع مالیِ تداوم پرداخت دیون و استمرار فعالیت صادر کند.

ماده (۱۴۶)
خرید باید ظرف ۱۸۰ روز از تصمیم انجام شود وگرنه کان‌لم‌یکن است؛ تصمیم در این مهلت قابل تعدیل/لغو است، لیکن تعدیل مهلت خرید را تمدید نمی‌کند.

فرع پنج: حفظ سرمایه

ماده (۱۴۷)
هیأت‌مدیره باید همه اقدامات لازم برای حفظ سرمایه را اتخاذ کند. در زیان برابر ۲۵% سرمایه، باید اقدامات اصلاحی برای بازگشت به سودآوری اتخاذ شود؛ در زیان ۵۰% سرمایه، باید مجمع فوق‌العاده ظرف حداکثر ۳۰ روز از تاریخ احرازِ نسبت زیان، برای اتخاذ تصمیمات لازم دعوت شود.
مرجع ذی‌صلاح می‌تواند رأساً یا به درخواست ذی‌نفع، مجمع را دعوت کند.
اعضای هیأت‌مدیره و حسابرس در همه حال نسبت به خسارات ناشی از تقصیر در حفظ سرمایه مسؤولیت تضامنی دارند.

ماده (۱۴۸)
اگر شرکت به منافع سهامداران/طرف‌های معاملاتی/طلبکاران لطمه زند یا خطری متوجه ثبات بازار سرمایه شود، مرجع ذی‌صلاح می‌تواند یک یا چند تدبیر زیر را اتخاذ کند:

  1. اخطار با ذکر اسباب خطر/ضرر و الزام به رفع آن؛
  2. انتصاب عضو ناظر در هیأت‌مدیره برای مدت معین با حق حضور و اظهار نظر بدون حق رأی؛
  3. الزام رئیس هیأت‌مدیره به دعوت مجمع عمومی یا هیأت‌مدیره برای رفع اسباب خطر/ضرر در مهلت تعیین‌شده و حضور نماینده مرجع ذی‌صلاح بدون حق رأی؛
  4. انحلال هیأت‌مدیره و انتصاب هیأت موقت برای رفع اسباب خطر/ضرر و اداره شرکت تا انتخاب هیأت جدید؛
  5. منع شرکت از برخی اغراض تا رفع اسباب خطر/ضرر؛
  6. منع موقت شرکت از همه اغراض تا رفع آن.
    تشریفات تظلّم از این تصمیمات در آیین‌نامه می‌آید.

فصل سوم — اوراق قرضه و صکوک

ماده (۱۴۹)
شرکت می‌تواند در قبال مبالغِ استقراضی، اوراق قرضه یا صکوکِ قابل معامله وفق قانون بازار سرمایه و ضوابط آیین‌نامه صادر کند. اساسنامه می‌تواند صدور را ممنوع یا محدود کند.

ماده (۱۵۰)
در انتشار اوراق/صکوکِ قابلِ تبدیل یا تبدیل‌شونده به سهام، رعایت احکام افزایش سرمایه الزامی است.

ماده (۱۵۱)
اوراق/صکوکِ قابل تبدیل پیش از گذشت دو (۲) سال از تاریخ انتشار قابل تبدیل نیستند؛ پس از آن، دارندگان بین تبدیل به سهام یا استرداد ارزش مخیّرند.
در انحلال شرکت، دارندگان حق استرداد پیش از سررسید دارند.

ماده (۱۵۲)
اوراق/صکوک باید با نام و به‌طور کامل در زمان پذیره‌نویسی پرداخت شوند؛ اوراق/صکوک یک انتشار باید هم‌ارزش، هم‌سررسید و هم‌مدت باشند.

ماده (۱۵۳)
جز در ارث، تجزیه یا مالکیت مشترک اوراق/صکوک جایز نیست؛ در ارث، وراث نماینده‌ای برمی‌گزینند وگرنه نخستین نام در سجل دارندگان نماینده است؛ نقل‌وانتقال جز با موافقت همگان/وکیل قانونی ممکن نیست.

ماده (۱۵۴)
به حکم قانون، مجمع عمومیِ دارندگانِ اوراقِ یک انتشار یا مالکان صکوک آن تشکیل می‌شود برای حفظ منافع مشترک؛ آیین‌نامه صلاحیت، دعوت و مواعد را تعیین و هزینه‌ها بر عهده شرکت است.

ماده (۱۵۵)
تغییر شرایط انتشار یا حقوق ملازم اوراق/صکوک جز با موافقت مجمع عمومیِ دارندگان ممکن نیست. در صورت عدم التزام شرکت به شرایط انتشار، پذیره‌نویسان حق ابطال پذیره‌نویسی و استرداد وجوه دارند.

ماده (۱۵۶)
اوراق/صکوک یک انتشار از حقوق مساوی و ملازم برخوردارند طبق اساسنامه و تصمیم انتشار؛ از جمله: حق استرداد از اموال شرکت، حضور در مجمع عمومیِ دارندگان، دسترسی به صورت‌های مالی و صورتجلسات، درخواست تشکیل مجمع ویژه توسط ۱۰% برای بررسی امور مالی.

ماده (۱۵۷)
هیأت‌مدیره باید انتشار را ظرف ۱۵ روز از پایان پذیره‌نویسی در بازار مسقط اوراق بهادار درج کند. شرکت باید سجل دارندگان اوراق/صکوک را نگهداری و اطلاعاتِ دارندگان و مبالغِ وام‌گرفته‌شده را درج کند؛ سجل برای دارندگان و سهامداران قابل مشاهده است.

ماده (۱۵۸)
مجمع عمومیِ دارندگان زمانی صحیح است که اصالتاً/نیابتاً دارندگانِ دست‌کم دو‌سوم اوراق/صکوک حضور داشته باشند؛ در صورت فقدان نصاب، جلسه دوم ظرف ۳۰ روز تشکیل و با حضور دارندگانِ یک‌سوم صحیح است. نیابت باید کتبی باشد.
تصمیمات درباره تمدید سررسید یا کاهش تضمین‌ها فقط با حضور دارندگانِ حداقل دو‌سوم اوراق/صکوک معتبر است و همه تصمیمات باید با رأی دو‌سوم حاضران اتخاذ شود.

ماده (۱۵۹)
مجمع عمومیِ دارندگان اوراق/صکوک دارای وکیلی است که توسط شرکتِ ناشر، طبق ضوابطِ مصوب مرجع ذی‌صلاح، منصوب می‌شود.

فصل چهارم — اداره شرکت

فرع یک: احکام عمومی

ماده (۱۶۰)
مجمع عمومی عادی/فوق‌العاده، هیأت‌مدیره و مدیریت اجرایی هر یک در حدود صلاحیت خود، حق انجام اعمال و تصرفات قانونی مرتبط با فعالیت شرکت را دارند، در چهارچوب این قانون، اسناد تأسیس و آیین‌نامه‌های داخلی.

ماده (۱۶۱)
هر عمل/تصرف صادر از مجامع، هیأت‌مدیره، کمیته‌های آن یا مدیریت اجرایی هنگام انجام اعمال متعارف، شرکت را ملتزم می‌کند. التزام شرکت مانع از مسؤولیت عاملِ عمل/تصرف نیست.

ماده (۱۶۲)
شخص ثالثِ نیک‌نیت می‌تواند به عمل/تصرف—even اگر خارج از حدود اختیار یا بدون طی تشریفات قانونی بوده—علیه شرکت استناد کند، حتی اگر عامل به‌نحو ناصحیح انتخاب/منصوب شده باشد.
ثالث نیک‌نیت محسوب نمی‌شود اگر آگاه بوده یا می‌توانسته از نقص/عیب مذکور آگاه باشد.

ماده (۱۶۳)
ثالث در معامله با شرکت ملزم به بررسی صلاحیت نماینده یا جست‌وجو از مجاز بودن عمل وفق نظامات داخلی نیست، مادام که عمل در حدود فعالیت شرکت باشد. شخص، مفاد هر سند/عقدِ شرکت را بمجرد ثبت/انتشار وفق قانون، آگاه فرض می‌شود.

فرع دو: مجمع عمومی

ماده (۱۶۴)
مجمع عمومی نسبت به اموری که قانون/اساسنامه در صلاحیت هیأت‌مدیره قرار نداده، صلاحیت دارد.
مجمع به دعوتِ هیأت‌مدیره تشکیل می‌شود و هرگاه قانون/اساسنامه ایجاب کند، باید دعوت شود. همچنین در صورت ضرورت یا درخواستِ دارندگانِ حداقل ۱۰% سرمایه، باید ظرف حداکثر ۳۰ روز دعوت گردد.
در تخلف هیأت‌مدیره، حسابرس باید ظرف ۳۰ روز اقدام به دعوت نماید.

ماده (۱۶۵)
هیأت‌مدیره دستورجلسه را تهیه می‌کند و هر پیشنهادی که دارندگانِ بیش از ۵% سرمایه دست‌کم ۲۰ روز پیش از موعد درخواست کرده‌اند، باید درج شود. در صورتی که حسابرس دعوت کند، تهیه دستورجلسه بر عهده اوست.

ماده (۱۶۶)
مجمع به غیر از موضوعات مندرج در دستورجلسه رسیدگی نمی‌کند؛ اما می‌تواند با اکثریت مطلق آرای حاضران، موضوعات فوریِ حادث در جلسه را بررسی کند. تصمیمات مجمع برای شرکت و همه سهامداران الزام‌آور است.

ماده (۱۶۷)
دعوت بدون درج دستورجلسه صحیح نیست. آگهی دعوت پس از تأیید مرجع ذی‌صلاح، طبق قانون منتشر و به نشانیِ مندرجِ هر سهامدار در سجل سهامداران ارسال می‌شود؛ نشر و دعوت باید دست‌کم ۱۵ روز پیش از جلسه باشد. مرجع ذی‌صلاح می‌تواند ناظر اعزام کند.
هیأت‌مدیره باید صورتجلسه را ظرف هفت (۷) روز از فردای تاریخ برگزاری، نزد مرجع ذی‌صلاح تودیع کند؛ صورتجلسه باید توسط دبیر جلسه، حسابرس و مشاور حقوقی امضا و به تصویب رئیس جلسه برسد.

ماده (۱۶۸)
هر سهامدار حق حضور در مجامع—اصالتاً یا نیابتاً—را دارد و به ازای هر سهم یک رأی دارد؛ نیابت باید کتبی باشد.
نماینده می‌تواند سهامدار یا غیرسهامدار باشد و می‌تواند از سوی یک یا چند سهامدار باشد؛ در صورت نیابت از چند سهامدار، مجموع نیابت‌ها نباید از ۵% سهام شرکت تجاوز کند وگرنه باطل است.
سهامِ متعلق به سهامدار و فرزندان صغیرِ او از این حد استثناست.

ماده (۱۶۹)
عضو هیأت‌مدیره نمی‌تواند نماینده هیچ سهامداری باشد؛ نیابت خلاف، باطل است. حضور همه اعضای هیأت‌مدیره در مجمع الزامی است؛ مجمع می‌تواند غیبتِ بدون عذر را مورد ملامت قرار دهد. عدم حضور، مادام که نصاب قانونی حاصل باشد، بر صحت تشکیل اثر ندارد.

ماده (۱۷۰)
سهامدارانی که همه سهام سرمایه را نمایندگی می‌کنند می‌توانند بدون رعایت تشریفات و مواعد—جز اخطار به مرجع ذی‌صلاح از موعد جلسه—مجمع عمومی تشکیل دهند و در هر امرِ در صلاحیت مجمع تصمیم بگیرند.

ماده (۱۷۱)
ریاست مجامع با رئیس هیأت‌مدیره است؛ در تعذرِ حضور وی، نائب‌رئیس، و در تعذرِ هر دو، شخصی که هیأت‌مدیره تعیین کند، و در صورت تخلفِ هیأت‌مدیره، حسابرس رئیس را تعیین می‌کند.
دبیرِ تعیین‌شده توسط مجمع، صورتجلسات را تنظیم می‌کند و باید حاوی تعداد و نسبت سهام حاضر از سرمایه، مذاکرات، تصمیمات و شمار آرای موافق و هر آنچه سهامداران درخواست ثبت آن را دارند، باشد.

ماده (۱۷۲)
مجمع عمومی عادی سالانه باید ظرف حداکثر ۹۰ روز از پایان سال مالی شرکت تشکیل شود.
مجمع عمومی عادی سالانه بالأخص به امور زیر می‌پردازد:

  1. بررسی و تصویب گزارش هیأت‌مدیره از فعالیت و وضعیت مالی سال منتهی؛
  2. بررسی و تصویب گزارش هیأت‌مدیره درباره سازمان‌دهی و اداره شرکت در سال منتهی؛
  3. بررسی و تصویب گزارش حسابرس از صورت‌های مالیِ حسابرسی‌شده سال منتهی؛
  4. انتخاب و عزل اعضای هیأت‌مدیره؛
  5. بررسی و تصویب پیشنهاد تقسیم سود میان سهامداران؛
  6. تصویب پاداش اعضای هیأت‌مدیره و حق حضور جلسات؛
  7. تعیین حسابرس سال مالی جدید و حق‌الزحمه او.

ماده 173

تشکیل مجمع عمومی عادی صحیح نیست مگر این‌که صاحبان یا نمایندگان قانونی لااقل نصف سهام سرمایه در آن حضور داشته باشند. صحت نمایندگی منوط به ارائه وکالت‌نامه کتبی است. اگر این نصاب حاصل نشد، باید حداکثر ظرف هفت (7) روز از تاریخ جلسه اول، جلسه دوم برگزار شود. جلسه دوم در هر حال صحیح است، بدون توجه به تعداد سهام حاضر، مشروط بر اینکه تاریخ جلسه دوم در دعوت‌نامه جلسه اول ذکر شده باشد. تصمیمات مجمع عمومی عادی در همه حال با اکثریت مطلق سهام نماینده در جلسه اتخاذ می‌شود.

ماده 174

مرجع ذی‌صلاح بنا به درخواست سهامدارانی که مالک حداقل پنج درصد (5%) سهام شرکت هستند، می‌تواند تصمیمات مجمع عمومی شرکت را در صورتی که به زیان آن‌ها باشد یا به نفع گروه خاصی از سهامداران یا به منفعت شخصی اعضای هیأت‌مدیره یا دیگران صادر شده باشد، متوقف کند، مشروط بر اینکه دلایل درخواست جدی تشخیص داده شود.
تقاضای توقف اجرای تصمیمات مجمع عمومی پس از گذشت پنج (5) روز کاری از تاریخ صدور تصمیمات، پذیرفته نمی‌شود.
هر ذی‌نفعی باید دعوای ابطال تصمیمات مذکور را ظرف پنج (5) روز کاری از تاریخ صدور تصمیم توقف، در دادگاه صالح مطرح و نسخه‌ای از آن را به مرجع ذی‌صلاح ابلاغ کند، وگرنه توقف کان‌لم‌یکن خواهد بود.
دادگاه به دعوای ابطال تصمیمات رسیدگی کرده و می‌تواند به‌طور فوری، بنا به درخواست خواهان، اجرای تصمیم مرجع ذی‌صلاح را تا زمان رسیدگی نهایی متوقف کند.

ماده 175

شرکت باید سهامداران، دارندگان اوراق قرضه و صاحبان صکوک را حداقل پانزده (15) روز پیش از موعد تشکیل مجمع عمومی سالانه، از دسترسی به صورت‌های مالی، گزارش‌های هیأت‌مدیره و حسابرس، مربوط به سال مالی منتهی شده مطلع و امکان مطالعه آن‌ها را فراهم کند.
در صورت تغییر در صورت‌های مالی توسط مجمع، هیأت‌مدیره باید صورت‌های مالی اصلاح‌شده و خلاصه‌ای از گزارش خود را ظرف هفت (7) روز در یکی از روزنامه‌های روزانه منتشر کند.

ماده 176

مجمع عمومی فوق‌العاده صلاحیت رسیدگی به موارد زیر را دارد:

  1. اصلاح اساسنامه شرکت. اصلاح اساسنامه زمانی نافذ است که مرجع ذی‌صلاح آن را طبق آیین‌نامه تصویب کند. نسخه‌ای از اساسنامه اصلاح‌شده باید ظرف پانزده (15) روز نزد مرجع ثبت سپرده شود.
  2. انتقال یا فروش دارایی‌های ثابت شرکت یا بخشی از آن که ارزش آن برابر یا بیش از بیست‌وپنج درصد (25%) خالص دارایی‌های شرکت باشد.
  3. تبدیل، ادغام، انحلال یا تصفیه شرکت.

ماده 177

تشکیل مجمع عمومی فوق‌العاده صحیح نیست مگر آن‌که دارندگان یا نمایندگان قانونی لااقل هفتاد و پنج درصد (75%) سهام سرمایه در آن حضور داشته باشند. صحت نمایندگی منوط به وکالت‌نامه کتبی است. اگر نصاب حاصل نشد، باید جلسه دوم در تاریخی که در دعوت‌نامه جلسه اول قید شده تشکیل شود. جلسه دوم صحیح است اگر دارندگان بیش از نصف سهام سرمایه در آن حضور یابند، مشروط بر این‌که جلسه حداکثر ظرف هفت (7) روز از تاریخ جلسه اول تشکیل شود.
تصمیمات مجمع عمومی فوق‌العاده در هر حال با اکثریت سه‌چهارم سهام حاضر اتخاذ می‌شود، مشروط بر این‌که این اکثریت بیش از نصف کل سهام سرمایه شرکت را نمایندگی کند.

ماده 178

اگر پس از اعلام رسمیت مجمع عمومی عادی یا فوق‌العاده، برخی سهامداران یا نمایندگان آن‌ها جلسه را ترک کنند، خروج آن‌ها اثری بر صحت برگزاری جلسه و تصمیمات آن ندارد.

ماده 179

ادارهٔ شرکت با هیأت‌مدیره‌ای است که تعداد اعضایش در اساسنامه تعیین می‌شود و ترکیب آن باید فرد باشد. تعداد اعضای هیأت‌مدیره در شرکت سهامی عام نباید کمتر از پنج (5) نفر و در شرکت سهامی خاص نباید کمتر از سه (3) نفر باشد و در هر دو مورد نباید از یازده (11) نفر تجاوز کند.

ماده 180

اعضای هیأت‌مدیره از میان سهامداران یا غیرسهامداران با رأی مستقیم و مخفی مجمع عمومی عادی انتخاب می‌شوند. آیین‌نامه شرایط، قواعد و تشریفات انتخاب را تعیین می‌کند.

ماده 181

هر سهامدار به تعداد سهامی که مالک است حق رأی دارد و می‌تواند آرای خود را بین بیش از یک نامزد توزیع کند، اما دادن یک رأی به بیش از یک نامزد جایز نیست. مدت عضویت هیأت‌مدیره سه (3) سال از تاریخ مجمع انتخاب‌کننده تا تاریخ برگزاری سومین مجمع عمومی سالانه پس از آن است. اگر تاریخ برگزاری آن مجمع از سه سال مذکور فراتر رود، عضویت به‌حکم قانون تا زمان برگزاری آن مجمع تمدید می‌شود، مشروط بر اینکه از پایان مهلت مقرر برای برگزاری مجمع سالانه تجاوز نکند.

ماده 182

هیأت‌مدیره باید بلافاصله پس از انتخاب، از میان خود رئیس و نایب‌رئیس برگزیده و یک منشی برای هیأت تعیین کند. نسخه‌ای از صورت‌جلسه و تصمیمات مربوط به تشکیل هیأت باید حداکثر ظرف هفت (7) روز نزد مرجع ثبت تودیع شود.

ماده 183

هیأت‌مدیره در حدود قانون و اساسنامه دارای تمام اختیارات لازم برای ادارهٔ امور شرکت است و باید مصوبات مجمع عمومی را اجرا کرده و اقدامات لازم را برای اجرای آن‌ها انجام دهد. هیأت می‌تواند اختیاراتی را به رئیس یا کمیته/کمیته‌هایی از میان اعضای خود تفویض کند، مگر آنکه اساسنامه خلاف آن را مقرر کرده باشد.

ماده 184

برای ادارهٔ امور شرکت، هیأت‌مدیره اقدامات لازم برای تحقق اهداف شرکت را به‌عمل می‌آورد، از جمله:

  1. تصویب سیاست‌های تجاری و مالی و بودجهٔ برآوردی به‌نحوی که اهداف شرکت و حقوق سهامداران را حفظ و توسعه دهد.
  2. تدوین و به‌روزرسانی برنامه‌های لازم برای تحقق اهداف شرکت و پایش اجرای آن‌ها.
  3. اتخاذ تدابیر افشا و نظارت بر اجرای آن طبق ضوابط مرجع ذی‌صلاح.
  4. نظارت بر عملکرد مدیریت اجرایی و اطمینان از حسن جریان کار در راستای اهداف شرکت.
  5. تصویب صورت‌های مالی ارائه‌شده از سوی مدیریت اجرایی به‌نحوی که وضعیت مالی واقعی شرکت را منعکس کند.

ماده 185

هیأت‌مدیره، مگر آنکه اساسنامه یا تصمیم مجمع عمومی عادی اجازه دهد، از انجام امور زیر ممنوع است:

  1. پرداخت کمک‌های بلاعوض، جز کمک‌های اندک و معمول که مصلحت کار اقتضا کند.
  2. ترهین یا بیمه کردن دارایی‌های شرکت مگر برای تضمین دیون ناشی از فعالیت عادی شرکت.
  3. تضمین دیون دیگران، مگر تضمین‌های واقع در جریان فعالیت عادی برای تحقق اهداف شرکت.

ماده 186

رئیس هیأت‌مدیره نمایندهٔ شرکت در برابر اشخاص ثالث و در مراجع قضایی است و اجرای مصوبات هیأت را بر عهده دارد. وی می‌تواند بخشی از اختیارات خود را به سایر اعضا تفویض کند. در غیاب رئیس، نایب‌رئیس قائم‌مقام اوست.

ماده 187

عضویت شخصی که برخلاف مقررات ناظر بر عضویت هیأت‌مدیره انتخاب شده، از تاریخ انتخاب باطل است و شخص مزبور نسبت به خسارات وارده به شرکت مسئول است. تصمیماتی که عضو مزبور پس از انتخاب نامعتبر در آن رأی داده، باطل است، مگر اینکه بدون احتساب رأی او نیز نصاب لازم برای صحت تصمیم حاصل باشد.

ماده 188

اگر عضو هیأت‌مدیره یکی از شرایط لازم عضویت را از دست دهد، عضویت او به‌حکم قانون ساقط است و باید فوراً هیأت را مطلع کند. تصمیماتی که پس از سقوط عضویت با مشارکت رأی او اتخاذ شده، باطل است مگر اینکه بدون رأی او نیز نصاب لازم حاصل باشد.

ماده 189

هیأت‌مدیره باید بنا به دعوت رئیس، در هر سال حداقل چهار (4) جلسه تشکیل دهد و فاصلهٔ میان دو جلسه از 120 روز تجاوز نکند. رئیس می‌تواند هر زمان که ضرورت اقتضا کند، هیأت را دعوت کند.

ماده 190

رئیس هیأت باید بنا به درخواست یک یا چند عضو، هیأت را دعوت کند. اگر ظرف حداکثر سه (3) روز کاری دعوت انجام نشود، هیأت به‌موجب اخطار اعضای درخواست‌کننده تشکیل می‌شود.

ماده 191

با اجماع اعضا، جلسات هیأت‌مدیره می‌تواند از طریق وسایل ارتباطی مناسب که تماس همزمان صوتی و تصویری را بدون حضور در یک محل میسر می‌کند، برگزار شود، مشروط بر اینکه منشی هیأت بتواند هویت اعضا را احراز و مباحثات را ثبت کند.

ماده 192

جلسهٔ هیأت‌مدیره وقتی صحیح است که دو سوم اعضا یا نمایندگان آن‌ها حاضر باشند. تصمیمات با اکثریت مطلق اتخاذ می‌شود، مگر آنکه اساسنامه نصاب بالاتری مقرر کند.

ماده 193

هیأت‌مدیره می‌تواند در موارد و با ضوابطی که آیین‌نامه تعیین می‌کند، تصمیمات خود را از طریق «صورتجلسهٔ گردشی/تمریری» اتخاذ کند. در این صورت، منشی هیأت باید این تصمیمات را در صورت‌جلسهٔ اولین جلسهٔ بعدی درج کند.

ماده 194

منشی هیأت‌مدیره صورت‌جلسات را تنظیم و به امضای اعضای حاضر و منشی می‌رساند. عضوی که با تصمیمی مخالف است می‌تواند اعتراض خود را در صورت‌جلسه ثبت کند. امضاکنندگان نسبت به صحت مندرجات مسئول‌اند.

ماده 195

عضو هیأت می‌تواند برای حضور در یک یا چند جلسه، به‌صورت کتبی، به عضو دیگری وکالت دهد؛ اما یک عضو نمی‌تواند نمایندهٔ بیش از دو (2) جلسهٔ متوالی برای دیگری باشد و نیز نمی‌تواند وکیل بیش از یک عضو باشد. عضوی که بدون عذر موجه سه (3) جلسهٔ متوالی شخصاً حاضر نشود، مستعفی بحکم قانون تلقی می‌شود.

ماده 196

شرکت باید از میان اعضای هیأت‌مدیره «کمیتهٔ حسابرسی» تشکیل دهد و نیز مشاور حقوقی و بازرس/ممیز داخلی طبق شرایط و ضوابط آیین‌نامه منصوب کند.

ماده 197

مجمع عمومی، حق‌الزحمهٔ اعضای هیأت‌مدیره و حق حضور در جلسات را طبق قواعد آیین‌نامه تعیین می‌کند. شرکت باید هرگونه مزایایی را که اعضا به هر عنوان دریافت می‌کنند افشا کند و در صورت‌های مالی، دریافتی هریک در سال مالی را درج نماید.

ماده 198

مجمع عمومی عادی می‌تواند همه یا برخی از اعضای هیأت‌مدیره را عزل کند و هر شرط مخالف در اساسنامه بلااثر است. عزل باید بر اساس پیشنهادی باشد که در دستور جلسه درج شده است. عضویت از تاریخ صدور تصمیم عزل زایل می‌شود. شخص معزول را نمی‌توان برای تصدی کرسی‌های خالی یا در نخستین هیأت‌مدیرهٔ جدید، دوباره انتخاب کرد.

ماده 199

با رعایت مادهٔ 198، مجمع عمومی عادی که عزل را تصویب کرده، باید در همان جلسه هیأت‌مدیرهٔ جدید را انتخاب یا جایگزین عضو/اعضای معزول را تعیین کند.

ماده 200

عضو می‌تواند با اخطار کتبی خطاب به رئیس هیأت از عضویت استعفا دهد؛ اگر استعفا از سوی رئیس باشد، اخطار باید به منشی هیأت داده شود. عضویت از تاریخ مندرج در اخطار زایل می‌شود. هیأت‌مدیره می‌تواند جمعاً استعفا دهد؛ در این صورت اخطار کتبی به مجمع عمومی عادی داده می‌شود و عضویت آنان تا انتخاب هیأت‌مدیرهٔ جدید باقی است.

ماده ۲۰۱

هیأت‌مدیره می‌تواند یک مدیرعامل یا مدیران اجرایی منصوب کند. حدود اختیارات و وظایف ایشان در تصمیم هیأت‌مدیره یا اساسنامه مشخص می‌شود. مدیرعامل در برابر هیأت‌مدیره مسئول اجرای سیاست‌ها و ادارهٔ روزانهٔ شرکت است.

ماده ۲۰۲

مدیرعامل نمی‌تواند بدون اجازهٔ هیأت‌مدیره، همزمان سمت دیگری در شرکتی مشابه یا رقیب داشته باشد. در صورت نقض این حکم، هیأت‌مدیره می‌تواند تصمیم به عزل او بگیرد و مسئولیت خسارات وارده بر عهدهٔ مدیرعامل خواهد بود.

ماده ۲۰۳

مدیرعامل نمایندهٔ قانونی شرکت در برابر اشخاص ثالث و مراجع رسمی است مگر آنکه اساسنامه یا تصمیم هیأت‌مدیره اختیار دیگری مقرر کند.

ماده ۲۰۴

هیأت‌مدیره باید حسابرس قانونی شرکت را از میان حسابداران قانونی مجاز انتخاب کند. انتخاب حسابرس باید سالانه توسط مجمع عمومی عادی تأیید شود.

ماده ۲۰۵

حسابرس حق دارد در هر زمان دفاتر و اسناد شرکت را بررسی کند و از مدیران توضیح بخواهد. مدیران مکلف‌اند هر اطلاعاتی که حسابرس مطالبه کند در اختیار او قرار دهند.

ماده ۲۰۶

حسابرس باید گزارش سالانه‌ای به مجمع عمومی ارائه کند که شامل نظر او دربارهٔ صحت صورت‌های مالی، انطباق با قانون و اساسنامه، و مطابقت عملکرد مدیران با احکام قانونی باشد.

ماده ۲۰۷

اگر حسابرس در انجام وظایف خود قصور کند و این امر به شرکت یا سهامداران زیان وارد کند، شخصاً مسئول جبران خسارت خواهد بود.

ماده ۲۰۸

هیأت‌مدیره باید صورت‌های مالی سالانه شامل ترازنامه، حساب سود و زیان، و گزارش فعالیت را تهیه و حداقل پانزده روز پیش از مجمع عمومی در اختیار سهامداران قرار دهد.

ماده ۲۰۹

مجمع عمومی عادی باید صورت‌های مالی سالانه، گزارش هیأت‌مدیره و گزارش حسابرس را بررسی و تصویب کند.

ماده ۲۱۰

شرکت باید بخشی از سود خالص سالانه (نه کمتر از ۱۰٪) را به ذخیرهٔ قانونی اختصاص دهد تا زمانی که این ذخیره به یک‌سوم سرمایه برسد. پس از آن، تخصیص ذخیره اختیاری است.

ماده ۲۱۱

سود قابل تقسیم فقط از سود خالص پس از کسر زیان‌های سنواتی و اندوخته‌های لازم پرداخت می‌شود. تقسیم سود موهوم ممنوع است و مدیرانی که به آن رأی دهند مسئولیت تضامنی دارند.

ماده ۲۱۲

شرکت نمی‌تواند به سهامداران وام یا اعتبار دهد مگر در مواردی که آیین‌نامه مقرر کند. هر تصمیم خلاف این حکم باطل است.

ماده ۲۱۳

شرکت می‌تواند سرمایهٔ خود را با صدور سهام جدید افزایش دهد، مشروط بر تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده و پس از اخذ مجوز مراجع ذی‌صلاح.

ماده ۲۱۴

سهامداران موجود در افزایش سرمایه حق تقدم دارند و این حق فقط با تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده و طبق ضوابط آیین‌نامه قابل سلب یا محدود شدن است.

ماده ۲۱۵

کاهش سرمایه تنها با تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده و پس از اخذ تأیید مرجع ثبت امکان‌پذیر است. کاهش نباید به زیان حقوق بستانکاران تمام شود.

ماده ۲۱۶

شرکت موظف است همهٔ تغییرات سرمایه، انتشار یا ابطال سهام، و هرگونه تعدیل در اساسنامه را نزد مرجع ثبت ثبت و در روزنامهٔ رسمی منتشر کند.

ماده ۲۱۷

شرکت می‌تواند اوراق قرضه یا صکوک اسلامی منتشر کند، مشروط بر رعایت قوانین مربوط و تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده. شرایط انتشار و بازپرداخت باید در اساسنامه یا مصوبهٔ مجمع ذکر شود.

ماده ۲۱۸

شرکت باید برای هرگونه اوراق قرضه یا صکوک منتشرشده، یک نمایندهٔ دارندگان اوراق تعیین کند که از حقوق آنان دفاع نماید.

ماده ۲۱۹

اگر سرمایهٔ شرکت به کمتر از نصف سرمایهٔ اسمی کاهش یابد، هیأت‌مدیره باید فوراً مجمع عمومی فوق‌العاده را دعوت کند تا دربارهٔ ادامه یا انحلال شرکت تصمیم بگیرد.

ماده ۲۲۰

اگر مجمع عمومی فوق‌العاده تصمیم به ادامهٔ فعالیت بگیرد، شرکت مکلف است اقداماتی برای اصلاح وضعیت مالی انجام دهد وگرنه دادگاه به درخواست هر ذی‌نفع می‌تواند حکم به انحلال بدهد.

ماده ۲۲۱

هرگونه تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده که منجر به تغییر در اساسنامه شود، باید نزد مرجع ثبت ثبت و در روزنامهٔ رسمی منتشر گردد. تصمیمات بدون این تشریفات در برابر اشخاص ثالث قابل استناد نیست.

ماده ۲۲۲

شرکت می‌تواند بنا به تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده و پس از اخذ مجوزهای قانونی، با شرکت دیگری ادغام شود. ادغام ممکن است از طریق «ضمیمه‌کردن» (الحاق یک شرکت به دیگری) یا «اتحاد» (ایجاد شرکت جدید از ترکیب چند شرکت) صورت گیرد.

ماده ۲۲۳

در صورت ادغام، تمام دارایی‌ها، حقوق، تعهدات و دیون شرکت منحل‌شده به شرکت جدید یا شرکت باقی‌مانده منتقل می‌شود و شرکای شرکت منحل‌شده سهامدار شرکت جدید یا شرکت باقی‌مانده خواهند شد.

ماده ۲۲۴

ادغام باید با تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده هر شرکت صورت گیرد. تصمیم ادغام در روزنامهٔ رسمی و یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار منتشر می‌شود. بستانکاران می‌توانند ظرف سی روز از تاریخ انتشار اعتراض کنند.

ماده ۲۲۵

اگر اعتراضی از سوی بستانکاران مطرح شود، ادغام تا تعیین تکلیف اعتراض توسط دادگاه یا پرداخت دیون معترض به تعویق می‌افتد.

ماده ۲۲۶

شرکت می‌تواند به موجب تصمیم مجمع عمومی فوق‌العاده به‌طور داوطلبانه منحل شود، مشروط بر اینکه مدت شرکت منقضی نشده باشد و اهداف آن غیرممکن نشده باشد.

ماده ۲۲۷

دادگاه صالح می‌تواند به درخواست هر ذی‌نفع، شرکت را منحل اعلام کند در صورتی که:

  1. فعالیت شرکت متوقف شده یا به مدت یک سال یا بیشتر تعطیل مانده باشد.
  2. شرکت اهدافی غیرقانونی دنبال کند یا در انجام فعالیت‌هایش تخلف اساسی نماید.
  3. سرمایهٔ شرکت به حدی کاهش یابد که ادامهٔ فعالیت ممکن نباشد.

ماده ۲۲۸

در صورت انحلال، شرکت وارد مرحلهٔ تصفیه می‌شود و عبارت «تحت تصفیه» باید در کلیهٔ مکاتبات و اسناد رسمی ذکر گردد.

ماده ۲۲۹

مجمع عمومی فوق‌العاده یا دادگاه (در صورت انحلال قضایی) یک یا چند «مدیر تصفیه» تعیین می‌کند. حدود اختیارات، حق‌الزحمه و مدت مأموریت او در همان تصمیم مشخص می‌شود.

ماده ۲۳۰

مدیر تصفیه نمایندهٔ قانونی شرکت در دورهٔ تصفیه است و اختیار دارد دارایی‌های شرکت را بفروشد، دیون را وصول و پرداخت کند، دعاوی را اقامه یا دفاع کند، و هر اقدام لازم برای اتمام تصفیه را انجام دهد.

ماده ۲۳۱

مدیران پیشین شرکت باید دفاتر، اسناد، دارایی‌ها و کلیهٔ اطلاعات لازم را به مدیر تصفیه تحویل دهند و در برابر هرگونه کوتاهی مسئول خواهند بود.

ماده ۲۳۲

مدیر تصفیه باید حساب‌های سالانهٔ تصفیه را تهیه و به مجمع عمومی یا دادگاه ارائه کند. اگر مدت تصفیه بیش از یک سال طول بکشد، گزارش‌های دوره‌ای الزامی است.

ماده ۲۳۳

پس از پایان تصفیه و تصویب گزارش نهایی، مدیر تصفیه باید نتیجه را در روزنامهٔ رسمی منتشر و نسبت به حذف ثبت شرکت از دفتر تجاری اقدام کند.

ماده ۲۳۴

وجوهی که در نتیجهٔ تصفیه به سهامداران تعلق می‌گیرد و در مدت سه سال توسط آنان دریافت نشود، باید به خزانه دولت منتقل شود.

ماده ۲۳۵

انواع شرکت‌های تجاری در عمان عبارت‌اند از:

  1. شرکت تضامنی.
  2. شرکت مختلط ساده.
  3. شرکت با مسئولیت محدود.
  4. شرکت سهامی عام.
  5. شرکت سهامی خاص.
  6. شرکت تک‌نفره.
  7. شرکت هلدینگ.

ماده ۲۳۶

هر شرکتی که به یکی از اشکال فوق تشکیل نشود، باطل است و وجود قانونی ندارد. در این صورت، اشخاصی که به نام شرکت فعالیت می‌کنند، شخصاً و متضامناً مسئول تعهدات ناشی از آن خواهند بود.

ماده ۲۳۷

شرکت تضامنی، شرکتی است که میان دو یا چند شریک تشکیل می‌شود و همهٔ شرکا در قبال تعهدات شرکت مسئولیت تضامنی و نامحدود دارند.

ماده ۲۳۸

نام شرکت تضامنی باید شامل نام یکی یا چند شریک باشد و عبارت «شرکت تضامنی» به آن افزوده شود. اگر نام غیرشریک در عنوان شرکت درج شود، آن شخص در برابر اشخاص ثالث مسئولیت تضامنی خواهد داشت.

ماده ۲۳۹

هر شریک در شرکت تضامنی تاجر محسوب می‌شود و ورشکستگی شرکت به معنای ورشکستگی همهٔ شرکاست.

ماده ۲۴۰

ادارهٔ شرکت تضامنی با توافق شرکا در اساسنامه تعیین می‌شود. اگر مدیر مشخص نشده باشد، همهٔ شرکا حق اداره دارند. تصمیمات باید با اتفاق آرا اتخاذ شود مگر اساسنامه ترتیب دیگری مقرر کند.

ماده ۲۴۱

مدیر شرکت تضامنی در حدود اختیارات مندرج در اساسنامه یا قرارداد شرکت، نمایندهٔ شرکت محسوب می‌شود. اعمال او در برابر اشخاص ثالث نافذ است، حتی اگر خارج از موضوع شرکت باشد، مشروط بر اینکه اشخاص ثالث حسن نیت داشته باشند.

ماده ۲۴۲

مدیر شرکت تضامنی نمی‌تواند بدون رضایت سایر شرکا برای خود یا برای حساب شخص ثالث فعالیتی مشابه یا رقیب شرکت انجام دهد. در صورت تخلف، شرکا حق دارند یا خسارت بخواهند یا معامله را به حساب شرکت منظور کنند.

ماده ۲۴۳

ورود شریک جدید در شرکت تضامنی تنها با رضایت همهٔ شرکا امکان‌پذیر است. شریک جدید نسبت به کلیهٔ تعهدات پیشین شرکت نیز مسئولیت تضامنی خواهد داشت.

ماده ۲۴۴

شریک نمی‌تواند سهم‌الشرکهٔ خود را به دیگری منتقل کند مگر با رضایت همهٔ شرکا. در صورت انتقال بدون موافقت، انتقال در برابر شرکا و شرکت معتبر نیست.

ماده ۲۴۵

در صورت فوت یا محجور شدن یا ورشکستگی یکی از شرکا، شرکت منحل می‌شود مگر اینکه اساسنامه ترتیب دیگری مقرر داشته یا شرکا توافق کنند به فعالیت ادامه دهند.

ماده ۲۴۶

بستانکار شخصی هر شریک حق ندارد به اموال شرکت برای وصول طلب خود رجوع کند، بلکه تنها می‌تواند سهم آن شریک در سود و دارایی پس از انحلال و تصفیه را مطالبه نماید.

ماده ۲۴۷

شرکت مختلط ساده شرکتی است که بین یک یا چند شریک تضامنی و یک یا چند شریک با مسئولیت محدود تشکیل می‌شود. شریک تضامنی مسئولیت نامحدود و تضامنی دارد، ولی شریک با مسئولیت محدود فقط تا میزان آوردهٔ خود مسئول است.

ماده ۲۴۸

نام شرکت مختلط ساده باید مشتمل بر نام یکی از شرکای تضامنی باشد و عبارت «شرکت مختلط» به آن افزوده شود. نام شریک با مسئولیت محدود نباید در نام شرکت ذکر گردد؛ در غیر این صورت او در برابر اشخاص ثالث مسئولیت تضامنی خواهد داشت.

ماده ۲۴۹

ادارهٔ شرکت مختلط ساده در اختیار شرکای تضامنی است. شرکای با مسئولیت محدود در اداره دخالتی ندارند، اما می‌توانند نظارت کنند و گزارش بخواهند.

ماده ۲۵۰

شریک با مسئولیت محدود نمی‌تواند به امور مدیریتی مداخله کند. اگر به نحوی دخالت کند که اشخاص ثالث گمان کنند او شریک تضامنی است، در قبال آن اشخاص مسئولیت تضامنی خواهد داشت.

ماده ۲۵۱

شرکت با مسئولیت محدود شرکتی است که بین دو تا چهل شریک تشکیل می‌شود و هر شریک فقط به میزان سهم خود در سرمایه مسئول تعهدات شرکت است.

ماده ۲۵۲

سرمایهٔ شرکت با مسئولیت محدود به «سهم‌الشرکه» تقسیم می‌شود و این سهم‌ها اوراق قابل معامله (سهام) نیستند. انتقال سهم‌الشرکه باید در دفتر ثبت تجاری ثبت گردد.

ماده ۲۵۳

نام شرکت با مسئولیت محدود باید مشتمل بر نام خاصی باشد و عبارت «ذ.م.م» یا «شرکت با مسئولیت محدود» به آن افزوده شود. اگر نام شریک در عنوان شرکت ذکر شود، آن شریک در برابر اشخاص ثالث مسئولیت تضامنی خواهد داشت.

ماده ۲۵۴

شرکت با مسئولیت محدود نمی‌تواند اوراق قرضه یا سهام منتشر کند. اما می‌تواند افزایش سرمایه را از طریق ورود شرکای جدید یا افزایش سهم شرکای فعلی انجام دهد.

ماده ۲۵۵

مدیریت شرکت با مسئولیت محدود می‌تواند به یک یا چند مدیر (از میان شرکا یا غیرشرکا) واگذار شود که در اساسنامه یا قرارداد شرکت تعیین می‌گردند.

ماده ۲۵۶

مدیر شرکت با مسئولیت محدود دارای کلیهٔ اختیارات لازم برای ادارهٔ امور شرکت است مگر آنکه اساسنامه یا قرارداد محدودیتی قائل شود. او نمایندهٔ قانونی شرکت در برابر اشخاص ثالث است.

ماده ۲۵۷

شرکای شرکت با مسئولیت محدود باید سالی یک‌بار مجمع عمومی تشکیل دهند تا حساب‌ها، ترازنامه و گزارش مدیران را تصویب کنند. تصمیمات با اکثریت آرای دارندگان بیش از نصف سرمایه اتخاذ می‌شود مگر اساسنامه ترتیب دیگری مقرر کند.

ماده ۲۵۸

اگر زیان‌های شرکت با مسئولیت محدود بیش از نصف سرمایه شود، مدیران باید شرکا را برای تصمیم‌گیری دربارهٔ ادامه یا انحلال دعوت کنند. در صورت قصور، مدیران مسئول خسارت خواهند بود.

ماده ۲۵۹

سهام‌الشرکه در شرکت با مسئولیت محدود فقط با رضایت اکثریت شرکا که مالک دست‌کم سه‌چهارم سرمایه باشند منتقل می‌شود، مگر اساسنامه شرط دیگری داشته باشد.

ماده ۲۶۰

شرکای شرکت با مسئولیت محدود نمی‌توانند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم برای خود یا دیگری فعالیتی مشابه یا رقیب شرکت انجام دهند مگر با رضایت دیگران. در صورت تخلف، شرکت می‌تواند خسارت مطالبه کند یا معامله را به نام خود محسوب نماید.

ماده ۲۶۱

شرکت با مسئولیت محدود باید دفاتر تجاری منظم نگهداری کند و صورت‌های مالی سالانه را مطابق با استانداردهای حسابداری پذیرفته‌شده در عمان تهیه نماید.

ماده ۲۶۲

هر شریک می‌تواند در هر زمان به دفاتر شرکت مراجعه کند و از مدیران توضیح بخواهد. هر شرطی در اساسنامه یا توافق که این حق را محدود کند باطل است.

ماده ۲۶۳

اگر مدیران برخلاف قانون یا اساسنامه عمل کنند و زیانی به شرکت یا شرکا وارد آید، در برابر شرکت و شرکا شخصاً مسئول خواهند بود.

ماده ۲۶۴

در صورت فوت یا حجر یکی از شرکا، شرکت با مسئولیت محدود منحل نمی‌شود و ورثه یا نمایندگان قانونی جانشین او خواهند شد مگر آنکه اساسنامه ترتیب دیگری مقرر کرده باشد.

ماده ۲۶۵

سهام‌الشرکهٔ شرکت با مسئولیت محدود قابل توقیف توسط بستانکاران شریک است. در این صورت، بستانکار فقط حق دریافت سهم آن شریک از سود و دارایی در زمان انحلال یا تصفیه را خواهد داشت.

ماده ۲۶۶

شرکت سهامی عام شرکتی است که سرمایهٔ آن به سهام متساوی تقسیم می‌شود و مسئولیت سهامداران به میزان ارزش اسمی سهام محدود است. تعداد سهامداران نباید کمتر از سه نفر باشد.

ماده ۲۶۷

سرمایهٔ شرکت سهامی عام نباید کمتر از حداقل مقرر در آیین‌نامه باشد. سرمایه باید به‌طور کامل تعهد شود و بخشی از آن (مطابق ضوابط آیین‌نامه) هنگام تأسیس پرداخت گردد.

ماده ۲۶۸

تأسیس شرکت سهامی عام باید به تصویب وزارت بازرگانی و سرمایه‌گذاری برسد و مؤسسین باید اساسنامه و قرارداد شرکت را تهیه و در روزنامهٔ رسمی منتشر کنند.

ماده ۲۶۹

مؤسسین شرکت سهامی عام مسئول صحت اطلاعات ارائه‌شده در اسناد تأسیس هستند. اگر اطلاعات نادرست باشد، مؤسسین مسئول جبران خسارت به سهامداران و اشخاص ثالث خواهند بود.

ماده ۲۷۰

نام شرکت سهامی عام باید حاوی عنوان خاصی باشد و عبارت «ش.ع.م» یا «شرکت سهامی عام» به آن افزوده شود.

ماده ۲۷۱

سرمایهٔ شرکت سهامی عام به سهام قابل معامله تقسیم می‌شود. سهام می‌تواند اسمی یا بی‌نام، عادی یا ممتاز باشد، مشروط بر اینکه مطابق با قانون و اساسنامه باشد.

ماده ۲۷۲

هر سهم دارای حقوق و تعهدات برابر است. با این حال، اساسنامه می‌تواند سهام ممتاز با حقوق خاص پیش‌بینی کند، به شرط آنکه حقوق سهامداران عادی خدشه‌دار نشود.

ماده ۲۷۳

سهامداران شرکت سهامی عام حق دارند در سود سالانه، دارایی‌های باقی‌مانده پس از تصفیه، و حق رأی در مجامع عمومی بر اساس تعداد سهام خود مشارکت داشته باشند.

ماده ۲۷۴

انتقال سهام باید طبق ضوابط مندرج در اساسنامه و مقررات بازار سرمایه ثبت شود. انتقالی که ثبت نشده باشد در برابر شرکت و اشخاص ثالث معتبر نیست.

ماده ۲۷۵

شرکت سهامی عام می‌تواند اوراق قرضه یا صکوک منتشر کند، مشروط بر اخذ مجوز مراجع ذی‌صلاح و تصویب مجمع عمومی فوق‌العاده.

ماده ۲۷۶

ادارهٔ شرکت سهامی عام با هیأت‌مدیره‌ای است که اعضای آن توسط مجمع عمومی عادی انتخاب می‌شوند. تعداد اعضا و شرایط انتخاب در اساسنامه تعیین می‌شود.

ماده ۲۷۷

هیأت‌مدیره اختیار دارد کمیته‌های تخصصی از میان اعضا تشکیل دهد، مانند کمیتهٔ حسابرسی، کمیتهٔ ریسک، و کمیتهٔ پاداش. وظایف و اختیارات این کمیته‌ها توسط آیین‌نامه تعیین می‌شود.

ماده ۲۷۸

هیأت‌مدیره باید گزارش سالانه‌ای از وضعیت مالی، فعالیت‌ها، و برنامه‌های آیندهٔ شرکت تهیه و حداقل پانزده روز قبل از مجمع عمومی در اختیار سهامداران قرار دهد.

ماده ۲۷۹

سهامداران شرکت سهامی عام می‌توانند در مجمع عمومی عادی با رعایت حد نصاب مقرر، در مورد انتخاب یا عزل اعضای هیأت‌مدیره، تصویب صورت‌های مالی و تقسیم سود تصمیم بگیرند.

ماده ۲۸۰

مجمع عمومی فوق‌العاده در شرکت سهامی عام صلاحیت دارد اساسنامه را اصلاح کند، سرمایه را افزایش یا کاهش دهد، با شرکت‌های دیگر ادغام شود یا تصمیم به انحلال بگیرد.

ماده ۲۸۱

دعوت به مجمع عمومی فوق‌العاده باید با ذکر موضوع جلسه و از طریق روزنامهٔ رسمی و یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار صورت گیرد. فاصلهٔ بین تاریخ انتشار دعوت و تاریخ جلسه نباید کمتر از پانزده روز باشد.

ماده ۲۸۲

تصمیمات مجمع عمومی فوق‌العاده تنها با حضور دارندگان دو سوم سهام صحیح است. اگر این نصاب حاصل نشود، جلسهٔ دوم با دارندگان بیش از نصف سهام تشکیل می‌شود. در صورت عدم حصول نیز، جلسهٔ سوم با هر تعداد سهامدار تشکیل و تصمیمات با اکثریت آرای حاضرین اتخاذ می‌گردد.

ماده ۲۸۳

اصلاح اساسنامه‌ای که به موجب آن حقوق سهامداران ممتاز کاهش یابد، تنها با موافقت دارندگان دو سوم سهام ممتاز معتبر خواهد بود.

ماده ۲۸۴

هیأت‌مدیره باید فهرست اسامی سهامداران واجد شرایط حضور در مجامع عمومی را بر اساس دفاتر رسمی شرکت تهیه و پیش از جلسه در اختیار سهامداران قرار دهد.

ماده ۲۸۵

هر سهامدار حق دارد در مجمع عمومی شخصاً یا از طریق نماینده‌ای با وکالت کتبی شرکت کند. هیچ نماینده‌ای نمی‌تواند بیش از یک درصد سرمایهٔ شرکت را نمایندگی کند مگر در مورد نمایندگی اقارب.

ماده ۲۸۶

آرای مجامع عمومی به صورت مخفی خواهد بود مگر در مورد انتخاب یا عزل اعضای هیأت‌مدیره که می‌تواند علنی باشد.

ماده ۲۸۷

تصمیمات مجامع عمومی برای همهٔ سهامداران، حتی غایبان و مخالفان، الزام‌آور است مشروط بر آنکه مطابق قانون و اساسنامه اتخاذ شده باشد.

ماده ۲۸۸

هر تصمیمی که برخلاف قانون یا اساسنامه باشد یا به نفع گروهی از سهامداران و به زیان دیگران صادر شود، به درخواست هر ذی‌نفع قابل ابطال در دادگاه است.

ماده ۲۸۹

هیأت‌مدیره باید ظرف پانزده روز پس از هر مجمع عمومی، نسخه‌ای از صورت‌جلسه و تصمیمات آن را به مرجع ثبت تجاری ارسال کند.

ماده ۲۹۰

صورت‌جلسات مجامع عمومی باید در دفتر مخصوصی ثبت شود و به امضای رئیس جلسه و منشی برسد. این صورت‌جلسات سند رسمی تلقی می‌شود.

ماده ۲۹۱

شرکت سهامی خاص شرکتی است که سهام آن قابل عرضه عمومی نیست و میان تعداد محدودی سهامدار (حداقل سه نفر) توزیع می‌شود. مسئولیت سهامداران محدود به ارزش اسمی سهام آنان است.

ماده ۲۹۲

شرکت سهامی خاص می‌تواند به شرکت سهامی عام تبدیل شود، مشروط بر آنکه شرایط قانونی از نظر تعداد سهامداران، سرمایهٔ حداقلی و انتشار سهام عمومی فراهم گردد.

ماده ۲۹۳

شرکت سهامی خاص می‌تواند اوراق قرضه یا صکوک منتشر کند فقط در صورتی که اساسنامه اجازه دهد و مجمع عمومی فوق‌العاده تصویب کند.

ماده ۲۹۴

شرکت تک‌نفره شرکتی است که تمام سرمایهٔ آن متعلق به یک شخص حقیقی یا حقوقی است. این شرکت از تاریخ ثبت شخصیت حقوقی مستقل دارد و مالک تنها در قبال ارزش سرمایهٔ آورده شده مسئول است.

ماده ۲۹۵

مالک شرکت تک‌نفره نمی‌تواند بیش از یک شرکت تک‌نفره داشته باشد. همچنین شرکت تک‌نفره نمی‌تواند شرکت تک‌نفرهٔ دیگری تأسیس کند.

ماده ۲۹۶

شرکت هلدینگ شرکتی است که با تملک سهام یا حصص در شرکت‌های دیگر، بر آنها نظارت و مدیریت می‌کند. اهداف و فعالیت‌های هلدینگ باید در اساسنامه به‌صراحت ذکر شود.

ماده ۲۹۷

شرکت هلدینگ می‌تواند به صورت سهامی عام، سهامی خاص یا با مسئولیت محدود تأسیس گردد. در همهٔ موارد باید در نام آن عبارت «هلدینگ» قید شود.

ماده ۲۹۸

شرکت هلدینگ موظف است صورت‌های مالی تلفیقی شامل نتایج مالی خود و شرکت‌های تابعه را تهیه و به مرجع ثبت تجاری ارائه دهد.

ماده ۲۹۹

شرکت‌های تابعهٔ هلدینگ باید در قراردادها، مکاتبات و اسناد خود وابستگی به هلدینگ را تصریح کنند.

ماده ۳۰۰

شرکت‌های تابعه نمی‌توانند سهام شرکت مادر (هلدینگ) را تملک کنند. هر معامله‌ای برخلاف این ماده باطل است.

ماده ۳۰۱

هر شرکت تابعه نمی‌تواند سهام خود را به شرکت‌های دیگر تابعه همان هلدینگ منتقل کند اگر نتیجهٔ آن دور زدن ممنوعیت ماده (۳۰۰) باشد. چنین انتقالی باطل است.

ماده ۳۰۲

هلدینگ باید گزارش سالانه‌ای شامل فعالیت‌ها، وضعیت مالی و روابط خود با شرکت‌های تابعه تهیه کند. این گزارش باید به مجمع عمومی ارائه و در مرجع ثبت تجاری ثبت گردد.

ماده ۳۰۳

اگر هلدینگ بیش از ۵۰٪ سرمایهٔ یک شرکت را در اختیار داشته باشد، شرکت مزبور «شرکت تابعه» محسوب می‌شود. اگر سهم آن بین ۲۰ تا ۵۰٪ باشد و کنترل واقعی در اختیار هلدینگ باشد، شرکت مزبور «وابسته» تلقی می‌شود.

ماده ۳۰۴

هلدینگ نمی‌تواند ضمانت دیون شرکت‌های تابعه را بدون تصویب مجمع عمومی خود انجام دهد. هرگونه ضمانت بدون این تصویب، در برابر سهامداران قابل اعتراض است.

ماده ۳۰۵

شرکت‌های تابعه موظف‌اند اطلاعات لازم را در اختیار هلدینگ قرار دهند تا گزارش‌های تلفیقی و تعهدات قانونی به‌درستی انجام شود.

ماده ۳۰۶

مدیران و اعضای هیأت‌مدیرهٔ هلدینگ و شرکت‌های تابعه باید از هرگونه معامله‌ای که منافع متعارض ایجاد کند اجتناب نمایند. تخلف موجب مسئولیت شخصی خواهد بود.

ماده ۳۰۷

هرگاه دادگاه ثابت کند که هلدینگ یا مدیران آن از نفوذ خود در شرکت تابعه سوءاستفاده کرده‌اند و به سهامداران یا بستانکاران آن زیان وارد شده، دادگاه می‌تواند آنان را به جبران خسارت محکوم نماید.

ماده ۳۰۸

شرکت‌های خارجی می‌توانند با تأسیس شعبه یا نمایندگی در عمان فعالیت کنند، مشروط بر ثبت در دفتر تجاری و اخذ مجوز از مراجع ذی‌صلاح.

ماده ۳۰۹

شعبهٔ شرکت خارجی شخصیت حقوقی مستقل ندارد و شرکت مادر نسبت به تمام تعهدات آن مسئول است.

ماده ۳۱۰

نمایندگی شرکت خارجی فقط می‌تواند فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی انجام دهد و مجاز به انجام فعالیت‌های تجاری مستقیم در عمان نیست.

ماده ۳۱۱

کلیهٔ اسناد و مکاتبات شرکت‌های خارجی ثبت‌شده در عمان باید حاوی نام شرکت، کشور محل تأسیس، و شمارهٔ ثبت در عمان باشد.

ماده ۳۱۲

شرکت‌های خارجی مکلف‌اند صورت‌های مالی خود را سالانه در عمان ارائه و نسخه‌ای از صورت‌های مالی مصوب در کشور متبوع خود را نیز تسلیم کنند.

ماده ۳۱۳

هرگونه تغییر در اساسنامه، مدیران یا سرمایهٔ شرکت خارجی باید ظرف سی روز به مرجع ثبت تجاری در عمان اعلام شود.

ماده ۳۱۴

انحلال یا توقف فعالیت شرکت خارجی در عمان باید به اطلاع مرجع ثبت برسد و در روزنامهٔ رسمی منتشر شود.

ماده ۳۱۵

شرکت‌هایی که برخلاف احکام این قانون فعالیت کنند یا بدون ثبت در دفتر تجاری اقدام به عملیات نمایند، باطل محسوب می‌شوند و اشخاصی که به نام آن فعالیت کرده‌اند شخصاً و متضامناً مسئول تعهدات خواهند بود.

ماده ۳۱۶

اشخاص ثالث که با چنین شرکتی معامله کرده‌اند، حق دارند علیه همهٔ کسانی که به نام شرکت اقدام کرده‌اند اقامه دعوی کنند.

ماده ۳۱۷

بطلان شرکت یا تصمیمات آن در برابر اشخاص ثالث نیک‌نیت قابل استناد نیست. حقوق مکتسبهٔ آن‌ها محفوظ خواهد بود.

ماده ۳۱۸

مسئولیت مدنی ناشی از نقض احکام این قانون به عهدهٔ مدیران، شرکا یا هر شخصی است که در تصمیم یا عملی که موجب نقض شده، مشارکت داشته است.

ماده ۳۱۹

نقض عمدی مقررات این قانون، مانند ارائهٔ اطلاعات نادرست، جعل اسناد، یا تقسیم سود موهوم، جرم محسوب می‌شود و مرتکب علاوه بر جبران خسارت، به مجازات مقرر در قوانین جزایی نیز محکوم خواهد شد.

ماده ۳۲۰

دولت می‌تواند از طریق وزارت بازرگانی و سرمایه‌گذاری آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های لازم برای اجرای این قانون را صادر کند. این آیین‌نامه‌ها پس از انتشار در روزنامهٔ رسمی لازم‌الاجرا خواهند بود.

اده ۳۲۱

هرگاه شرکتی پس از انحلال به فعالیت ادامه دهد، مدیران یا شرکایی که چنین فعالیتی انجام داده‌اند شخصاً و متضامناً در برابر اشخاص ثالث مسئول کلیهٔ تعهدات ناشی از آن خواهند بود.

ماده ۳۲۲

شرکت باید همهٔ اسناد، دفاتر و صورت‌جلسات خود را حداقل به مدت ده سال از تاریخ انحلال نگهداری یا نزد مرجع ثبت تجاری بایگانی نماید.

ماده ۳۲۳

هر شخص ذی‌نفع می‌تواند با پرداخت هزینهٔ مقرر، نسخه‌ای از اسناد ثبت‌شده نزد مرجع ثبت تجاری را دریافت کند. این نسخه‌ها در حکم اسناد رسمی است.

ماده ۳۲۴

تمام دعاوی ناشی از روابط شرکا، مدیران یا هیأت‌مدیره با شرکت، پس از گذشت سه سال از تاریخ ثبت انحلال یا تصمیم مورد اختلاف، مشمول مرور زمان خواهد شد مگر اینکه قانون مهلت دیگری تعیین کرده باشد.

ماده ۳۲۵

دادگاه صلاحیت‌دار برای رسیدگی به دعاوی ناشی از این قانون، دادگاه بازرگانی در محل ثبت شرکت است مگر آنکه قرارداد یا قانون صلاحیت دیگری مقرر کرده باشد.

ماده ۳۲۶

اگر در اجرای این قانون یا اساسنامه سکوت یا ابهامی وجود داشته باشد، قواعد عمومی حقوق بازرگانی و در صورت فقدان، قواعد حقوق مدنی اعمال خواهد شد.

ماده ۳۲۷

وزارت بازرگانی و سرمایه‌گذاری می‌تواند دستورالعمل‌های اجرایی لازم را برای تبیین جزئیات این قانون صادر کند و همهٔ شرکت‌ها ملزم به رعایت آن خواهند بود.

ماده ۳۲۸

هر شخصی که عمداً اطلاعات نادرست یا گمراه‌کننده در اسناد، دفاتر یا گزارش‌های شرکت درج کند، به مجازات حبس تا یک سال و جزای نقدی مقرر در آیین‌نامه یا یکی از این دو محکوم خواهد شد.

ماده ۳۲۹

هر مدیر یا عضو هیأت‌مدیره که عمداً سود موهوم تقسیم کند یا زیان‌های شرکت را پنهان نماید، مسئول جبران خسارت و همچنین مشمول مجازات کیفری خواهد بود.

ماده ۳۳۰

هر کس عمداً مانع بازرسی قانونی یا حسابرسی شرکت شود، یا از ارائهٔ اسناد و اطلاعات خودداری کند، به مجازات جزایی مقرر محکوم خواهد شد.

ماده ۳۳۱

شرکایی که به‌طور غیرقانونی از اموال یا دارایی‌های شرکت استفاده یا آن را به نفع خود یا غیر منتقل کنند، علاوه بر الزام به استرداد، به مجازات حبس تا دو سال و جزای نقدی محکوم خواهند شد.

ماده ۳۳۲

هر شخصی که بدون ثبت رسمی اقدام به تأسیس شرکت یا دعوت به مشارکت در آن کند، به پرداخت جزای نقدی مقرر و جبران خسارت به ذی‌نفعان محکوم خواهد شد.

ماده ۳۳۳

جرایم پیش‌بینی‌شده در این قانون بدون شکایت ذی‌نفع نیز قابل پیگرد توسط دادستانی خواهد بود.

ماده ۳۳۴

دادگاه می‌تواند علاوه بر مجازات اصلی، حکم به محرومیت مدیر یا عضو هیأت‌مدیرهٔ محکوم‌شده از تصدی هر سمت مدیریتی در شرکت‌ها برای مدت معین صادر کند.

ماده ۳۳۵

شرکت‌هایی که پیش از لازم‌الاجرا شدن این قانون تأسیس شده‌اند، موظف‌اند ظرف یک سال وضعیت خود را با مقررات جدید تطبیق دهند. وزارت می‌تواند این مهلت را برای شش ماه دیگر تمدید کند.

ماده ۳۳۶

در طول دورهٔ تطبیق، شرکت‌ها باید گزارشی از اقدامات انجام‌شده برای اصلاح وضعیت به وزارت ارائه کنند. در غیر این صورت، وزارت می‌تواند درخواست انحلال شرکت را به دادگاه تقدیم نماید.

ماده ۳۳۷

قانون شرکت‌های تجاری سابق و هر حکمی که مغایر با این قانون باشد ملغی می‌گردد.

ماده ۳۳۸

مقررات آیین‌نامه‌های اجرایی و تصمیم‌های صادره در اجرای قانون سابق تا زمانی که با احکام این قانون تعارض نداشته باشد به قوت خود باقی خواهد بود تا اینکه آیین‌نامه‌ها و تصمیم‌های جدید جایگزین شود.

ماده ۳۳۹

وزیر بازرگانی و سرمایه‌گذاری مسئول اجرای این قانون است و آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های لازم را برای این منظور صادر خواهد کرد.

ماده ۳۴۰

این قانون در روزنامهٔ رسمی منتشر و شصت روز پس از تاریخ انتشار لازم‌الاجرا خواهد بود.

تعیین اختیارات وزارت بازرگانی و صنعت و تصویب ساختار سازمانی آن

روزنامه رسمی – شماره (۱۱۸۶)
فرمان سلطانی شماره ۲۰۱۷/۱۱
در خصوص تعیین اختیارات وزارت بازرگانی و صنعت و تصویب ساختار سازمانی آن

ما، قابوس بن سعید، سلطان عمان،
پس از مطالعه نظام‌نامه اساسی کشور صادره به موجب فرمان سلطانی شماره ۹۶/۱۰۱،
و فرمان سلطانی شماره ۲۰۰۵/۱۰۲ درباره تعیین اختیارات وزارت بازرگانی و صنعت و تصویب ساختار سازمانی آن،
و بنا بر مقتضیات مصلحت عمومی،
فرمان دادیم آنچه را که آتی می‌آید:

ماده اول

اختیارات وزارت بازرگانی و صنعت مطابق با پیوست شماره (۱) ضمیمه این فرمان تعیین می‌شود.

ماده دوم

ساختار سازمانی وزارت بازرگانی و صنعت مطابق با پیوست شماره (۲) ضمیمه این فرمان تصویب می‌شود.

ماده سوم

فرمان سلطانی شماره ۲۰۰۵/۱۰۲ یادشده لغو می‌گردد و نیز هر آنچه با این فرمان مغایر یا ناسازگار باشد، ملغی است.

ماده چهارم

این فرمان در روزنامه رسمی منتشر و از تاریخ صدور لازم‌الاجرا می‌شود.

صادره در: ۱۳ جمادی‌الثانیه سال ۱۴۳۸ هجری قمری
مطابق: ۱۲ مارس سال ۲۰۱۷ میلادی
قابوس بن سعید
سلطان عمان


پیوست شماره (۱)

اختیارات وزارت بازرگانی و صنعت

۱) پیشنهاد سیاست‌ها و برنامه‌های مرتبط با حوزه‌های تجارت و صنعت به‌نحوی که به توسعه اقتصاد عمان کمک کند، و پیگیری اجرای آن پس از تصویب توسط شورای وزیران.
۲) سامان‌دهی رویه‌های واردات و صادرات، به‌گونه‌ای که وفور کالاها و محصولات اصلی در بازارهای داخلی، کیفیت آن‌ها و ثبات قیمت‌ها تضمین شود.
۳) گردآوری داده‌ها و آمار و انجام مطالعات و پژوهش‌ها در خدمت برنامه‌های توسعه، ارتقای بهره‌وری در حوزه‌های تجارت و صنعت، توسعه آن‌ها، و ارزیابی طرح‌های سرمایه‌گذاری و واحدهای صنعتی.
۴) اقدام برای تسهیل سرمایه‌گذاری‌های راهبردی در پروژه‌هایی که به توسعه اقتصاد ملی کمک می‌کنند.
۵) تلاش برای فراهم‌سازی محیط مساعد سرمایه‌گذاری در سلطنت، از جمله تسهیل و تسریع تأسیس پروژه‌های سرمایه‌گذاری.
۶) حمایت از حقوق مالکیت فکری – از جمله اختراعات و نوآوری‌ها – مطابق قوانین و معاهدات حاکم و با هماهنگی مراجع ذی‌ربط.
۷) اعطای مجوزهای لازم برای فعالیت‌های تجاری و صنعتی، و سایر مجوزهایی که طبق قوانین و فرامین سلطانی در صلاحیت وزارت است، و هماهنگی درباره آن‌ها با مراجع ذی‌صلاح هرگاه لازم باشد.
۸) ثبت بنگاه‌ها، نمایندگی‌ها و علائم تجاری و صنعتی مطابق احکام قانون.
۹) صدور مجوز ایجاد و بهره‌برداری از جایگاه‌های سوخت و انبارهای فروش سیلندرهای گاز مایع نفتی.
۱۰) تعیین استانداردهای اندازه‌گیری و مشخصات برای کالاها و محصولات و انجام آزمون‌های آزمایشگاهی برای آن‌ها، و نیز بازرسی و کنترل کیفیت.
۱۱) وضع ضوابط و قواعد لازم برای تنظیم و تقویت رابطه سلطنت با سازمان تجارت جهانی و سازمان‌های عربی، منطقه‌ای و بین‌المللی دیگر.
۱۲) کار بر توسعه و گسترش روابط در حوزه تجارت و صنعت میان سلطنت و سایر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی مرتبط، و مشارکت در همایش‌ها و نمایشگاه‌های تجاری منطقه‌ای و بین‌المللی، و نمایندگی سلطنت در مجامع مرتبط با اختیارات وزارت.
۱۳) تهیه پیش‌نویس قوانین مربوط به اختیارات وزارت، کاربست آن‌ها و پیگیری اجرای‌شان، و صدور تصمیمات و آیین‌نامه‌های اجرایی مربوط.
۱۴) اقدام برای توسعه منابع انسانی در وزارت.
۱۵) هر اختیار دیگری که به موجب قوانین و فرامین سلطانی برای وزارت مقرر شده است.

قانون اندازه‌گیری و استانداردسازی

روزنامه رسمی – شماره (۱۰۰۶)
فرمان سلطانی
شماره ۲۰۱۳/۱۷
در خصوص صدور قانون اندازه‌گیری و استانداردسازی

ما، قابوس بن سعید، سلطان عمان،
پس از مطالعه نظام‌نامه اساسی کشور صادره به موجب فرمان سلطانی شماره ۹۶/۱۰۱،
و قانون جزای عمانی صادره به موجب فرمان سلطانی شماره ۷۴/۷،
و فرمان سلطانی شماره ۷۶/۳۹ درباره ایجاد «مدیریت کل استانداردها و مقیاس‌ها» در وزارت بازرگانی و صنعت،
و فرمان سلطانی شماره ۷۸/۱ درباره صلاحیت‌های مدیریت کل استانداردها و مقیاس‌ها در وزارت بازرگانی و صنعت،
و قانون ملی نظام اندازه‌گیری و کالیبراسیون قانونی صادره به موجب فرمان سلطانی شماره ۹۰/۷۴،
و پس از طرح موضوع در مجلس عمان،
و بنا بر مقتضیات مصلحت عمومی،
فرمان دادیم آنچه را که آتی می‌آید:

ماده نخست
قانون پیوستِ «اندازه‌گیری و استانداردسازی» به اجرا گذاشته می‌شود.

ماده دوم
این فرمان در روزنامه رسمی منتشر می‌گردد.

صادره در: ۱۳ جمادی‌الاول سال ۱۴۳۴ هجری قمری
مطابق: ۲۵ مارس سال ۲۰۱۳ میلادی
قابوس بن سعید
سلطان عمان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روزنامه رسمی – شماره (۱۰۰۶)
قانون اندازه‌گیری و استانداردسازی

فصل اول
تعاریف و احکام عمومی

ماده (۱)
در اجرای مفاد این قانون، واژگان و عبارات زیر در معانی مقابل خود به کار می‌روند، مگر آنکه سیاق نص معنای دیگری اقتضا کند:
۱) وزیر:
وزیر بازرگانی و صنعت.

۲) وزارت:
وزارت بازرگانی و صنعت.

۳) مدیریت:
مدیریت کل استانداردها و مقیاس‌ها.

۴) مدیرکل:
مدیرکلِ مدیریت.

۵) «مقیاس‌ها (مترو‌لوژی)»:
حوزه دانش مربوط به اندازه‌گیری (علم اندازه‌گیری).

۶) «مترو‌لوژی قانونی»:
مجموعه اقدامات تقنینی، اداری و فنی لازم که دولت برای تعیین و تضمین سطح قابل قبول کیفیت و اعتبار در فرآیندهای اندازه‌گیری مرتبط با نظارت رسمی در حوزه‌های تجارت، سلامت، ایمنی و محیط زیست اتخاذ می‌کند.

۷) «نظارت (مترو‌لوژیک) قانونی»:
نظارتی که مدیریت اعمال می‌کند تا از دقت اندازه‌گیری‌هایی که بر ایمنی، سلامت و حقوق مصرف‌کننده و محیط زیست اثر می‌گذارند اطمینان حاصل شود؛ و شامل ابزارهای اندازه‌گیری قانونی، آزمایش‌های قانونی، عملیات بازرسی (مترو‌لوژیک)، عاملان فرآیند اندازه‌گیری، و نظارت بر بسته‌های از پیش بسته‌بندی‌شده است.

۸) ابزار اندازه‌گیری:
هر ابزار یا دستگاهی که برای وزن کردن، اندازه‌گیری یا شمارش به کار می‌رود.

۹) ابزار اندازه‌گیری قانونی:
ابزار اندازه‌گیری که مطابق با الزامات قانونی الزامی عمل می‌کند.

۱۰) آزمون قانونی:
آزمونی که مطابق با الزامات قانونی الزامی انجام می‌شود.

۱۱) نظارت (مترو‌لوژیک):
عملیاتی که مطابقتِ فرایندهای تولید، واردات، صادرات، فروش، عرضه، نگهداری، تعمیر، نصب و استفاده از ابزارهای اندازه‌گیری قانونی را با الزامات مندرج در قوانین و مقررات فنی مربوط تضمین می‌کند؛ و شامل نظارت بر صحت مقادیر درج‌شده بر بسته‌های از پیش بسته‌بندی‌شده، استفاده از واحدهای اندازه‌گیری قانونی و آگهی‌هایی است که نتایج اندازه‌گیری‌ها را در بردارند.

۱۲) بسته از پیش بسته‌بندی‌شده:
بسته‌ای که محصول در آن پر و بسته‌بندی شده و مقدار محصول در آن پیش از عرضه برای فروش تعیین گردیده است.

۱۳) واحد اندازه‌گیری قانونی:
واحد اندازه‌گیری که استفاده از آن قانوناً مجاز است.

۱۴) نظام بین‌المللی واحدها:
نظامی مرتبط از واحدهای اندازه‌گیری که بر واحدهای پایه‌ای که توسط «کنفرانس عمومی اوزان و مقیاس‌ها» پذیرفته یا توصیه شده، بنا شده است.

۱۵) تأیید (مترو‌لوژیک):
تمامی عملیاتی که مدیریت یا اشخاصی که به آن‌ها اختیار داده می‌شود انجام می‌دهند تا اطمینان یابند ابزار اندازه‌گیری قانونی، الزامات قانونی را برآورده می‌کند.

۱۶) کالیبراسیون:
تمامی عملیات انجام‌شده تحت شرایط مشخص برای تعیین خطاهای ابزارهای اندازه‌گیری و میزان عدم قطعیت آن‌ها و تحقق زنجیره‌پیوند (تراِیسابیلیتی)، افزون بر تعیین برخی ویژگی‌های دیگر در صورت درخواست.

۱۷) معیار اندازه‌گیری اولیه:
معیار اندازه‌گیری که مقدار آن و میزان عدم قطعیتش بدون کالیبره کردن با معیار اندازه‌گیری دیگری تعیین می‌شود؛ معیار اندازه‌گیری اولیه بالاترین معیار در سلسله مراتب کالیبراسیون است و معمولاً با معیارهای اولیه دیگر از همان نوع مقایسه می‌شود؛ و باید با تعریف واحد اندازه‌گیری مربوط، به‌ویژه با نظام بین‌المللی اندازه‌گیری، مرتبط باشد.

۱۸) معیار اندازه‌گیری:
معیاری که به موجب تصمیم وزیر یا نماینده او به رسمیت شناخته شده و مبنای تثبیت مقدار همه معیارهای اندازه‌گیری دیگرِ مربوط به کمیت خاصی در سلطنت (سلطنت عمان) است.

۱۹) زنجیره‌پیوند (تِرِیسابیلیتی):
ارتباط نتیجه اندازه‌گیری یا کالیبراسیون با معیارهای ملی یا معیارهای اولیه از طریق زنجیره‌ای بی‌انقطاع از کالیبراسیون‌ها یا مقایسه‌ها که میزان عدم قطعیت در هر مرحله آن معلوم است.

۲۰) محصول:
حاصلِ طراحی، ساخت، مرمت یا آماده‌سازی (ابزار، بسته، دستگاه)؛ و در این قانون صرفاً شامل ابزارهای اندازه‌گیری و بسته‌های از پیش بسته‌بندی‌شده است.

۲۱) سازنده:
شخص حقیقی یا حقوقی که محصول را طراحی، تولید، توزیع، مرمت یا بازآماده‌سازی می‌کند و نام یا علامت تجاری یا هر نشانه متمایز خود را بر محصول درج می‌نماید؛ واردکننده یا توزیع‌کننده در صورتی سازنده محسوب می‌شود که تغییری در محصول بدهد که بر مطابقت آن با الزامات الزامی اثر بگذارد.

۲۲) تاجر:
شخص حقیقی یا حقوقی که محصول را وارد یا در سلطنت عرضه می‌کند.

۲۳) توزیع‌کننده:
شخص حقیقی یا حقوقی که در زنجیره تأمینِ محصول و عرضه آن در سلطنت فعالیت می‌کند.

۲۴) استاندارد (مشخصه) اندازه‌گیری:
قواعد، رهنمودها یا ویژگی‌های خدمت یا محصول یا روش‌های تولید و نظام‌های مدیریتی برای استفاده عمومی و مکرر که ممکن است شامل اصطلاحات، نمادها، داده‌ها، بسته‌بندی، درج علائم و الزامات برچسب نیز باشد که بر محصول یا روش‌های تولید آن اعمال می‌شود یا به بخشی از آن‌ها منحصر است؛ رعایت آن‌ها الزامی نیست.

۲۵) الزامات الزامی:
مجموع عناصر لازم از نظر قانون برای صحت، شفافیت و اعتبار اندازه‌گیری‌ها، واحدها و ابزارها و عاملان آن.

۲۶) مقررات فنی:
قواعد، رهنمودها یا ویژگی‌های خدمت یا محصول یا روش‌های تولید و تشریفات اداری که ممکن است شامل اصطلاحات، نمادها، داده‌ها، بسته‌بندی، درج علائم و الزامات برچسب باشد که بر محصول یا روش‌های تولید آن اعمال می‌شود یا به بخشی از آن‌ها منحصر است؛ رعایت آن‌ها الزامی است.

۲۷) گواهی تأیید:
گواهی‌ای که پس از انجام تأیید (مترو‌لوژیک) برای دستگاه یا ابزار اندازه‌گیری قانونی توسط مدیریت صادر می‌شود.

ماده (۲)
مدیریت می‌تواند از ذی‌نفعان، کارمزدهای مقرر برای انجام اندازه‌گیری یا کالیبراسیون را طبق ماده (۱۳) این قانون وصول کند.

ماده (۳)
با تصمیم وزیر دادگستری، به کارمندانی که وزیر تعیین می‌کند در رابطه با اجرای این قانون و آیین‌نامه‌ها و تصمیمات اجرایی آن، وصف ضابطان قضایی اعطا می‌شود.

ماده (۴)
پلیس سلطنتی عمان و سایر مراجع ذی‌صلاح، بنا به درخواست، پشتیبانی و مساعدت لازم را به ضابطان قضایی مذکور در ماده پیشین ارائه می‌کنند؛ از جمله در مورد برخورد با دست‌فروشان یا افراد سیاری که از ابزارهای اندازه‌گیری قانونی یا بسته‌ها به‌درستی استفاده نمی‌کنند. همچنین مدیریت با ادارات و مراجع رسمی دیگر برای تحقق مقاصد این قانون همکاری می‌نماید.

ماده (۵)
وزیر، مقررات فنیِ لازم برای اجرای این قانون و سامان‌دهی فعالیت‌ها و رویدادهای (مترو‌لوژیک) در سلطنت را صادر می‌کند؛ این مقررات در روزنامه رسمی منتشر و از روز بعدِ انتشار لازم‌الاجرا می‌شوند.

فصل دوم
اختیارات مدیریت

ماده (۶)
مدیریت مفاد این قانون را به شرح زیر اجرا می‌کند:
۱) تدوین استانداردهای اندازه‌گیری.
۲) تدوین مقررات فنی و نظارت بر اجرای آن‌ها در حوزه‌های مربوط.
۳) احصاء محصولات، بسته‌های از پیش بسته‌بندی‌شده و ابزارهای اندازه‌گیری ساخت داخل و نیز وارداتی.
۴) انتشار اطلاعات و اسناد مربوط به استانداردهای اندازه‌گیری و مقررات فنی صادره از وزارت، و نیز سازمان‌های عربی و خارجیِ منطقه‌ای و بین‌المللی یا سایر نهادهای بین‌المللی، و توزیع و فروش آن‌ها طبق توافق‌نامه‌های منعقده با آن سازمان‌ها و نهادها در حوزه مترو‌لوژی.
۵) نظارت بر تمام مراجع فعال در حوزه مترو‌لوژیِ قانونی؛ مدیریت می‌تواند برخی فعالیت‌های نظارتی (مترو‌لوژیک) را به مراجع مناسب، بر اساس توافق‌نامه‌های خاص، تفویض نماید.
۶) هماهنگی با نهادها و مؤسسات علمی دولتی و خصوصی به‌منظور تحقق اهداف این قانون.
۷) حمایت از پژوهش‌ها، مطالعات، فعالیت‌ها و دوره‌های (مترو‌لوژیک) و مشارکت در فعالیت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی.
۸) پیشنهاد توافق‌نامه‌ها با نهادها و سازمان‌های عربی و خارجی، منطقه‌ای و بین‌المللی درباره شناسایی متقابل و شایستگی نهادها در حوزه‌های مرتبط با کار مدیریت، و نمایندگی سلطنت در آن نهادها و سازمان‌ها.
۹) همکاری و هماهنگی با نهادها و سازمان‌های عربی و خارجی، منطقه‌ای و بین‌المللی فعال در حوزه‌های مقیاس‌ها (مترو‌لوژی) و عضویت در آن‌ها.
۱۰) به‌کارگیری استانداردها، مقررات فنی، راهنماها یا توصیه‌های صادره از کشورهای دیگر و سازمان‌های عربی و خارجی، منطقه‌ای و بین‌المللی در موارد مقتضی، مشروط بر آنکه به زبان عربی یا انگلیسی صادر شده باشند.
۱۱) انجام آزمون‌های دوره‌ای بر نمونه‌های اخذشده از بازار برای اطمینان از میزان التزام آن‌ها به مقررات و استانداردهای تعیین‌شده.
۱۲) مشارکت در آگاهی‌بخشی به مصرف‌کنندگان، بازرگانان و تولیدکنندگان در حوزه‌های مرتبط با اندازه‌گیری و کالیبراسیون.
۱۳) دریافت و بررسی شکایات مرتبط با اندازه‌گیری و کالیبراسیون.
۱۴) مشارکت در حمایت از اقتصاد ملی و ارتقای کیفیت محصولات داخلی.

فصل سوم
اندازه‌گیری و کالیبراسیون

ماده (۷)
واحدهای اندازه‌گیری قانونی به شرح زیر تعیین می‌شوند:
الف) واحد وزن: کیلوگرم، به‌علاوه مضارب و اجزای ده‌دهی آن.
ب) واحد طول: متر، به‌علاوه مضارب و اجزای ده‌دهی آن.
ج) واحد زمان: ثانیه و اجزای آن.
د) واحد شدت جریان برق: آمپر.
هـ) واحد دمای ترمودینامیکی: کلوین.
و) واحد شدت روشنایی: کاندلا.
ز) واحد مقدار ماده: مول.

وزیر آیین‌نامه‌ای در خصوص واحدهای مکمل و مشتق، اجزاء و مضارب، نمادها و شیوه بیان و نگارش آن‌ها بر پایه نظام بین‌المللی واحدها صادر می‌کند.

ماده (۸)
وزارت اقدامات زیر را انجام می‌دهد:
الف) ایجاد «آزمایشگاه ملی (مترو‌لوژی)» برای نگهداری معیارهای ملی اندازه‌گیری و مواد مرجع، نگهداشت و پیونددهی آن‌ها با نظام بین‌المللی واحدها، ارائه خدمات کالیبراسیون و هر وظیفه دیگری که وزیر تعیین کند.
ب) تأسیس مراکز تأیید (مترو‌لوژیک) ابزارهای اندازه‌گیری قانونی، متناسب با نیاز هر استان و امکانات موجود.

ماده (۹)
مدیریت معیارهای ملی اندازه‌گیری و مواد مرجعِ نگهداری‌شده نزد خود یا هر مرجعی را که به آن اختیار دهد تدوین می‌کند و وظایف و اختیارات این مراجع مأذون را طبق مقررات صادره در این خصوص تعیین می‌نماید.

ماده (۱۰)
مدیریت مقررات فنیِ ویژه سامان‌دهی امور مترو‌لوژی در سلطنت را تدوین می‌کند که شامل موارد زیر است:
۱) سیاست ملی مترو‌لوژی.
۲) مؤلفه‌های نظام ملی مترو‌لوژی.
۳) شفافیت، بی‌طرفی و سلامت نظام ملی مترو‌لوژی.
۴) تشکیل کمیته ملی مترو‌لوژی و تعیین صلاحیت‌های آن.
۵) شرایط لازم برای مراجع فعال در مترو‌لوژیِ قانونی و مسئولیت‌ها، اختیارات و وظایف آن‌ها.
۶) زنجیره‌پیوند (تِرِیسابیلیتی) و معیارهای ملی اندازه‌گیری.
۷) مراکز مترو‌لوژیک مورد شناسایی در سلطنت.
۸) الزامات مراجع فعال در حوزه کالیبراسیون.
۹) نظارت مترو‌لوژیک قانونی.
۱۰) علائم (مترو‌لوژیک).
۱۱) ابزارهای اندازه‌گیریِ مشمول نظارتِ مترو‌لوژیک قانونی و انواع تأیید لازم برای هر ابزار.
۱۲) الزامات الزامی ابزارهای اندازه‌گیری قانونی.
۱۳) تأیید ابزارهای اندازه‌گیری قانونی.
۱۴) تولید، واردات، بازاریابی، فروش، اجاره و عرضه ابزارهای اندازه‌گیری قانونی.
۱۵) نگهداری، تعمیر و نصب ابزارهای اندازه‌گیری قانونی.
۱۶) صدور (صادرات) ابزارهای اندازه‌گیری قانونی.
۱۷) تملک و استفاده از ابزارهای اندازه‌گیری قانونی.
۱۸) آزمون‌ها و اندازه‌گیری‌های قانونی.
۱۹) الزامات عمومیِ آزمون‌ها و اندازه‌گیری‌های قانونی.
۲۰) توقف، توقیف، جمع‌آوری و اعاده ابزارهای اندازه‌گیری قانونی.
۲۱) اندازه‌گیری‌های مندرج در آگهی‌ها.
۲۲) تخلفات مترو‌لوژیک و اقدامات اتخاذشده در برابر متخلفان.
۲۳) هر امر دیگر مرتبط با علم اندازه‌گیری.

فصل چهارم
نظارت بر مشتقات نفتی

ماده (۱۱)
مدیریت بر مشتقات نفتی از حیث کمّ و کیف از لحظه خروج از پالایشگاه یا از نزد تأمین‌کننده اصلی تا وصول به مصرف‌کننده، اعم از طریق تانکرها، خطوط لوله، مخازن یا جایگاه‌های توزیع، نظارت می‌کند.

ماده (۱۲)
وزیر مقررات فنیِ نظارت بر مشتقات نفتی را صادر می‌کند که باید شامل رویه‌های نظارتی و تعیین جرایمی باشد که بر تخلف از آن رویه‌ها وضع می‌گردد، مشروط بر آنکه از حدّاکثر مقرر در ماده (۱۴) این قانون تجاوز نکند.

فصل پنجم
هزینه‌ها

ماده (۱۳)
وزیر، پس از موافقت وزارت دارایی، تصمیمی درباره تعیین کارمزد خدماتی که مدیریت در اجرای این قانون و آیین‌نامه‌ها و تصمیمات اجرایی آن ارائه می‌کند، صادر می‌نماید.

فصل ششم
رویه‌های بازرسی، نظارت و ضبط متخلفان

ماده (۱۴)
وزیر آیین‌نامه‌ای درباره رویه‌های بازرسی، نظارت و ضبط متخلفان از مفاد این قانون صادر می‌کند و می‌تواند مجازات‌ها و جرایم اداری مقرر دارد، مشروط بر آنکه مبلغ جریمه از (۱۰۰) یکصد ریال عمانی تجاوز نکند؛ در صورت تکرار تخلف، جریمه دو برابر می‌شود.

فصل هفتم
مجازات‌ها

ماده (۱۵)
الف) بدون prejudice به هر مجازات شدیدتر مقرر در قانون دیگر، هر کس یکی از اعمال زیر را مرتکب شود به حبس تا یک سال و جریمه تا (۶۰۰۰) شش هزار ریال عمانی یا یکی از این دو مجازات محکوم می‌شود:
۱) واردات، تولید، نصب، نگهداری، تعمیر، فروش، استفاده یا تصرفِ ابزارهای اندازه‌گیری برخلاف الزامات الزامی بدون اخذ مجوزهای لازم از مدیریت.
۲) استفاده از ابزارهای اندازه‌گیری به نحوی که منجر به تغییر قرائت‌ها یا دستکاری نتایج شود، یا خودداری از ارائه ابزارها برای تأیید پیش از به‌کارگیری، یا ارائه نکردن آن‌ها پس از پایان اعتبار تأیید، یا انجام اندازه‌گیری‌ها توسط اشخاص فاقد صلاحیت.
۳) تولید، توزیع یا فروش هر بسته‌ای که استانداردها را برآورده نمی‌کند، یا عرضه بسته‌ها به صورت گمراه‌کننده، یا درج برچسب در محل‌هایی که دسترسی یا قرائت آن برای مصرف‌کننده دشوار است.
۴) ممانعت از انجام وظایف توسط هر یک از ضابطان قضایی یا متخصصان مجری این قانون، یا جلوگیری از ورود آن‌ها به کارخانجات، فروشگاه‌ها، انبارها یا هر تأسیسات دیگر برای کشف و بازرسی و اخذ نمونه و انجام آزمون و تأیید هر محصول یا ابزار اندازه‌گیری.
۵) سوءاستفاده از هر مُهر، نقش، علامت، گزارش یا گواهی مورد استفاده مدیریت یا اتلاف مهرهای مدیریت.
۶) تقلب در مشتقات نفتی، چه از حیث مقدار و چه نوع یا درجه غلظت.
۷) تغییر، پنهان‌سازی یا مخدوش‌سازی اطلاعات مندرج در برچسب یا چاپ بسته‌ها یا برچسب‌های جعلی.
۸) ارائه اسناد گمراه‌کننده یا غیرمطابق با حقیقت یا پنهان کردن اسناد صحیحی که مدیریت برای اجرای این قانون مطالبه می‌کند.
۹) عرضه یا ارائه مواد غیرمطابق با مقررات فنی یا مواد تقلبی.
۱۰) فروش یا عرضه محصولات وارداتی یا عرضه برای گردش پیش از مجاز شدن توسط مدیریت.
۱۱) تبذیر یا پنهان‌کردن محصولات یا ابزارهای اندازه‌گیری که توسط مدیریت توقیف یا بر آن‌ها تحفظ شده است.

ب) در صورت تکرار هر یک از اعمال مذکور در بند پیشین، حداکثر مجازات مقرر اعمال می‌شود.

ماده (۱۶)
هر کس هر نقش، مُهر، علامت، گزارش یا گواهی را جعل کند یا مُهری را که مدیریت برای اجرای این قانون به کار می‌برد تقلید نماید، یا با علم به جعل یا تقلید، از نقش، علامت، گزارش یا گواهی یا مُهرِ جعلی یا تقلیدی استفاده کند، به مجازات جعل مندرج در قانون جزای عمانی محکوم می‌شود.

فصل هشتم
احکام پایانی

ماده (۱۷)
وزیر بازرگانی و صنعت آیین‌نامه‌ها و تصمیمات لازم برای اجرای این قانون را صادر می‌کند؛ و تا زمان صدور آن‌ها، آیین‌نامه‌ها و تصمیمات موجود، در آن بخش که با مفاد این قانون تعارض ندارد، به قوت خود باقی است.

ماده (۱۸)
«قانون ملیِ اندازه‌گیری و کالیبراسیون قانونی» صادره به موجب فرمان سلطانی شماره ۹۰/۷۴ ملغی می‌گردد.

ماده (۱۹)
این قانون پس از گذشت یک ماه از تاریخ انتشار آن لازم‌الاجرا است.

اصلاح قانون تجارت

مرسوم سلطانی شماره ۷۵/۲۰۱۰ — اصلاح قانون تجارت

سلطان عمان،
با استناد به نظام‌اساسی (مرسوم ۱۰۱/۹۶)، قانون تجارت (مرسوم ۵۵/۹۰)، و بنا به مصلحت عمومی، مقرر می‌دارد:

مادهٔ نخست: یک بندِ جدید به مادهٔ (۲۳۸) قانون تجارت افزوده می‌شود با این متن:
«در کفالت تجاریِ مربوط به وام‌های شخصیِ بانکی، جایز است کفیل درخواست کند شرطی در عقد کفالت درج شود که داین را ملزم کند ابتدا و پیش از رجوع به کفیل، به تجرید (تعقیب و توقیف اموال) مدیون اقدام نماید.»

مادهٔ دوم: هر آنچه با این مرسوم مغایرت دارد، لغو می‌شود.

مادهٔ سوم: این مرسوم در روزنامهٔ رسمی منتشر و از روز بعدِ انتشار لازم‌الاجراست.

صادره: ۲۹ جمادی‌الثانی ۱۴۳۱هـ
مطابق: ۱۲ ژوئن ۲۰۱۰م
قابوس بن سعید – سلطان عمان


خلاصهٔ نکات کلیدی

  • حق شرط به نفع کفیل: در وام‌های شخصی بانکی، کفیل می‌تواند شرط «تجرید مدیون قبل از رجوع به کفیل» را در قرارداد بگنجاند (برخورداری از «فایدهٔ بحث/تجرید»).
  • لغو مقررات متعارض با این مرسوم.
  • اجرای فوری: از روز پس از انتشار در روزنامهٔ رسمی نافذ است.

قانون حقوق مالکیت صنعتی

فرمان سلطانی شماره ۶۷/۲۰۰۸
در خصوص صدور قانون حقوق مالکیت صنعتی

ما، قابوس بن سعید، سلطان عمان

پس از مطالعه بر:

  • نظام اساسی کشور، صادر شده به موجب فرمان سلطانی شماره ۱۰۱/۹۶،
  • قانون علائم و نشانه‌ها و اسرار تجاری و حمایت از رقابت غیرمشروع، صادر به موجب فرمان سلطانی شماره ۳۸/۲۰۰۰،
  • قانون رسوم و طرح‌های صنعتی، صادر به موجب فرمان سلطانی شماره ۳۹/۲۰۰۰،
  • قانون حمایت از داده‌ها (شاخص‌های) جغرافیایی، صادر به موجب فرمان سلطانی شماره ۴۰/۲۰۰۰،
  • قانون حمایت از طراحی‌های (توپوگرافی) مدارهای یکپارچه، صادر به موجب فرمان سلطانی شماره ۴۱/۲۰۰۰،
  • قانون ثبت اختراعات، صادر به موجب فرمان سلطانی شماره ۸۲/۲۰۰۰،

و بر اساس آنچه که مصلحت عمومی اقتضا می‌کند،

فرمان دادیم به شرح زیر:

ماده اول

در خصوص حقوق مالکیت صنعتی، قانون پیوست اجرا خواهد شد.

ماده دوم

وزیر بازرگانی و صنعت آیین‌نامه اجرایی این قانون پیوست و تصمیمات لازم برای اجرای احکام آن را صادر خواهد کرد. تا زمان صدور این آیین‌نامه و تصمیمات، آیین‌نامه‌ها و مقررات جاری که مغایر با احکام این قانون نباشد، همچنان لازم‌الاجرا خواهد بود.

ماده سوم

فرمان‌های سلطانی شماره ۳۸/۲۰۰۰، ۳۹/۲۰۰۰، ۴۰/۲۰۰۰، ۴۱/۲۰۰۰ و ۸۲/۲۰۰۰ که در بالا ذکر شد، لغو می‌شوند. همچنین هر چیزی که با مفاد این قانون پیوست مغایرت داشته باشد، باطل خواهد شد.

ماده چهارم

این فرمان در روزنامه رسمی منتشر می‌شود و از روز بعد از تاریخ انتشار لازم‌الاجرا خواهد بود.

صادر شده در: ۶ جمادی الاول سال ۱۴۲۹ هجری قمری
مطابق با: ۱۲ ماه مه سال ۲۰۰۸ میلادی

قابوس بن سعید
سلطان عمان

قانون حقوق مالکیت صنعتی

تعاریف

ماده (۱):
در اجرای احکام این قانون، مقصود از اصطلاحات و عبارات زیر، معنای مشخص شده در کنار هر یک از آن‌هاست، مگر آنکه سیاق متن دلالت بر غیر آن داشته باشد:

  • وزیر: وزیر تجارت و صنعت.
  • ثبت‌کننده (مسجّل): مدیر اداره مالکیت فکری در وزارت تجارت و صنعت.
  • اختراع: اندیشه یا ابتکار مخترع که به‌طور عملی امکان حل یک مشکل مشخص در زمینه فناوری را فراهم آورد، چه اختراع به صورت محصول باشد، چه مربوط به محصول یا فرآیند صنعتی.
  • برگه ثبت اختراع (براءة الاختراع): سند مالکیتی که برای حمایت از اختراع اعطا می‌شود و دلیل قانونی (قابل رد) بر صحت و قابلیت اجرای آن است و به دارنده حق می‌دهد دیگران را از بهره‌برداری از اختراع مورد حمایت در قلمرو سلطنت منع کند.
  • مدل فایده (منفعت): ابتکار فنی که از شکل یا ساختار جدید یک ماده یا از ترکیب یک ماده ایجاد شده و موجب افزایش کارایی یا فایده آن گردد.
  • طرح صنعتی: هرگونه ترکیب خطوط یا رنگ‌ها یا شکل سه‌بعدی، چه همراه با خطوط و رنگ‌ها و چه بدون آن، مشروط بر اینکه این ترکیب یا شکل ظاهر خاصی به یک محصول صنعتی یا دستی بدهد و به‌صورت بخشی از محصول صنعتی یا دستی قابل درک با چشم غیرمسلح باشد.
  • طرح تخطیطی (توپوگرافی): ساختار سه‌بعدی که حداقل یکی از عناصر آن جزئی فعال برای برخی یا همه اتصالات یک مدار یکپارچه باشد، یا آن ساختار سه‌بعدی که برای تولید یک مدار یکپارچه طراحی شده است.
  • مدار یکپارچه: هر محصولی در شکل نهایی یا میانی که حداقل یکی از عناصر آن جزئی فعال از برخی یا تمام اتصالات باشد و به‌طور یکپارچه در یا روی قطعه‌ای از ماده تعبیه شده و هدف آن انجام کارکرد الکترونیکی باشد.
  • مجوز انحصاری: قراردادی که طی آن دارنده مجوز، حق بهره‌برداری از حقوق مالکیت صنعتی مشخص را به‌طور انحصاری و بدون مشارکت دیگران دریافت می‌کند.
  • مجوز اجباری: مجوزی که توسط وزیر به شخص حقیقی یا حقوقی اعطا می‌شود تا بدون موافقت صاحب حق، از یک اختراع، مدل فایده، طرح تخطیطی، یا طرح/مدل صنعتی در سلطنت بهره‌برداری کند.
  • علامت متمایز: مجموعه ویژگی‌ها و نمادهایی که هر مؤسسه تجاری در حوزه فعالیت‌های صنعتی یا بازرگانی برای انعکاس هویت خاص خود نسبت به مؤسسه، محصولات یا خدمات به کار می‌برد.
  • علامت: هر نشانه‌ای که بتوان آن را به‌طور دقیق ترسیم نمود و امکان تمایز کالاها (علامت تجاری) یا خدمات (علامت خدمات) یک واحد تجاری را از واحدهای دیگر فراهم آورد. علامت می‌تواند شامل واژه‌ها (از جمله اسامی شخصی)، نقوش، حروف، رنگ‌ها یا ترکیب رنگ‌ها، اعداد، شکل کالا، بسته‌بندی، تصاویر سه‌بعدی، نشانه‌های جغرافیایی، صدا، بو یا طعم باشد. اگر شعاری به اندازه کافی طولانی نباشد که تحت حمایت حق مؤلف قرار گیرد، به عنوان علامت حمایت می‌شود.
  • علامت تضمینی (اعتماد): هر علامت یا مجموعه علامت‌هایی که بیانگر ویژگی خاصی (از جمله کیفیت، منشاء یا روش تولید کالاها و خدمات) هستند و توسط اشخاص دیگر تحت نظارت مالک علامت استفاده می‌شوند.
  • علامت جمعی: علامتی که به گروهی مانند انجمن‌های تعاونی، اتحادیه‌ها یا انجمن‌های صنعتگران، تولیدکنندگان و بازرگانان تعلق دارد.
  • نام تجاری: نام یا عنوان مشخصی که یک واحد تجاری را شناسایی و متمایز می‌کند.
  • نشانه جغرافیایی: نشانه‌ای که منشاء کالا را در منطقه یا محل مشخصی از یک کشور تعیین می‌کند، در صورتی که کیفیت، شهرت یا دیگر ویژگی‌های کالا اساساً به منشاء جغرافیایی آن بازگردد.
  • گواهی: سند مالکیتی که برای حمایت از مدل فایده، طرح یا مدل صنعتی، طرح تخطیطی (توپوگرافی) مدار یکپارچه، علامت یا نشانه جغرافیایی اعطا می‌شود.
  • تاریخ اولویت: تاریخ نخستین درخواست که مبنای اولویت طبق کنوانسیون پاریس است.
  • معاهده بوداپست: معاهده بین‌المللی درباره شناسایی سپرده‌گذاری میکروارگانیسم‌ها برای مقاصد ثبت اختراعات (۱۹۷۷).
  • معاهده همکاری در خصوص اختراعات (PCT): معاهده‌ای که در واشنگتن در ۱۹ ژوئن ۱۹۷۰ به امضا رسید و در ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۹، ۳ فوریه ۱۹۸۴ و ۳ اکتبر ۲۰۰۱ اصلاح شد.
  • معاهده قانون اختراعات: معاهده‌ای که در ژنو در ۲ ژوئن ۲۰۰۰ تصویب شد.
  • معاهده واشنگتن: معاهده مالکیت فکری درباره مدارهای یکپارچه که در ۲۶ مه ۱۹۸۹ در واشنگتن به تصویب رسید.
  • کنوانسیون پاریس: کنوانسیون پاریس برای حمایت از مالکیت صنعتی که در ۲۰ مارس ۱۸۸۳ امضا شد و اصلاحات بعدی آن.
  • کنوانسیون لاهه: قانون ژنو مربوط به توافق لاهه درباره ثبت بین‌المللی طرح‌های صنعتی، تصویب‌شده در ۲ ژوئیه ۱۹۹۹.
  • پروتکل مادرید: پروتکل مربوط به توافق مادرید درباره ثبت بین‌المللی علائم، امضا شده در ۲۸ ژوئن ۱۹۸۹.
  • طبقه‌بندی بین‌المللی: طبقه‌بندی اختراعات، گواهی مخترعان، مدل‌ها و گواهی‌های فایده، طرح‌ها و مدل‌های صنعتی و علائم، طبق توافق‌های بین‌المللی مربوطه.
  • طبقه‌بندی نیس: توافق نیس درباره طبقه‌بندی بین‌المللی کالاها و خدمات برای مقاصد ثبت علائم، مورخ ۱۵ ژوئن ۱۹۵۷.
  • تصمیم شورای عمومی سازمان تجارت جهانی: تصمیم صادره در ۳۰ اوت ۲۰۰۳ در خصوص اجرای بند (۶) از اعلامیه دوحه درباره توافق‌نامه تریپس و بهداشت عمومی.

باب اول

ابتکارات فنی

فصل اول: براءات اختراع

ماده (۲):
۱- موارد زیر از دریافت براءة اختراع مستثنا هستند:
الف) اکتشافات، نظریه‌های علمی و روش‌ها و شیوه‌های ریاضی.
ب) طرح‌ها، قواعد یا روش‌های انجام امور تجاری، و اعمال ذهنی صرف و بازی‌ها.
ج) مواد طبیعی، به‌جز فرآیندهای جداسازی این مواد از محیط اصلی‌شان.
د) مواد شناخته‌شده‌ای که استفاده جدیدی برای آن‌ها کشف شده است، مگر خود آن استفاده که در این صورت اختراع محسوب می‌شود.
هـ) حیوانات (به‌جز میکروارگانیسم‌ها) و روش‌های زیستی عمدتاً برای تولید حیوانات و اجزای آن‌ها، به‌جز روش‌های غیرزیستی و روش‌های میکروبیولوژیکی.
و) اختراعاتی که بهره‌برداری تجاری از آن‌ها در سلطنت برای حفظ نظام عمومی یا اخلاق ضروری است.

۲- احکام بند پیشین شامل اختراعات زیر نمی‌شود:
الف) فرآیندهای صنعتی که تماماً یا جزئاً شامل مراحلی است که توسط رایانه انجام یا به وسیله برنامه رایانه‌ای هدایت می‌شود.
ب) محصولاتی که متشکل از عناصر اختراعی هستند که به‌وسیله رایانه اجرا می‌شوند، از جمله:
۱. کد برنامه رایانه‌ای قابل‌خواندن توسط ماشین که بر روی حامل ملموسی مانند دیسک نرم، هارد یا حافظه ذخیره شده است.
۲. رایانه عمومی که با برنامه رایانه‌ای مشخصی به حالتی پیشرفته‌تر از قبل ارتقا یافته باشد.


ماده (۳):
۱- اختراع در صورتی قابل دریافت براءة اختراع است که جدید، مبتنی بر گام ابتکاری و قابل کاربرد صنعتی باشد.

  • اختراع زمانی جدید است که پیش‌تر در هیچ فناوری صنعتی شناخته نشده باشد و پیش از تاریخ ثبت درخواست یا تاریخ اولویت، به‌هیچ‌وجه (انتشار مکتوب، افشای شفاهی، استفاده یا هر شکل دیگر) در اختیار عموم قرار نگرفته باشد.
  • افشای اختراع برای عموم در صورتی در نظر گرفته نمی‌شود که در ۱۲ ماه پیش از تاریخ ثبت یا اولویت رخ داده و ناشی از اقدام متقاضی یا سلف او یا ناشی از سوءاستفاده شخص ثالث نسبت به متقاضی یا سلف او باشد.

۲- اختراع زمانی مبتنی بر گام ابتکاری محسوب می‌شود که برای شخصی با دانش تخصصی در حوزه فنی مربوطه، در تاریخ ثبت یا تاریخ اولویت، بدیهی نباشد.

۳- اختراع زمانی قابل کاربرد صنعتی است که بتوان آن را ساخت یا استفاده کرد در هر نوع صنعت، یا اگر منفعت مشخص، اساسی و قابل اطمینانی داشته باشد، در تمامی حوزه‌های اقتصادی، کشاورزی، دستی، صید و خدمات.


ماده (۴):
۱- حق براءة اختراع از آنِ مخترع است و می‌تواند واگذار یا منتقل شود.
۲- اگر اختراع توسط دو یا چند نفر مشترکاً ایجاد شود، حق براءة برای همه آنان است. اگر به‌طور جداگانه ایجاد شده باشد، حق با کسی است که زودتر درخواست ثبت کرده یا اولویت داده، مگر اینکه درخواست خود را پس گرفته، انصراف داده یا رد شده باشد.
۳- اگر اختراع ناشی از قرارداد کاری باشد که هدف آن اختراع است، حق براءة برای کارفرما خواهد بود مگر اینکه خلاف آن توافق شده باشد. اگر منافع اقتصادی کارفرما از بهره‌برداری از اختراع بسیار بیشتر از حقوق دریافتی کارگر باشد، مخترع حق دریافت پاداش عادلانه دارد.
۴- اگر اختراع توسط کارگر ایجاد شده ولی خارج از وظایف قرارداد کاری باشد، و در آن از امکانات، مواد یا داده‌های کارفرما استفاده کرده باشد، حق براءة برای کارفرماست مگر اینکه خلاف آن توافق شده باشد و کارگر دست‌کم یک‌سوم سود خالص مستقیم و غیرمستقیم حاصل از بهره‌برداری را دریافت می‌کند.
۵- تعهد به پرداخت پاداش مذکور در این ماده از لحظه ایجاد و بهره‌برداری از اختراعِ قابل ثبت به وجود می‌آید و حتی اگر کارفرما برای ثبت آن در داخل یا خارج اقدام نکند، از بین نمی‌رود.
۶- کارفرما می‌تواند ظرف ۶۰ روز از اطلاع‌یافتن از اختراع، به کارگر اعلام کند که علاقه‌ای به آن ندارد. در این صورت، کارگر می‌تواند به‌طور انحصاری برای ثبت براءة اقدام کند. اگر کارگر بهره‌برداری تجاری را آغاز کند، کارفرما حق دریافت پاداش متناسب با ارزش اقتصادی منابعی که کارگر استفاده کرده است دارد.
۷- اگر کارفرما ظرف یک سال از تاریخ اطلاع، درخواست ثبت براءة را ارائه نکند، کارگر می‌تواند حق براءة را برای خود ثبت کند یا آن را به دیگری منتقل نماید. در این صورت، انتقال مجوز براءة نیز مجاز است. بهره‌برداری کارگر در این حالت رقابت غیرمشروع محسوب نمی‌شود مشروط به اینکه شامل افشای اسرار تجاری یا استفاده غیرمجاز نشود.
۸- اگر کارگر ظرف یک سال پس از پایان قرارداد کاری، برای اختراعی در حوزه اصلی کارفرمای سابق درخواست ثبت دهد، فرض بر آن است که این اختراع طی قرارداد ایجاد شده مگر خلاف آن ثابت شود.
۹- هرگونه توافق یا وعده قبلی که مخترع را از دریافت پاداش قانونی محروم کند، باطل است.
۱۰- نام مخترع باید در براءة ذکر شود، مگر آنکه او کتباً انصراف دهد. هر تعهدی که پیش‌تر مبنی بر الزام به انصراف داده باشد، باطل است.
۱۱- این حقوق برای کارکنان دستگاه اداری دولت و کسانی که خدمات خود را با قراردادهای خاص ارائه می‌دهند نیز برقرار است.


ماده (۵):
متقاضی ثبت براءة اختراع باید:
۱- درخواست خود را همراه با دادخواست، شرح اختراع، ادعای حمایت (یک یا بیشتر)، نقشه (در صورت نیاز) و خلاصه‌ای از اختراع با پرداخت هزینه‌های مقرر به ثبت‌کننده تسلیم کند.
۲- دادخواست باید شامل اطلاعات متقاضی، مخترع، نماینده (در صورت وجود)، عنوان اختراع و مستندات اثبات حق متقاضی در صورتی که او مخترع نباشد، باشد.
۳- شرح اختراع باید واضح و کامل بوده و اطلاعات کافی ارائه دهد تا فردی با مهارت معمول بتواند آن را اجرا کند.
۴- در مورد میکروارگانیسم‌ها، باید سپرده‌گذاری مطابق معاهده بوداپست انجام شده و رسید مربوطه پیوست شود.
۵- توصیفات گیاهان باید کامل و مطابق اصطلاحات رسمی باشد.
۶- ادعاها باید واضح، مختصر و با کمک نقشه‌ها یا توضیحات، به گونه‌ای بیان شوند که نشان دهد متقاضی در تاریخ ثبت بر اختراع ادعا شده مسلط بوده است.
۷- خلاصه نباید بیش از ۳۰۰ کلمه باشد، مگر در صورت ضرورت.
۸- متقاضی می‌تواند درخواست خود را هر زمان پیش از تصمیم نهایی پس بگیرد.
۹- اگر درخواست نخستین پس گرفته شود و پیش‌تر بررسی عمومی نشده باشد و هیچ ادعای اولویتی یا حق معلقی در سلطنت وجود نداشته باشد، متقاضی می‌تواند درخواست جدید بدهد که به‌عنوان نخستین درخواست محسوب می‌شود.


ماده (۶):
۱- درخواست ثبت براءة باید مربوط به یک اختراع یا گروهی از اختراعات مرتبط باشد که یک مفهوم ابتکاری واحد را تشکیل دهند.
۲- متقاضی می‌تواند درخواست خود را اصلاح کند، مشروط به اینکه فراتر از موضوع درخواست اولیه نباشد.
۳- پیش از صدور براءة، متقاضی می‌تواند درخواست خود را به دو یا چند درخواست تقسیم کند، مشروط بر اینکه موضوع فراتر از درخواست اولیه نباشد.
۴- اگر بعداً مشخص شود که شرط وحدت اختراع رعایت نشده، این امر موجب لغو براءة صادرشده نمی‌شود.


ماده (۷):
۱- متقاضی می‌تواند در درخواست خود اعلام کند که حق اولویت ناشی از یک یا چند درخواست ملی یا منطقه‌ای پیشین در کشورهای عضو معاهده پاریس یا سازمان تجارت جهانی دارد، به شرطی که ظرف ۱۲ ماه از تاریخ آن درخواست‌ها باشد. اعمالی که پیش از این تاریخ روی اختراع انجام شده (مانند انتشار یا بهره‌برداری) مانع حق اولویت نمی‌شوند.
۲- ثبت‌کننده می‌تواند ارائه نسخه رسمی از درخواست اولویت‌دار، تأییدشده توسط دفتر مالکیت صنعتی مربوطه را مطالبه کند.
۳- اگر اطلاعات مقرر در بندهای پیشین ارائه نشود، اعلام اولویت بی‌اعتبار خواهد بود.

ماده (۸)

اگر متقاضی ثبت برائت، خود یا سلف او، برای همان اختراعِ موردِ حمایت در داخل سلطنت (یا اختراعی تا حد زیادی مشابه با آن) در خارج از سلطنت درخواستی داده باشد، ثبت‌کننده می‌تواند از او مدارک زیر را مطالبه کند:

  1. تاریخ و شمارهٔ درخواست خارجی.
  2. رونوشتِ هرگونه ابلاغ مربوط به تاریخ هر پژوهش یا بررسی انجام‌شده دربارهٔ درخواست خارجی.
  3. رونوشتِ برائتی که بر پایهٔ آن درخواست خارجی اعطا شده است.
  4. رونوشتِ هر تصمیم نهایی مبنی بر ردّ درخواست یا ردّ اعطای موردِ تقاضا در درخواست خارجی.
  5. رونوشتِ هر تصمیم نهایی مبنی بر ابطال برائتِ اعطاشده بر مبنای درخواست خارجی.

ماده (۹)

الف) ثبت‌کننده تاریخ دریافتِ درخواست را تاریخ «تودیع/ثبت» محسوب می‌کند، مشروط بر اینکه هنگام دریافت، درخواست حاوی همهٔ عناصر زیر باشد:

  1. اشارهٔ صریح یا ضمنیِ مکتوب به زبان عربی که دلالت کند عناصر ارائه‌شده یک «درخواست» هستند.
  2. داده‌های مکتوب به عربی که امکان شناسایی هویتِ متقاضی و برقراری ارتباط دفتر با او را فراهم کند.
  3. بخشی که ظاهراً «شرح اختراع» باشد—به هر زبانی.
  4. در صورت اقتضا، اشارهٔ عربی به درخواستِ پیش‌تر تودیع‌شده.

ب) اگر ثبت‌کننده تشخیص دهد درخواست واجد شرایط لازم نیست، باید متقاضی را برای تصحیح مطلع کند؛ تاریخ دریافتِ تصحیح به‌عنوان تاریخ تودیع منظور می‌شود. اگر تصحیح انجام نشود، درخواست کأن‌لم‌یکن است.

ج)

  1. اگر هنگام تعیین تاریخ تودیع معلوم شود درخواست به نقشه‌هایی ارجاع می‌دهد که ضمیمه نشده‌اند، ثبت‌کننده متقاضی را به تکمیل نقشه‌های ناقص اخطار می‌دهد و تاریخ دریافتِ نقشه‌های ناقص، تاریخ تودیع محسوب می‌شود؛ در غیر این صورت تاریخ دریافتِ درخواست، تاریخ تودیع خواهد بود و به ارجاعِ فاقدِ نقشه اعتنا نمی‌شود.
  2. اگر هنگام تعیین تاریخ تودیع معلوم شود بخشی از «شرح» در درخواست نیامده است، ثبت‌کننده متقاضی را به تکمیل نواقص اخطار می‌دهد و تاریخ دریافتِ اطلاعاتِ ناقص، تاریخ تودیع محسوب می‌شود؛ در غیر این صورت تاریخ دریافتِ درخواست، تاریخ تودیع است و به ارجاع به بخشِ مفقود اعتنا نمی‌شود.
  3. پس از تعیین تاریخ تودیع و طبقه‌بندی اختراع طبق طبقه‌بندی بین‌المللی، ثبت‌کننده بررسی می‌کند که آیا درخواست با همهٔ شرایط قانون و آیین‌نامهٔ اجرایی آن منطبق است یا نه.

الف) ثبت‌کننده پس از گذشت ۱۸ ماه از تاریخ تودیع، درخواستِ برائت را بررسی می‌کند و پس از پرداخت هزینه‌های مقرر، اعلانِ تودیع را در روزنامهٔ رسمی منتشر می‌کند. این اعلان شامل: شماره و تاریخ تودیع، نام اختراع، نام متقاضی، تاریخ اولویت، طبقه‌بندی بین‌المللی، یک نقشه (در صورت وجود) که عناصر اصلی اختراع را نشان دهد، و خلاصهٔ شرح اختراع است.
ب) هر ذی‌نفعی می‌تواند پس از پرداخت هزینهٔ مقرر، نسخهٔ کامل محتویاتِ درخواست‌هایی را که مشاهدهٔ آن‌ها مجاز است دریافت کند.
ج) ثبت‌کننده پیش از انتشارِ اعلان در روزنامهٔ رسمی، اجازهٔ اطلاع یا ارائهٔ اطلاعات دربارهٔ محتویاتِ درخواست برائت به غیر را ندارد.
د) متقاضی می‌تواند در هر زمانی بین تاریخ تودیع و پایان دورهٔ ۱۸ ماهه، با پرداخت هزینهٔ مقرر، درخواست کند که پرونده برای «بازبینی عمومی» در دسترس قرار گیرد و اعلان در روزنامهٔ رسمی منتشر شود.

الف) متقاضی یا هر ذی‌نفع دیگری می‌تواند ظرف ۳۶ ماه از تاریخ تودیع، از ثبت‌کننده بخواهد که درخواست را از حیث انطباق با شرایط قانونی بررسی «ماهوی» کند—همراه با پرداخت هزینهٔ مربوط با لحاظِ تعداد ادعاها—و ثبت‌کننده باید درخواستِ بررسی را در روزنامهٔ رسمی منتشر کند.
ب) اگر این التماس ظرف مهلت مقرر تسلیم نشود، درخواست «متنازلٌ‌عنه» محسوب می‌گردد.
ج) هر ذی‌نفعی می‌تواند ظرف ۱۲۰ روز از انتشار اعلانِ التماسِ بررسی ماهوی در روزنامهٔ رسمی، اطلاعات و ادلهٔ مرتبط با قابلیتِ برائت‌پذیری ارائه کند.

  1. برای بررسیِ مذکور، ثبت‌کننده در نظر می‌گیرد:
    الف) نتایج هر گزارشِ جست‌وجو/بررسی بین‌المللی طبق PCT دربارهٔ درخواست؛
    ب) هر گزارشِ جست‌وجو/بررسی طبق بندهای (۲) و (۴) مادهٔ (۸) این قانون دربارهٔ ردّ اعطای برائت برای درخواست خارجی مشابه؛
    ج) هر گزارشِ جست‌وجو/بررسی که بنا به درخواستِ او توسط ادارهٔ بیرونی یا نهاد تخصصیِ دولتیِ عمان انجام شده است.

ماده (۱۰)

  1. اگر درخواست با شرایط قانون و آیین‌نامهٔ اجرایی منطبق باشد، ثبت‌کننده برائت را اعطا می‌کند؛ در غیر این صورت «رد» می‌کند و متقاضی را آگاه می‌سازد.
  2. هنگام اعطای برائت، ثبت‌کننده:
    الف) اعلانِ اعطای برائت را منتشر می‌کند؛
    ب) گواهی اعطای برائت و رونوشت برائت را برای متقاضی صادر می‌کند؛
    ج) برائت را ثبت می‌کند؛
    د) پس از پرداخت هزینهٔ مقرر، نسخه‌هایی برای عموم فراهم می‌آورد.
  3. بنا به درخواستِ مالک برائت، ثبت‌کننده می‌تواند متن یا نقشه‌های برائت را برای تحدید دامنهٔ حمایت، در حدّ موضوعِ مورد مطالبه در درخواستِ اولیه، تغییر دهد؛ در غیر این صورت درخواستِ تغییر کأن‌لم‌یکن است.

ماده (۱۱)

  1. برائت به مالک خود حق می‌دهد دیگران را از بهره‌برداری از اختراعِ مورد حمایت در سلطنت منع کند.
  2. بهره‌برداری از اختراعِ دارای برائت شامل:
    الف) اگر برائت ناظر به «محصول» است:
  1. ساخت یا وارداتِ محصول، عرضه برای فروش، فروش و استفاده؛
  2. ذخیرهٔ محصول برای عرضه/فروش/استفاده.
    ب) اگر برائت ناظر به «فرآیند صنعتی» است:
  3. استفاده از فرآیند؛
  4. انجامِ اعمالِ مندرج در بند (الف) نسبت به هر محصولی که مستقیماً از آن فرآیند به دست می‌آید.
    ج) اگر برائت ناظر به «گیاه» یا «رقم گیاهی» است:
  5. تولید یا تکثیر؛
  6. آماده‌سازی برای تکثیر؛
  7. عرضه برای فروش؛
  8. فروش یا سایر اقدامات بازاریابی؛
  9. صدور؛
  10. واردات؛
  11. ذخیره برای هر یک از این مقاصد.
    د) احکام فوق شاملِ:
  12. ارقامی که اساساً از رقمِ مورد حمایت مشتق شده‌اند (مشروط بر اینکه خود آن‌ها نیز «اساساً مشتق» نباشند)؛
  13. ارقامی که به‌طور روشن از رقمِ مورد حمایت قابل تمییز نیستند؛
  14. ارقامی که تولیدشان مستلزم استفادهٔ مکرر از رقمِ مورد حمایت است؛
  15. تعریف «اساساً مشتق» از رقم اصلی: عمدتاً از رقم اصلی یا رقمِ عمدتاً مشتق از آن گرفته شده باشد با حفظِ ویژگی‌های ناشی از ترکیب ژنتیکی رقمِ اصلی؛ در عین حال از رقم اصلی «قابل تمییز» باشد و در خصوص ویژگی‌های اساسی ناشی از ترکیب ژنتیکی با رقمِ اصلی «مطابق» بماند، جز تفاوت‌های ناشی از اشتقاق.
  1. مالک برائت—علاوه بر سایر حقوق/خسارات/اقدامات—می‌تواند علیه هرکس که بدون رضایت او اعمال بند (۲) را انجام دهد یا مرتکب اقداماتی شود که احتمال تعدّی را ایجاد کند، طرح دعوا نماید.
  2. حقوقِ ناشی از برائت تسری نمی‌یابد به:
    الف) اعمال مربوط به مصادیقی که توسط مالک برائت یا با رضایت او در بازارِ سلطنت عرضه شده‌اند؛
    ب) استفاده از دستگاه‌ها بر روی هواپیماها/وسایل زمینی/کشتی‌های کشورهای دیگر که به‌طور موقت یا عرضی وارد فضای هوایی، خاک یا آب‌های سلطنت می‌شوند؛
    ج) اعمال صرفاً برای مقاصد آزمایشی مربوط به اختراعِ مورد حمایت؛
    د) اعمال «مستخدم اول» با حسن نیت که پیش از تودیع یا تاریخِ اولویت، استفاده از اختراع یا آماده‌سازی جدّی و مؤثر برای آن را در سلطنت آغاز کرده است؛
    هـ) ساخت/ایجاد/استفاده/فروشِ اختراعِ دارای برائت، به‌منظور توسعه و ارائهٔ اطلاعاتِ لازم طبق قوانینِ تنظیم تولید/ایجاد/استفاده/فروشِ هر محصول در سلطنت یا کشور دیگر—به شرط اینکه این محصولات در سلطنت صرفاً برای همین مقاصد ساخته/استفاده/فروخته شوند و فقط برای انجام الزاماتِ تأییدِ بازاریابیِ خاصِ سلطنتِ عمان صادر شوند.
    همچنین برای برائت‌های «نباتات و ارقام گیاهی»، حقوق تسری نمی‌یابد به:
    الف) اعمال برای مقاصد شخصی و غیرتجاری؛
    ب) اعمال برای مقاصد آزمایشی؛
    ج) اعمال به‌منظور اصلاح و ایجاد ارقام دیگر، به‌ویژه ارقام مشتق؛
    د) اعمال کشاورزان—با رعایت منافع مشروع مالکان—برای استفاده از محصولِ حاصل از کشت رقم مورد حمایت یا رقمِ اساساً مشتق، برای تکثیر.
  3. بدون خدشه به بند (۴/الف)، وزیر می‌تواند رأساً یا به درخواستِ ذی‌نفع اعلام کند «حقِ برائت ساقط است» و لذا به دیگران اجازه دهد محصولِ مورد حمایت یا محصولِ ساخته‌شده به‌واسطهٔ اختراعِ مورد حمایت را—مستقیم یا غیرمستقیم—از قلمروی دیگر وارد کنند، اگر محصول در سلطنت موجود نباشد، یا با کیفیتِ پایین، مقدارِ ناکافی، یا با قیمت‌های سَرانجام تعسفی عرضه شود، یا هر دلیل دیگر مرتبط با منفعت عمومی (از جمله رویه‌های ضدرقابتی)، مشروط بر اینکه:
    الف) محصول در کانال‌های تجاری قلمروی مبدأ توسط مالک برائت یا با رضایت او عرضه شده باشد؛
    ب) برائتِ معتبرِ همان محصول یا فرآیند در قلمروی مبدأ نیز به نام همان شخصِ مالکِ برائت در سلطنت (یا وابستهٔ او) برقرار باشد.
  4. وزیر می‌تواند رأساً یا بنا به درخواستِ مالک حق، مجوزِ وارداتِ بندِ پیشین را در دو حالت لغو کند:
    الف) اگر واردکننده به هدفی که تصمیم وزیر بر سقوط حقوق مبتنی بر آن بوده وفا نکند؛
    ب) اگر عللِ صدورِ تصمیمِ سقوط از میان برود—با رعایت منافع مشروع واردکننده، از جمله حق او برای دادوستد موجودیِ باقی‌مانده.
  5. «مستخدم اول» موضوع بند (۴/د) می‌تواند حق خود را همراه با بنگاه/مؤسسه (یا بخش مربوط) که استفاده در آن با حسن نیت انجام می‌شده، انتقال دهد.

ماده (۱۲)

الف) مدتِ برائت ۲۰ سال از تاریخ تودیع درخواست است، با رعایت بند (۲).
ب) اگر اعطای برائت بیش از چهار سال از تاریخ تودیع یا بیش از دو سال از تاریخ تقاضای بررسی به‌دلیل عللی خارج از ارادهٔ متقاضی به طول انجامد، مدت حمایت به‌اندازهٔ مازاد بر چهار سال افزایش می‌یابد، حداکثر تا پنج سال پس از انقضای عادی—به درخواستِ مالک و پس از پرداخت هزینه‌های مقرر.
ج) مدتِ برائت می‌تواند—به درخواستِ مالک و پس از پرداخت هزینه—حداکثر تا پنج سال پس از انقضای عادی تمدید شود، اگر فرایند اخذ «موافقت بازاریابی» برای نخستین بهره‌برداری تجاری محصول در سلطنت بیش از ۲۴ ماه از تاریخ درخواستِ موافقت، به عللی خارج از ارادهٔ متقاضی/مالک، به طول انجامیده باشد.

  1. مالک برائت باید از یک سال پس از تودیع، هزینه‌های سالانهٔ تصاعدی را پیش‌پرداخت کند تا حقِ برائت یا درخواستِ آن برقرار بماند، با مهلتِ ارفاقی ۶ ماه برای پرداختِ معوق؛ در غیر این صورت درخواست کأن‌لم‌یکن است. ثبت‌کننده می‌تواند برائتِ منقضی را تا پیش از پایانِ یک سال از پایانِ مهلت پرداخت، در صورتِ موجه‌بودن عدم پرداخت و عدمِ لطمهٔ جدی به حقوقِ ثالث، اعاده کند.

ماده (۱۳)

الف) «مجوزهای اجباری» اعطا می‌شوند در موارد:

  1. اقتضای منفعت عمومی؛
  2. احرازِ قضایی/اداریِ غیررقابتی‌بودن شیوهٔ بهره‌برداریِ مالک/مرخص‌له و اطمینانِ وزیر از اینکه اعطای مجوزِ اجباری این رفتار را متوقف می‌کند—پس از استماعِ مالک و ذی‌نفع؛
  3. اعمالِ تعسفیِ حقوقِ انحصاری توسط مالک یا قصور در جلوگیری از اعمالِ تعسفیِ مرخص‌له؛
  4. نبودِ عرضهٔ کافی/کیفی/قیمتی مناسب در نتیجهٔ تولید داخلی یا واردات؛
  5. وجودِ درخواستِ برائتِ دیگری (برائت دوم) حاوی اختراعِ از نظر فنی پیشرفته و با اهمیت اقتصادی نسبت به اختراعِ مورد مطالبه در برائتِ اول، که بهره‌برداری از برائت دوم بدون تعدی به برائت اول ممکن نباشد.

ب) وزیر می‌تواند بدون رضایتِ مالک، بهره‌برداریِ دولتی یا توسط شخصِ دیگر را برای هدفِ مشخص تجویز کند و در مقابل، پاداشِ کافی با توجه به ارزش اقتصادی و—در صورت لزوم—تصمیمِ شورای عمومیِ سازمان تجارت جهانی (برای دارو/فرآیند دارویی) تعیین می‌شود.

  1. صرفِ «کمبود عرضه» قبل از انقضای چهار سال از تودیع یا سه سال از اعطای برائت—هرکدام دیرتر—برای تقاضای مجوز اجباری کافی نیست؛ درخواست رد می‌شود اگر مالک تأخیر/کم‌کاری را به علل مشروع توجیه کند.
  2. به درخواستِ مالک، یا دستگاه دولتی/مرخص‌لهٔ اجباری، وزیر پس از استماع طرفین می‌تواند شرایطِ مجوزِ اجباری را متناسب با اوضاعِ جدید تغییر دهد.

الف) به درخواستِ مالک، وزیر مجوز اجباری را لغو می‌کند اگر—پس از استماع—اقناع شود عللِ صدور از میان رفته و احتمالِ تکرار اندک است یا مرخص‌لهٔ اجباری به شرایط وفا نکرده است.
ب) وزیر می‌تواند لغو را رد کند اگر حفظِ حمایتِ کافی از منافعِ مشروع مرخص‌له اقتضا کند، یا اگر مجوز برای مقابله با «رفتار ضدرقابتی» اعطا شده و احتمالِ تکرار آن وجود دارد.

  1. انتقالِ مجوزِ اجباری فقط همراه با بنگاه/مؤسسه (یا بخش مربوط) که بهره‌برداری در آن جریان دارد، مجاز است.
  2. مجوزِ اجباری «غیرانحصاری» است؛ بنابراین مانعِ بهره‌برداریِ مالک، انعقادِ مجوزهای قراردادی یا اعمالِ مستمرِ حقوقِ قانونیِ مالک نمی‌شود.

الف) درخواستِ مجوزِ اجباری نزد وزیر تقدیم می‌شود همراه با دلیل بر اینکه مالک از سوی متقاضیِ مجوزِ اجباری، پیشنهادِ «مجوزِ اختیاری قراردادی» دریافت کرده و ظرف حداکثر ۶ ماه به توافقِ معقولِ تجاری نرسیده است— مگر اوضاع خاص خلاف آن باشد.
ب) اثباتِ تلاشِ قبلی برای مجوزِ اختیاری لازم نیست در موارد اضطراری/ملح/استفادهٔ غیرتجاری برای مقاصد عمومی/یا برای درمانِ رفتارِ ضدرقابتیِ احراز‌شده قضایی/اداری؛ در این موارد مالک باید در اولین فرصت از تصمیم وزیر مطلع شود.

  1. بهره‌برداریِ ناشی از مجوزِ اجباری برای «صادراتِ» محصول/فرآیندِ داروییِ دارای برائت به بازارِ سلطنت یا کشوری با ظرفیتِ تولیدیِ ناکافی، مطابق با شرایطِ تصمیمِ شورای عمومیِ WTO محدود می‌شود.
  2. در حوزهٔ فناوری نیمه‌رساناها، مجوز اجباری فقط برای استفادهٔ عمومیِ غیرتجاری یا برای درمانِ رفتارِ ضدرقابتیِ احراز‌شده صادر می‌شود.
  3. در اعطای مجوز اجباری طبق بند (۱/الف/۵):
    الف) مالکِ برائتِ نخست حق دارد با شرایطِ معقول برای استفاده از اختراعِ مورد مطالبه در برائتِ دوم، مجوز دریافت کند.
    ب) مجوز برائتِ نخست جز با انتقالِ برائتِ دوم قابلِ انتقال نیست.
  4. احکام این ماده—در صورت اقتضاء و با تعدیلات لازم—بر «درخواست‌های برائتِ هنوز مختومه‌نشده» نیز جاری است، مگر در موردِ صرفِ کمبودِ محصولِ مورد حمایت.

ماده (۱۴)

  1. هر ذی‌نفعی می‌تواند از دادگاه صالح درخواستِ ابطالِ تصمیمِ اعطای برائت را بکند.
  2. دادگاه در صورت اثباتِ عدمِ انطباق درخواست با شرایطِ قانونی، یا اینکه مالک برائتْ مخترع/قائم‌مقام او نیست، یا ارتکابِ رفتارِ نامشروع (مانند کتمانِ اطلاعاتِ اساسی مؤثر در اعطای برائت)، حکم به ابطال می‌دهد.
  3. عدمِ رعایتِ تشریفاتِ شکلی نزد دادگاه موجب ابطال نیست مگر با «قصد تقلب».
  4. اگر حکمِ ابطال ناظر به «جزئی» از اختراع باشد، فقط ادعا/ادعاهای منطبق با آن جزء ابطال می‌شود.
  5. هر برائت یا ادعا (یا بخشِ ادعا) که ابطال شود، از «تاریخ اعطای برائت» ملغی محسوب است، گویی هرگز اعطا نشده است.
  6. در نزاع بر سر حقِ برائت، ذی‌نفع می‌تواند از دادگاه به‌جای ابطال، «انتقال مالکیت» را بخواهد.
  7. دادگاه باید حکم نهایی را به ثبت‌کننده ابلاغ کند تا ثبت و اعلان شود.

فصل دوم — «گواهی‌های مدل‌های منفعت»

ماده (۱۵)
احکام فصلِ نخستِ بابِ اول دربارهٔ گواهی‌های «مدل منفعت»—با تعدیلات لازم—اعمال می‌شود، بدون خدشه به احکامِ زیر:

  1. اختراع وقتی قابلِ ثبت به‌عنوان «مدل منفعت» است که «جدید»، «دارای گام ابتکاری کافی» و «قابلِ کاربرد صنعتی» باشد.
  2. مدل منفعت زمانی «دارای گام ابتکاری کافی» است که به‌شیوه‌ای ناشناخته نسبت به فناوری پیشین پدید آمده باشد—با لحاظِ وجوهِ شباهت/اختلاف میان مدلِ موردِ حمایت و فناوریِ پیشین.
  3. شرحِ مدل منفعت باید آن‌قدر روشن و کامل باشد که شخصِ دارای مهارتِ معمول در حوزهٔ مربوط بتواند آن را اجرا کند، و مدلِ موردِ مطالبه، منفعتِ عملکردیِ الگوی طراحی‌شده برای هدفِ مدّنظر را بهبود دهد.
  4. بررسیِ ثبت‌کننده دربارهٔ درخواستِ گواهیِ مدل منفعت طبق همین قانون انجام می‌شود.

ماده (۱۶)

  1. مالک گواهی حق دارد علیه هرکس که بدون رضایت او به گواهی تعدّی کند یا اقداماتی کند که احتمال تعدّی را ایجاد نماید، اقامهٔ دعوا کند. پس از طرح دعوا، دادگاه به ثبت‌کننده دستور می‌دهد مطابق قانون گواهیِ مدل منفعت را بررسی کند؛ ثبت‌کننده نتیجه را ظرف حداکثر ۱۲۰ روز به دادگاه ارائه می‌دهد و نتیجه «امارهٔ قابلِ خدشه» دربارهٔ صحت/عدمِ صحت گواهی است.
  2. دادگاه می‌تواند در مدتِ بررسیِ ثبت‌کننده، برای جلوگیری از تعدّی یا حفظِ ادلهٔ مربوط، «اقدامات موقت» مقرر کند.

ماده (۱۷)
با رعایت مادهٔ (۱۲/۲)، گواهیِ مدل منفعت ۱۰ سال پس از تاریخ تودیعِ درخواست منقضی می‌شود.

ماده (۱۸)
1)
الف) متقاضیِ برائت یا «گواهیِ طرح صنعتی» می‌تواند—پیش از بررسیِ مادهٔ (۵/۹) یا پیش از «رد» یا «اعطا»—پس از پرداخت هزینهٔ مقرر، درخواستِ خود را به «درخواستِ گواهیِ مدل منفعت» تبدیل کند؛ تاریخ تودیعِ اولیه، تاریخِ آن خواهد بود.
ب) متقاضیِ «گواهیِ مدل منفعت» نیز—پیش از رد یا اعطا—می‌تواند پس از پرداخت هزینهٔ مقرر، درخواست خود را به «برائت» یا «گواهیِ طرح صنعتی» تبدیل کند، با حفظ تاریخ تودیعِ نخستین.
2) تبدیلِ درخواست بیش از یک‌بار مجاز نیست.


فصل سوم — «طرح‌های صنعتی»

ماده (۱۹)
حمایتِ این فصل شامل هر چیزی در طرح صنعتی که فقط برای دستیابی به «نتیجهٔ فنی» یا «بهبود کارکرد عملی» مفید است، نمی‌شود.

ماده (۲۰)

  1. طرح صنعتی قابل ثبت است اگر برای عموم افشاء نشده باشد.
  2. طرح صنعتی «جدید» است اگر به‌طور محسوس با طرح‌هایی که پیش‌تر از طریق انتشارِ مکتوب، استفاده یا هر روش دیگر در هر جای جهان افشاء شده‌اند، تفاوت داشته باشد—قبل از تاریخ تودیع یا (در صورت اقتضا) تاریخ اولویت.
  3. احکام مواد (۳) و (۷) دربارهٔ طرح‌های صنعتیِ قابل ثبت جاری است؛ با این تفاوت که مهلتِ مادهٔ (۷) «شش ماه» است و تودیعِ درخواست در سلطنت پیش از انقضای این مهلت، به‌سبب اعمال رخ‌داده در فاصلهٔ میانین (خصوصاً تودیعِ دیگر یا عرضهٔ نسخه‌ها برای فروش)، قابل ابطال نیست، زیرا این اعمال برای غیر حق ایجاد نمی‌کند.
  4. طرحِ صنعتی «مغایر با نظم عمومی یا اخلاق» قابل ثبت نیست.

ماده (۲۱)
احکام مادهٔ (۴) دربارهٔ حقِ ثبت و «ذکر نامِ مبتکر» بر طرح‌های صنعتی—با تعدیلات لازم—اعمال می‌شود.

ماده (۲۲)

  1. درخواستِ ثبتِ طرح صنعتی نزد ثبت‌کننده تسلیم می‌شود و شامل: دادخواست، نقشه/عکس/بیانِ تصویریِ کافی برای توصیف کالایی که طرحِ صنعتی را مجسم می‌کند، و اشاره به نوع محصولاتی که طرح برای آن‌ها به‌کار می‌رود. اگر طرح دو‌بُعدی است، می‌توان نمونهٔ کالا را نیز پیوست کرد. پرداختِ هزینهٔ مقرر الزامی است.
  2. اگر متقاضی، غیر از «مبتکر» باشد، باید دادخواست حاوی مستندی برای توجیهِ حقِ او در ثبت باشد.
  3. موضوع درخواست می‌تواند حداکثر ۱۰۰ طرحِ صنعتی باشد، مشروط بر اینکه به یک «ردهٔ طبقه‌بندی بین‌المللی» یا به یک گروه/ترکیب از کالاها تعلق داشته باشند.
  4. در زمان تودیع می‌توان تقاضای «تأخیرِ انتشار» تا حداکثر ۱۲ ماه از تاریخ تودیع یا تاریخِ اولویت کرد.
  5. متقاضی می‌تواند درخواست را هر زمان پیش از تصمیم نهایی پس بگیرد.

ماده (۲۳)

  1. ثبت‌کننده تاریخِ دریافت را «تاریخ تودیع» می‌داند، مشروط بر اینکه در زمان دریافت، داده‌هایی برای شناساییِ متقاضی و «بیانِ تصویریِ» کالای مجسم‌کنندهٔ طرح موجود باشد—با رعایت مادهٔ (۹/الف).
  2. اگر پس از بررسی، درخواست با قانون و آیین‌نامه منطبق باشد، ثبت‌کننده اعلان را در روزنامهٔ رسمی منتشر و اشارهٔ ثبت را منتشر و «گواهی ثبتِ طرح صنعتی» را صادر می‌کند—پس از پرداخت هزینه‌های مقرر ظرف ۹۰ روز از انتشار اعلان، به‌نحوی که هزینه‌های ثبت/انتشار/گواهی و نیز پنج سالِ نخستِ حمایت پوشش داده شود. در صورت عدم پرداختِ به‌موقع، ثبت‌کننده می‌تواند در صورت اقناع از عذرِ موجه، مهلت ۹۰روزه بدهد؛ وگرنه درخواست را ابطال می‌کند و طرح‌های صنعتیِ موضوعِ درخواستِ ابطال‌شده اعاده نمی‌شود.

الف) اگر پس از ثبت، درخواستِ «تأخیرِ انتشار» تقدیم شود، مشاهدهٔ طرح یا هر پروندهٔ مربوط ممنوع است؛ ثبت‌کننده فقط اطلاعیهٔ تأخیر و اطلاعاتِ تعیین‌کنندهٔ هویتِ مالک، تاریخ تودیع و مدتِ تأخیرِ مورد درخواست را منتشر می‌کند؛ پس از انقضای مدت، طرح منتشر می‌شود.
ب) اگر در دورهٔ تأخیر، اقدام قانونی دربارهٔ طرح ثبت‌شده طرح گردد، شخصِ طرفِ آن اقدامات از اطلاعاتِ موجود در سجل و پروندهٔ درخواست مطلع می‌شود.

ماده (۲۴)

  1. گواهیِ طرح صنعتی به مالک حق می‌دهد دیگران را که موافقتِ او را ندارند، از ساخت/فروش/وارداتِ کالاهایی که طرحی «رونوشت یا عمدتاً رونوشت» از طرحِ او دارند، برای مقاصدِ تجاری منع کند.
  2. احکام مادهٔ (۱۱) دربارهٔ طرح‌های صنعتی ثبت‌شده—با تعدیلات لازم—اعمال می‌شود.
  3. مالکِ طرحِ ثبت‌شده حق مراجعه به دادگاه علیه هرکس که بدون رضایتِ او اعمالِ بند (۱) را انجام دهد یا اقداماتی کند که احتمال آن بهره‌برداری را ایجاد کند، دارد.
  4. مدتِ ثبتِ طرح صنعتی پنج سال از تاریخ تودیع است و به درخواستِ مالک برای دو دورهٔ متوالیِ پنج‌ساله با پرداختِ هزینهٔ مقرر قابل تمدید است؛ پرداخت‌های معوق باید ظرف مهلتِ ارفاقی شش‌ماهه انجام شود، وگرنه ثبت ساقط و اعاده نمی‌شود.

ماده (۲۵)
احکام مادهٔ (۱۳) دربارهٔ «مجوزهای اجباری» در طرح‌های صنعتی—با تعدیلات لازم—جاری است.

ماده (۲۶)
احکام مادهٔ (۱۴) دربارهٔ «ابطالِ ثبتِ طرح‌های صنعتی»—با تعدیلات لازم—جاری است.


فصل چهارم — «رسوم و نقشه‌های تخطیطی (طبوگرافی) مدارهای یکپارچه»

ماده (۲۷)

  1. مالک حق می‌تواند برای ثبتِ «طرح‌های تخطیطیِ مدارهای یکپارچه» درخواست دهد اگر «اصیل» باشند و بیش از دو سال در هیچ کجای جهان به‌صورت تجاری بهره‌برداری نشده باشند.
  2. طرحِ تخطیطی «اصیل» است اگر نتیجهٔ کوششِ فکریِ مبتکر باشد و در زمان ابتکار، در میانِ مبتکرانِ طرح‌های تخطیطی و سازندگانِ مدارهای یکپارچه «آشنا/معهود» نباشد.
  3. طرحی که فقط از عناصر و اتصالاتِ «آشنا» تشکیل شده، حمایت نمی‌شود مگر آنکه «کلِ مجموعه» طبق بند پیشین اصیل باشد.

ماده (۲۸)

  1. حقِ حمایت از طرح تخطیطی برای مبتکر محفوظ است و قابلِ واگذاری/انتقال به قائم‌مقام می‌باشد؛ اگر چند نفر مشترکاً طرح را ابتکار کرده‌اند، حق به‌طور مشترک برای آنان است.
  2. احکام مادهٔ (۴) دربارهٔ حمایت از طرح‌های تخطیطی—با تعدیلات لازم—اعمال می‌شود.

ماده (۲۹)

  1. حمایتِ مقرر در این قانون دربارهٔ طرحِ تخطیطی اعمال می‌شود، چه مدارِ یکپارچه‌ای که طرح در آن ادغام می‌شود خود در کالایی ادغام شده باشد یا نه—با رعایت بند (۲). اثر این حمایت شاملِ اعمالِ زیر است اگر بدون اجازهٔ مالک انجام شود:
    الف) تکثیرِ کامل یا جزئیِ طرحِ تخطیطیِ مورد حمایت—چه با ادغام در مدار یکپارچه، چه به روش دیگر—جز تکثیرِ بخشی که شرطِ اصالتِ مادهٔ (۲۷) را برآورده نمی‌کند.
    ب) واردات/فروش/توزیعِ طرحِ تخطیطیِ مورد حمایت یا مدارِ یکپارچهٔ حاویِ آن یا کالایی که مدار در آن ادغام شده، برای مقاصدِ تجاری، اگر کالا حاوی طرح تخطیطیِ «به‌طور غیرمشروع تکثیرشده» باشد.
  2. اثرِ حمایت تسری نمی‌یابد به:
    الف) تکثیرِ طرحِ مورد حمایت برای مقاصد «خصوصی»، «ارزیابی»، «تحلیل»، «پژوهش»، یا «آموزش»؛
    ب) ادغامِ طرح در مدار یکپارچه اگر طرحِ «جدید» بر پایهٔ همان تحلیل/ارزیابی ابتکار شده باشد؛
    ج) انجامِ اعمالِ بند (۱/ب) اگر در سلطنت توسط مالک یا با رضایت او انجام شود؛
    د) انجامِ اعمالِ بند (۱/ب) به‌صورت «غیرمشروع» توسط شخصی که نمی‌دانسته و دلیلی معقول هم برای دانستن نداشته که طرح به‌طور غیرمشروع تکثیر شده و در کالا ادغام شده است؛ چنین شخصی پس از آگاهی از غیرمشروع‌بودن، فقط نسبت به «مقدار موجود/موردنیاز پیشین» می‌تواند ادامه دهد، مشروط به پرداختِ «غرامتِ عادلانه» توافقی به مالک؛
    هـ) انجام هر یک از اعمالِ بندهای (۱) و (۲) اگر مربوط به طرحِ تخطیطیِ «مماثلِ» طرحِ اصلی باشد که به‌طور «مستقل» توسط طرفِ ثالث ابتکار شده است

ماده (۳۰)

  1. بدون prejudicing (اخلال) به احکام مادهٔ پیشین، وزیر می‌تواند به اقتضای وظیفهٔ خود یا بنا به درخواستِ هر ذی‌نفع، اعلام «سقوطِ حق» در طرحِ تخطیطی را صادر کند و به دیگران «مجوز» دهد که مدارِ یکپارچهٔ ثبت‌شده یا کالای ادغام‌کنندهٔ آن (محصول) را از قلمروی دیگر وارد و تملک کنند، اگر این محصول در سلطنت موجود نباشد یا با معیارهای کیفیت پایین، یا با مقدارِ ناکافی برای اشباع بازار داخلی، یا با قیمت‌های تعسفی عرضه شود، یا به هر دلیل دیگر مرتبط با مصلحت عمومی؛ مشروط بر اینکه:
    أ) محصول در کانال‌های تجارتِ قلمروی مبدأ توسط مالک گواهیِ طرح تخطیطی یا با رضایت او عرضه شده باشد.
    ب) طرحِ تخطیطی در قلمرویی که محصول از آن وارد می‌شود مورد حمایت باشد و به همان شخصی تعلق داشته باشد که گواهیِ طرحِ تخطیطی را در سلطنت داراست.
  2. وزیر می‌تواند به اقتضای وظیفهٔ خود یا بنا به درخواستِ مالکِ حق، مجوزِ یادشده در بندِ پیشین را در دو حالت لغو کند:
    أ) اگر واردکننده از تحقق هدفی که تصمیم وزیر بر سقوطِ حقوقِ مالکِ حق مبتنی بر آن بوده، ناتوان بماند.
    ب) اگر اوضاعی که به تصمیم وزیر بر سقوطِ حقوق انجامید زایل شود—با رعایتِ منافعِ مشروعِ واردکننده، از جمله حقِ او به دادوستدِ محصولاتی که نزد او در انبار باقی مانده است.

ماده (۳۱)

حمایت از طرحِ تخطیطی به موجب این قانون از این زمان‌ها آغاز می‌شود:

  1. از تاریخ نخستین بهره‌برداری تجاری در هر جای جهان، نسبت به طرحِ تخطیطی با آگاهیِ مالک حق یا با رضایتِ او، مشروط بر اینکه مالک حق ظرفِ مهلتِ مقرر در ماده (۲۷) این قانون، درخواستی برای حمایت نزد دفتر ثبت‌کننده تودیع کند.
  2. از تاریخِ تودیعِ معتبرِ درخواستِ ثبتِ طرحِ تخطیطی که توسط مالکِ حق ارائه شده است، اگر طرحِ تخطیطی پیشتر در هیچ جای جهان تجارياً بهره‌برداری نشده باشد.

مدتِ حمایت از طرحِ تخطیطی به موجب این قانون با انقضای ده (۱۰) سال از تاریخِ آغازِ حمایت پایان می‌یابد.


ماده (۳۲)

  1. درخواست‌های ثبتِ طرح‌های تخطیطی باید کتبی نزد ثبت‌کننده تقدیم شود و برای هر طرحِ تخطیطی، درخواستِ جداگانه لازم است. درخواست باید شامل موارد زیر باشد:
    أ) فرمِ ثبتِ طرحِ تخطیطی همراه با شرح تفصیلی و خلاصهٔ آن طرح.
    ب) نام، نشانی، تابعیت و—در صورت تفاوت—محل اقامتِ معمولِ متقاضی.
    ج) وکالت‌نامهٔ رسمی در صورت تعیینِ وکیل توسط مالکِ حق برای تودیعِ درخواست (اگر وجود داشته باشد)، و نسخه‌ای از طرحِ تخطیطی و اطلاعاتی که «کارکردِ الکترونیکی» آن طرح را تعیین می‌کند؛ و می‌توان برخی اوصافِ مربوط به «روشِ ساختِ مدارِ یکپارچه» را ذکر نکرد، اگر بخش‌های ارائه‌شده برای «شناساندنِ» طرحِ تخطیطی کفایت کند.
    د) بیانِ تاریخِ نخستین بهره‌برداری تجاریِ طرح در هر کجای جهان—یا نبودِ آن.
    هـ) داده‌هایی که «حقِ حمایت» را طبق ماده (۲۹) این قانون اثبات کند.
  2. اگر درخواست واجدِ داده‌های مذکور نباشد، ثبت‌کننده متقاضی را آگاه می‌کند تا ظرف شصت (۶۰) روز از تاریخِ اخطار، آن را تکمیل کند. اگر طی این مهلت تکمیل شد، «تاریخ دریافتِ درخواست» تاریخِ تودیع محسوب می‌شود، مشروط بر اینکه هنگام دریافت، درخواست حاویِ دلالتِ صریح یا ضمنی بر «درخواستِ ثبتِ طرحِ تخطیطی»، دلالت‌های اثبات‌کنندهٔ هویتِ متقاضی و نسخه‌ای از طرح بوده باشد؛ در غیر این صورت، «تاریخ دریافتِ تصحیح» تاریخِ تودیع است—با اخطار به متقاضی. اگر تصحیح در مهلت انجام نشود، درخواست «کأنْ لَمْ یَکُن» است.
  3. هر درخواستِ ثبتِ طرحِ تخطیطی مستلزم پرداختِ «هزینهٔ مقرر» در زمانِ تقدیم است؛ اگر ظرف شصت (۶۰) روز از تاریخ اخطارِ ثبت‌کننده پرداخت نشود، درخواست «کأنْ لَمْ یَکُن» تلقی می‌شود.

ماده (۳۳)

  1. اگر درخواست با شرایط مقرر در این قانون منطبق باشد، ثبت‌کننده «بدون بررسیِ اصالتِ طرحِ تخطیطی یا استحقاقِ متقاضی برای حمایت یا صحتِ وقایعِ مندرج در درخواست»، داده‌های طرحِ تخطیطی را در «ثبتِ طرح‌های تخطیطی» درج می‌کند.
  2. هر شخص می‌تواند با پرداخت هزینهٔ مقرر، به «ثبتِ طرح‌های تخطیطی» دسترسی و از آن رونوشت دریافت کند.
  3. ثبتِ طرحِ تخطیطی پس از پرداختِ هزینهٔ مقرر در روزنامهٔ رسمی منتشر می‌شود.

ماده (۳۴)

احکامِ مادهٔ (۱۳) این قانون در خصوص «مجوزهای اجباری» برای طرح‌های تخطیطی—با انجامِ تعدیلات لازم—اعمال می‌شود.


ماده (۳۵)

احکامِ مادهٔ (۱۴) این قانون دربارهٔ «ابطالِ ثبتِ طرح‌های تخطیطی»—با انجامِ تعدیلات لازم—اعمال می‌گردد.


باب دوم — علائم تجاری

فصل اول — علائم خدمات، علائم جمعی، علائم تصدیق (اعتماد) و نام‌های تجاری

ماده (۳۶)

  1. حقِ انحصاریِ علامت از طریق «ثبت» طبق این قانون کسب می‌شود.
  2. موارد زیر «علامت تجاری» محسوب نمی‌شوند و به این عنوان ثبت نمی‌گردند:
    أ) علائمی که قادر به «تمییزِ» کالاها یا خدماتِ یک بنگاه از بنگاه‌های دیگر نیستند؛ و «بو» یا «مزه» یا سایر خصائصِ مادیِ ناشی از ترکیبِ مألوفِ آن کالاها نیز قادر به تمییز نیستند.
    ب) علائمی که مخالف «نظم عمومی» یا «اخلاق حسنه»‌اند—با این ملاحظه که «ماهیتِ» کالا یا خدمات مانع ثبتِ علامت محسوب نمی‌شود.
    ج) علائمی که ممکن است «عموم یا محافل تجاری» را گمراه کنند، به‌ویژه دربارهٔ «مبدأ جغرافیایی» کالاها یا خدمات؛ یا حاویِ «بیاناتِ کاذب» دربارهٔ منبع یا سایر اوصاف و خصائصِ محصول باشند؛ همچنین علائمی که شامل «نامِ تجاریِ موهوم» هستند.
    د) علائمی که مطابقِ «نشانِ افتخار»، «پرچم»، «نشانِ دیگر»، «اسم»، «مخفف»، «حروفِ اولِ نام»، «علامت رسمی»، یا «مُهرِ موردِ تأیید» هر دولت یا سازمانِ بین‌الدولی یا هر سازمانِ ایجادشده به‌موجبِ موافقت‌نامهٔ بین‌المللی باشد یا تقلیدِ آن‌ها یا مشتمل بر آن‌ها به‌عنوانِ عناصرِ خود باشد—مگر با اجازهٔ مقاماتِ صلاحیت‌دار آن دولت یا سازمان.
    هـ) اگر علامتْ «مطابق» یا «مشابه تا حدِّ ایجادِ اشتباه» یا «ترجمهٔ» علامت یا نامِ تجاری «مشهور» در سلطنت برای کالا/خدماتِ همانند یا مشابهِ بنگاهِ دیگر باشد؛ یا اگر علامتی «مشهور و ثبت‌شده» در سلطنت برای کالا/خدماتی غیرهمانند باشد، مشروط بر اینکه استفادهٔ آن علامت بر روی آن کالا/خدمات (در حالت دوم) «القایِ ارتباط» با مالکِ علامتِ مشهور کند و چنین استفاده‌ای به «منافعِ» مالکِ علامتِ مشهور «ضرر» برساند.
    و) اگر علامتْ مطابقِ علامتِ مالکِ دیگری باشد که قبلاً در «ثبت» وارد شده، یا نسبت به کالاها/خدماتِ همان یا مرتبط، «درخواستِ مقدم‌تری» از حیث تاریخ تودیع یا اولویت وجود داشته باشد؛ یا اگر مشابهت تا حدِّ گمراهی و اشتباه ایجاد کند.
    ز) اگر درخواست «با سوءنیت» و برای «اضرار» به علامتِ ثبت‌شده ارائه شده باشد.
  3. به استثنای بند (۲/أ)، ثبت‌کننده یا دادگاه می‌توانند احراز کنند که علامت از طریق «استعمالِ مستمر»، «معنای ثانویه/تمایز ثانویه» کسب کرده است؛ در این صورت علامت قابلِ ثبت می‌شود.
  4. ثبت‌کننده یا دادگاه می‌توانند در صورتِ «استعمالِ هم‌زمان» یا شرایطِ خاص، اجازهٔ ثبتِ علائم «مطابق» یا «نزدیک به مشابه» را برای همان کالا/خدمات توسط بیش از یک مالک بدهند—با قیود و شرایطِ مناسب هر مورد.
  5. اگر دو یا چند نفر همزمان برای ثبتِ علائم «یکسان یا مشابه» نسبت به کالا/خدمات مرتبط درخواست دهند، ثبت‌کننده می‌تواند ثبتِ هر علامت را تا زمانِ تصمیمِ دادگاه «رد» کند.
  6. واژه‌ها/عباراتِ «شایعِ استعمال» نزد عموم، و واژه‌ها/عباراتِ «فنیِ» خاصِ حوزهٔ کالا/خدمات، توانِ تمییز ندارند طبق بند (۲/أ)—با این ملاحظه که مقررات قانونی/تنظیمی که استعمالِ تعبیرِ مألوفِ زبانِ عمومی به‌عنوان «اسمِ عام» کالا/خدمت را مجاز می‌کند، به استفاده یا کاراییِ علائم تجاریِ مربوط لطمه نمی‌زند.
  7. علامت «مشهور» است اگر در حوزهٔ مربوط به کالا/خدمات شناخته شده باشد یا بر اثرِ تبلیغ و ترویج.
  8. اگر علامتِ مماثل برای کالا/خدماتِ مماثل «استفاده» شود، «لبس/اشتباه» به‌موجب بند (۲/و) محقق می‌شود.
  9. «مستخدمِ نخستِ» علامتِ ثبت‌نشده یا بدونِ درخواستِ ثبت، می‌تواند به درخواستِ ثبتِ علامتِ مماثل/مشابه توسط دیگری برای کالا/خدماتِ مماثل/مشابه «اعتراض» کند، مشروط بر:
    أ) اثباتِ استعمالِ با حسن نیتِ علامت حداقل شش (۶) ماه پیش از تاریخِ تودیع یا تاریخِ اولویت؛
    ب) اثباتِ کسبِ مشتریان و منسوب‌بودنِ بخشی از «شهرتِ» علامت به آن مشتریان؛
    ج) تودیعِ درخواستِ ثبتِ علامت پیش از اعتراض نزد ثبت‌کننده.
  10. ثبتِ علامتِ مشابه/مماثل توسط غیر، برای کالا/خدماتِ مشابه/مماثل، در صورت «حذف» یا «ترکِ» علامت توسط مالک، پس از گذشتِ سه (۳) سال از تاریخِ انتشارِ الغای علامت در روزنامهٔ رسمی پذیرفته می‌شود؛ این بند شامل مرخص‌لهٔ علامتی که مجوز داده و سپس ترک شده، نمی‌گردد.
  11. صرفِ «ظهور در همان ردهٔ طبقه‌بندی نیس» در ثبت یا انتشار، دلیلِ مشابه‌بودنِ کالا/خدمات نیست؛ و صرفِ «ظهور در رده‌های متفاوتِ نیس» دلیلِ «تفاوت» آن‌ها محسوب نمی‌شود.

ماده (۳۷)

  1. أ) درخواستِ ثبتِ علامت نزد ثبت‌کننده طبق شرایطِ آیین‌نامهٔ اجرایی تقدیم می‌شود و باید «نمودار/شمای» علامت و «فهرستِ کالا/خدماتِ» موردِ تقاضا را در رده/رده‌های طبقه‌بندی بین‌المللی، پس از پرداختِ هزینهٔ مقرر، دربرگیرد.
    ب) اگر علامت شامل «ویژگیِ متمایزی» باشد که «بصری قابل‌ادراک» نیست، باید با «بیانیهٔ مفصل و روشن» همراه شود.
    ج) اگر متقاضی بخواهد «رنگ» را به‌عنوان «عنصرِ ممیّز» مطالبه کند، باید بیانیه‌ای مشتمل بر نامِ رنگ(ها)، اوصاف آن‌ها و بخش‌های اصلیِ علامت که به آن رنگ است ارائه دهد.
    د) اگر علامتِ موردِ درخواست «سه‌بُعدی» است، متقاضی باید این موضوع را تصریح کند.
  2. أ) متقاضی می‌تواند «اولویتِ» درخواستِ ملی/منطقه‌ای/بین‌المللیِ پیشینِ خود یا سلفش را مطالبه کند؛ ثبت‌کننده می‌تواند نسخهٔ مصدَّقِ آن درخواست را ظرف شش (۶) ماه مطالبه نماید؛ در صورت عدمِ استیفای شرایط، مطالبهٔ اولویت بی‌اثر است.
    ب) مدتِ اولویتِ مذکور شش (۶) ماه از تاریخِ تودیعِ نخستین است.
  3. متقاضی می‌تواند هر زمان «درخواست را پس بگیرد» یا «کالا/خدمات» مندرج را «کاهش» دهد.

ماده (۳۸)

  1. أ) ثبت‌کننده هرگاه درخواستْ واجدِ شرایط باشد، آن را بررسی می‌کند.
    ب) ثبت‌کننده علامت را از حیث «قابلیتِ ثبت» طبق قانون می‌آزماید.
  2. أ) اگر درخواست همهٔ شرایطِ قانونی را دارا بود، ثبت‌کننده «درخواست» را به «شکلِ پذیرفته‌شده»—پس از پرداخت هزینه—منتشر می‌کند.
    ب) هر ذی‌نفعی می‌تواند ظرف نود (۹۰) روز از تاریخِ انتشار در روزنامهٔ رسمی، با پرداخت هزینهٔ مقرر، «اعتراضِ کتبی» نزد ثبت‌کننده تقدیم کند.
    ج) متقاضی می‌تواند ظرف نود (۹۰) روز از تاریخِ دریافت اخطار، «پاسخِ مکتوب» مشتمل بر مبانی و دفاعیاتِ تأییدکنندهٔ پذیرشِ درخواست تقدیم کند.
    د) ثبت‌کننده نسخه‌ای از پاسخِ متقاضی را به «معترض» ابلاغ می‌کند و پس از استماعِ طرفین—در صورت تمایلِ هر یک—در خصوصِ اعتراض «قبول یا رد» تصمیم می‌گیرد.
  3. أ) اگر ثبت‌کننده تشخیص دهد درخواست «مستوفی شرایط» است و اعتراضی نشده، یا اعتراض به‌نفعِ متقاضی فصل شد، ثبتِ علامت را انجام، آن را «منتشر» و «گواهی ثبت» برای متقاضی صادر می‌کند.
    ب) ثبت‌کننده می‌تواند درخواست را در صورت «عدمِ استیفای شرایط» رد و متقاضی را با ذکرِ دلایل آگاه کند. متقاضی می‌تواند ظرف شصت (۶۰) روز از دریافتِ اخطار، از «تصمیمِ رد» شکایت کند؛ همچنین می‌تواند مستقیماً نزد «دادگاهِ صالح» از تصمیمِ ردِ ثبت، بدون لزومِ تظلّمِ مقدماتی، تجدیدنظر بخواهد.
  4. أ) «کشورِ مبدأ» کشوری است که عضوِ «اتحادیهٔ پاریس» یا «سازمان تجارت جهانی» است یا با سلطنت رابطهٔ عملِ بالمثل دارد و متقاضی در آن دارای بنگاهِ صنعتی/تجاریِ واقعی و مؤثر است؛ یا کشوری که محلِ اقامتِ معمولِ اوست؛ یا کشورِ تابعیتِ او اگر اقامتِ معمول در کشورِ مبدأ نداشته باشد.
    ب) هر علامتی که طبق قانون در قلمروِ «کشورِ مبدأ» عضوِ اتحادیهٔ پاریس/سازمان تجارت جهانی/یا دارای رابطهٔ بالمثل ثبت شده، در سلطنت پذیرفته و حمایت می‌شود؛ ثبت‌کننده می‌تواند پیش از ثبتِ نهایی، «گواهیِ ثبت» در کشورِ مبدأ را—بدون نیاز به تصدیق—مطالبه کند.
    ج) رد یا لغوِ ثبتِ علائمِ مذکور فقط در مواردِ زیر ممکن است:
    1. نقضِ حقوقِ مکتسبهٔ غیر در سلطنت؛
    2. فقدانِ هرگونه «صفتِ تمایزبخش» یا تشکیل‌شدن صرفاً از بیاناتی که نامِ عرفیِ کالا/خدمت یا رسومِ مألوف و تصاویرِ عادیِ آن‌ها هستند؛
    3. مخالفت با نظم عمومی یا اخلاق یا گمراه‌کردنِ عموم.
      د) احکام «باب سوم (حمایت از رقابتِ غیرمنصفانه)» بر بند (۴/ج) اعمال می‌شود.
      هـ) در تعیینِ قابلیتِ حمایت، همهٔ اوضاعِ واقعی—به‌ویژه «طولِ مدتِ استعمال»—ملحوظ می‌شود.
      و) ثبت‌کننده صرفاً به سبب اختلاف در برخی عناصر که «صفتِ ممیّزه» را تغییر نمی‌دهد یا به «هویتِ» علامتِ ثبت‌شده در کشورِ مبدأ خللی نمی‌رساند، نباید ثبتِ علامتِ تجاری را رد کند.
      ز) اگر علامت در کشورِ مبدأ ثبت نشده باشد، هیچ‌کس نمی‌تواند از احکامِ این ماده بهره‌مند شود.
      ح) اولویتِ درخواست نسبت به درخواست‌های ثبتِ واصل‌شده در مدتِ شش (۶) ماه «محفوظ» می‌ماند، حتی اگر ثبت در کشورِ مبدأ پس از انقضای این مدت انجام شده باشد.

ماده (۳۹)

  1. مالکِ علامتِ ثبت‌شده حق دارد دیگران را از استفادهٔ «بدونِ رضایت» از علائمِ مماثل یا مشابه—از جمله نام‌های تجاری و نشان‌های جغرافیایی—برای کالا/خدماتِ مرتبط با آنچه علامت برایشان ثبت شده، منع کند، اگر احتمالِ «لبس» وجود داشته باشد—بدون اخلال به سایر احکام قانون.
  2. مالکِ علامتِ ثبت‌شده حق دارد—طبق «باب چهارم»—علیه هرکس که بدون رضایت او از علامت استفاده کند یا اقداماتی کند که احتمالِ تعدی را ایجاد کند، دعوای قضایی اقامه نماید.
  3. حقوقِ ناشی از ثبتِ علامت به اعمالِ مربوط به کالا/خدماتِ حاملِ علامتِ ثبت‌شده که «قبلاً» توسط مالکِ ثبت یا با رضایت او در بازارِ سلطنت عرضه شده و موجبِ «سقوطِ» آن حقوق شده است، تسری نمی‌یابد.

ماده (۴۰)

  1. بدون اخلال به بند (۳) مادهٔ پیشین، وزیر می‌تواند به اقتضای وظیفهٔ خود یا بنا به درخواستِ ذی‌نفع، «سقوطِ حقوقِ علامتِ تجاری» را اعلام و به دیگران «مجوز» دهد که محصولِ حاملِ علامتِ ثبت‌شده/محفوظ را از قلمروی دیگر وارد کنند، اگر محصول موجود نباشد، یا با کیفیتِ پایین، یا با مقدارِ ناکافی، یا با قیمت‌های تعسفی عرضه شود، یا به هر دلیل مرتبط با «مصلحتِ عمومی»؛ مشروط بر اینکه:
    أ) محصول در «کانال‌های تجاریِ» قلمروی مبدأ توسط مالکِ علامتِ تجاری یا با رضایتِ او عرضه شده باشد؛
    ب) «علامتِ تجاریِ مشابه/مماثل» در قلمروی مبدأ «ثبت/محفوظ» و به نام همان شخصِ دارندهٔ علامتِ ثبت‌شده/محفوظ در سلطنت یا شخصِ تحتِ کنترلِ او باشد.
  2. وزیر می‌تواند به اقتضای وظیفهٔ خود یا بنا به درخواستِ مالکِ حق، مجوزِ یادشده را در دو حالت لغو کند:
    أ) اگر واردکننده در تحقق هدفی که تصمیمِ وزیر بر «سقوطِ حقوقِ علامت» مبتنی بر آن بوده، قصور ورزد؛
    ب) اگر اوضاعِ موجدِ تصمیمِ سقوط زایل گردد—با رعایت منافعِ مشروعِ واردکننده از جمله حقِ معامله در محصولاتِ انبارشده.
  3. حکمِ مادهٔ (۳۹/۱) دربارهٔ «استفادهٔ رسانه‌ای» طرفِ ثالث از علامتِ ثبت‌شده—for example ترویجِ فروش یا فعالیت‌های تبلیغی مشابه—جاری نیست، مشروط بر اینکه چنین استفاده‌ای «گمراه‌کننده» نباشد یا «رقابتِ نامشروع» با علامتِ ثبت‌شده ایجاد نکند.
  4. وزیرِ بهداشت می‌تواند تدابیری اتخاذ کند که «استفاده از علائم تجاری» را برای تسهیلِ «نسخه‌نویسی/توصیفِ محصولاتِ داروییِ ژنریک و تجهیزاتِ پزشکی» و دسترسی به آن‌ها کاهش دهد، یا برای «کاهشِ مصرفِ عمومیِ کالاهای مضرّ به سلامت»—مشروط بر اینکه این تدابیر بر «استفاده یا کاراییِ» علائم تجاری برای تمییزِ کالا از کالاهای بنگاه‌های دیگر اثر نگذارد.

ماده (۴۱)

مدتِ حمایتِ مترتب بر ثبتِ علامت ده (۱۰) سال از تاریخِ تودیعِ درخواستِ ثبت است و به درخواستِ مالک، برای دوره‌های مشابه قابلِ تمدید می‌باشد—پس از پرداختِ هزینهٔ مقرر. به مالک، مهلتِ ارفاقیِ حداکثر شش (۶) ماه برای پرداختِ «هزینهٔ تمدید» به‌علاوهٔ «جریمهٔ تأخیر» داده می‌شود؛ در غیر این صورت علامتِ ثبت‌شده «منقضی» و اعاده نمی‌شود.

ماده (۴۲)

  1. أ) هر ذی‌نفعی می‌تواند ظرف پنج (۵) سال از تاریخِ صدورِ گواهی ثبت—یا هر زمان اگر ثبت با سوءنیت یا برای اضرار به علامتِ ثبت‌شده انجام شده باشد—از دادگاه «ابطالِ ثبتِ علامت تجاری» را بخواهد.
    ب) اگر دادگاه احراز کند ثبت «بر خلافِ» این قانون بوده، به «ابطال» حکم می‌دهد؛ و ثبت‌کننده باید ابطال را «ثبت» و «در روزنامهٔ رسمی» اعلان کند.
  2. هر ذی‌نفعی می‌تواند از ثبت‌کننده «حذف» علامت را نسبت به همان کالا/خدماتِ ثبت‌شده درخواست کند، بر این اساس که «تا یک ماه پیش از تاریخِ تودیعِ درخواستِ حذف»، علامت توسط مالک/مرخص‌له، «برای مدت بیش از سه (۳) سالِ متوالی» «استعمال» نشده است. حذف انجام نمی‌شود اگر برای ثبت‌کننده ثابت شود «اوضاعِ خاصِ خارج از ارادهٔ مالک/مرخص‌له» مانعِ استعمال در مدتِ مذکور بوده و مالک «قصدِ عدم استعمال یا ترکِ» علامت را در خصوص آن کالا/خدمات ندارد.

ماده (۴۳)

  1. احکامِ این قانون بر «علائم جمعی» جاری است؛ و شرط نیست متقاضیِ ثبتِ علامتِ جمعی مالکِ بنگاهِ صنعتی/تجاری در یکی از کشورهای عضوِ اتحادیهٔ پاریس یا سازمان تجارت جهانی باشد.
  2. باید «ماهیتِ جمعی» علامت در درخواست تصریح و نسخه‌ای از «قواعدِ» (در صورت وجود) ناظر بر استفاده از علامتِ جمعی ضمیمه شود؛ هرگونه «تغییر» در این قواعد باید به ثبت‌کننده اعلام گردد.

ماده (۴۴)

  1. احکامِ این قانون بر «علائمِ اعتماد (استاندارد/تصدیق)» جاری است. باید «ماهیتِ علامتِ اعتماد» در درخواست تصریح و نسخهٔ «قواعدِ استفاده» پیوست شود؛ این احکام بر همهٔ علائمِ اعتماد—including علائمِ متعلق به نهادهای دولتی—اعمال می‌شوند.
  2. «استفاده از علامتِ اعتماد» صرفاً بر کالا/خدماتی که درخصوص آن‌ها صادر شده، مجاز است.
  3. ثبت‌کننده، دادستان، هر ذی‌نفع، رقبای مالک، تولیدکنندگانِ کالا/خدماتِ موردِ اعتماد، و اتحادیه‌ها/سازمان‌هایی که به‌طور قانونی نمایندهٔ مصرف‌کنندگانِ ذی‌نفع هستند، می‌توانند از دادگاه «ابطالِ علائمِ اعتماد» را بخواهند؛ دادگاه در صورتِ اثباتِ استفادهٔ مالک یا اجازهٔ استفادهٔ مغایرِ با قانون، یا استفاده‌ای که محافلِ تجاری یا عموم را دربارهٔ مبدأ یا خصائصِ خاصِ کالا/خدمات «گمراه» کند، حکم به ابطال ثبت می‌دهد.

ماده (۴۵)

  1. «قراردادِ مجوزِ علامت» باید حقِ «کنترلِ کیفیتِ» کالا/خدماتِ استفاده‌کنندهٔ علامت توسط مالکِ علامتِ مرخص‌دهنده را پیش‌بینی کند؛ در صورتِ فقدانِ چنین شرطی یا عدمِ اجرای مؤثرِ کنترل، قرارداد «نافذ» نیست؛ در این حالت، دادگاه می‌تواند حکم دهد که «مالکِ علامت» آن را «ترک» کرده است؛ ترک از «تاریخِ لازم‌الاجرا شدنِ قراردادِ مجوز» مؤثر است و ثبت و در روزنامهٔ رسمی اعلان می‌شود.
  2. ثبتِ «علامتِ جمعی» یا «درخواستِ ثبتِ آن» نمی‌تواند موضوعِ «قراردادِ مجوزِ علامتِ اعتماد» باشد.
  3. مالکِ علامتِ ثبت‌شده «حقِ انتقالِ» آن را «بدون انتقالِ کسب‌وکارِ تجاریِ» مربوط دارد؛ این حکم دربارهٔ علائمِ اعتماد جاری نیست.

ماده (۴۶)

هر شخصی که «شرایط و معیارهای فنیِ» ثبتِ علامتِ اعتماد را احراز کرده باشد، حق دارد «به همان شرایط و معیارها» از آن استفاده کند.


ماده (۴۷)

  1. استفاده از «نام یا لقبِ متمایز» به‌عنوانِ «نامِ تجاری» مجاز نیست اگر ذاتاً یا در استعمال، با «نظم عمومی» یا «اخلاق» تعارض داشته باشد یا محافلِ تجاری یا عموم را دربارهٔ «ماهیتِ بنگاهی» که آن نام هویت‌اش را مشخص می‌کند، «گمراه» سازد.
  2. أ) نام‌های تجاری—even بدون ثبت—از هرگونه تعدّی «محافظت» می‌شوند.
    ب) استفادهٔ غیرقانونی از «حقِ نامِ تجاری» یا «علامت تجاری» یا «علامت جمعی» توسط دیگری که «احتمال گمراهیِ» عموم را ایجاد کند، «عملِ غیرقانونی» محسوب می‌شود.

فصل دوم — نشان‌های جغرافیایی

ماده (۴۸)

برای مقاصد این فصل، واژهٔ «کالا» شامل هر محصولِ طبیعی یا کشاورزی یا هر محصولِ «دستی/صنعتی» است؛ و واژهٔ «تولیدکننده» شامل شخصی است که محصولاتِ کشاورزی/طبیعی را تولید یا بهره‌برداری می‌کند یا محصولاتِ دستی/صنعتی می‌سازد یا به آن‌ها تجارت می‌کند.


ماده (۴۹)

  1. حمایت در برابر نشان‌های جغرافیایی‌ای فراهم می‌شود که—هرچند در خصوص قلمرو/منطقه/مکانِ منشأ کالا از حیث لفظی «صحیح» باشند—به‌طور کاذب به عموم القا می‌کنند که کالا «در قلمرو دیگری» منشأ دارد.
  2. حمایت در برابر نشان‌های جغرافیایی‌ای فراهم می‌شود که «مطابق یا مماثلِ» یک علامتِ تجاری باشند و استفادهٔ آن‌ها «لبس/اشتباه یا گمراهیِ» عموم را به‌واسطهٔ «پیوند دادنِ نشانِ جغرافیایی با مالکِ علامتِ تجاریِ مرتبط» ایجاد کند، به‌گونه‌ای که استفادهٔ نشان، «بهره‌برداریِ ناعادلانه» از شهرتِ علامتِ تجاری محسوب شود.

ماده (۵۰)

در خصوص «نشان‌های جغرافیاییِ هم‌نامِ ثبت‌شده» برای کالاهای مشابه، با رعایت مادهٔ پیشین، برای هر نشان «حمایت» اعطا می‌شود؛ ثبت‌کننده در موارد «استعمالِ هم‌زمانِ مجاز» شرایطِ عملیِ تمایزِ میانِ نشان‌های هم‌نامِ ذی‌ربط را—با لحاظِ ضرورتِ «رفتارِ منصفانه با تولیدکنندگان» و «عدمِ گمراهیِ مصرف‌کنندگان»—تعیین می‌کند.


ماده (۵۱)

موارد زیر «به‌عنوانِ نشانِ جغرافیایی» مشمولِ حمایت نیستند:
أ) نشان‌هایی که با تعریفِ ماده (۱) منطبق نیستند.
ب) نشان‌هایی که با نظمِ عمومی یا اخلاق متعارض‌اند.
ج) نشان‌هایی که در «کشورِ مبدأ» حمایت نمی‌شوند یا حمایت‌شان پایان یافته یا دیگر در آن کشور «موردِ استفاده» نیستند.
د) نشان‌هایی دربارهٔ کالاهای «مطابق با لفظِ مألوفِ زبانِ عمومی به‌عنوانِ اسمِ رایجِ» آن کالاها در سلطنت.
هـ) نشان‌هایی که ممکن است «تا حدِّ زیادی با علامتِ ثبت‌شده یا در حالِ ثبتِ با حسنِ نیت» «مشابه» باشند.
و) نشان‌هایی که ممکن است «تا حدِّ زیادی» با «علامتی که در سلطنت طبق قانون ملی برای آن حقوق کسب شده» «مشابه» باشند.


ماده (۵۲)

  1. درخواستِ ثبتِ نشانِ جغرافیایی نزد ثبت‌کننده توسط اشخاصِ حقیقی/حقوقی یا هر «مرجعِ صلاحیت‌دار» که فعالیتِ تولیدی در «منطقهٔ جغرافیاییِ مشخص‌شده» نسبت به کالاهای مذکور در درخواست انجام می‌دهند، تقدیم می‌شود.
  2. ثبت‌کننده می‌تواند رأساً یا بنا به درخواستِ یکی از اشخاصِ بند (۱)، برای «کالاهایی که تولیدکنندگان‌شان به‌طور رسمی سازمان‌دهی/متحد نیستند» درخواستِ ثبتِ نشانِ جغرافیایی تودیع کند. در این حالت، آن تولیدکنندگان «حقِ درخواست یا تحصیلِ ثبتِ نشان» را ندارند. نشانِ مزبور از «حمایتِ قانونی» برخوردار است و ثبت‌کننده «قیّم/متولی» آن تا زمانی است که برای او یا دادگاه ثابت شود تولیدکنندگانِ کالاهایی که محقّ به «مالکیت و اجرای حقوقِ نشان» هستند، طبق این قانون «سازمان‌دهی/متحد» شده‌اند.
  3. حقوقِ ناشی از «ثبتِ نشان‌های جغرافیایی» به «حمایتِ نشان‌ها به‌عنوانِ علائمِ تجاری/جمعی/اعتماد» یا احکامِ «منعِ رقابتِ غیرمنصفانه» لطمه نمی‌زند.

ماده (۵۳)

  1. اگر ثبت‌کننده پس از بررسی، درخواستِ ثبتِ نشانِ جغرافیایی را پذیرفت، باید پس از پرداختِ هزینهٔ مقرر، در روزنامهٔ رسمی اعلام کند.
  2. أ) هر ذی‌نفع یا مرجع صلاحیت‌دار می‌تواند ظرف شصت (۶۰) روز از تاریخِ انتشار در روزنامهٔ رسمی، «اعتراضِ کتبی» نزد ثبت‌کننده تقدیم کند.
    ب) ثبت‌کننده «متقاضی» را از اعتراض آگاه می‌کند؛ متقاضی باید ظرف نود (۹۰) روز از تاریخِ اخطار، «پاسخِ کتبی» ارائه کند؛ در غیر این صورت «متنازل» از درخواست محسوب می‌شود.
    ج) ثبت‌کننده پس از ابلاغِ نسخهٔ پاسخ به معترض و «استماع طرفین»—در صورت تمایل—و بررسیِ اوضاعِ پرونده، تصمیم می‌گیرد که ثبتِ نشانِ جغرافیایی «موجه است یا خیر».
  3. اگر درخواست «مستوفیِ شرایط» تشخیص داده شد و در مهلتِ بند (۲/أ) اعتراضی نشد، یا اعتراض به نفعِ متقاضی فصل شد، ثبت‌کننده باید «ثبتِ نشانِ جغرافیایی» را انجام، «اعلان» و «گواهی ثبت» صادر کند.
  4. هر ذی‌نفعی می‌تواند طبق قانون از «تصمیم ثبت‌کننده به قبول یا ردِ» درخواستِ ثبتِ نشان نزد «دادگاه صالح» تجدیدنظر کند.

ماده (۵۴)

  1. تولیدکنندگانی که در «منطقهٔ جغرافیاییِ معین» فعالیت می‌کنند، می‌توانند دیگران را از استفادهٔ «علائمِ مطابق/مشابه» در تجارت برای کالا/خدماتِ «مطابق/مشابه» با آنچه نشانِ جغرافیایی برایشان ثبت شده، «منع» کنند.
  2. احکامِ مادهٔ (۳۹)—با تعدیلات لازم—بر نشان‌های جغرافیایی اعمال می‌شود.

ماده (۵۵)

  1. هر ذی‌نفع یا مرجع صلاحیت‌دار می‌تواند از دادگاه بخواهد:
    أ) «ابطالِ ثبتِ» نشانِ جغرافیایی بر اساسِ «عدمِ قابلیتِ حمایتِ ذاتی»؛
    ب) «تصحیحِ ثبتِ» نشانِ جغرافیایی بر این اساس که «منطقهٔ جغرافیاییِ» معین‌شده در ثبت با نشان مطابقت ندارد، یا «بیانِ محصولات» یا «بیانِ کیفیت/شهرت/سایر خصائصِ» خاصِ آن کالاها «ناموجود/ناکافی» است.
  2. «متقاضیِ ثبتِ نشانِ جغرافیایی» یا «درخواستِ ابطال/تصحیح» تقدیمی به دادگاه مطابق بندِ پیشین باید به «شخصِ او» اعلام شود؛ همچنین اشخاصی که به‌موجب ماده (۵۴) حقِ استفاده از نشان را دارند، از طریق انتشار در روزنامهٔ رسمی «آگاه» می‌شوند؛ آنان و هر ذی‌نفعی می‌توانند ظرف سی (۳۰) روز از تاریخِ اخطار، «وارد دعوا» شوند.

ماده (۵۶)

دادگاه می‌تواند بنا به درخواستِ ذی‌نفع حکم دهد به «رد یا ابطالِ ثبتِ» هر علامتِ تجاری که «مشتمل بر نشانِ جغرافیاییِ مربوط به کالاهایی است که در قلمروی مذکور منشأ ندارند»، اگر استفادهٔ آن نشان در علامت برای آن کالاها در سلطنت «عموم را دربارهٔ مکانِ منشأ واقعی گمراه» کند.


ماده (۵۷)

مستثنیات از احکامِ این قانون:

  1. اگر برای «علامتِ متمایز» پیش از نهم نوامبر ۲۰۰۰م در سلطنت «درخواست تقدیم یا ثبت با حسنِ نیت» شده باشد، یا حقوقی از طریق «استعمالِ با حسنِ نیت» یا «مشهور شدن» تا پیش از آن تاریخ یا پیش از «حمایتِ نشانِ جغرافیایی در کشورِ مبدأ» کسب شده باشد؛ این قانون مانعِ «قابلیتِ» چنین علامتِ متمایزی—even اگر مطابق/مشابهِ نشانِ جغرافیایی باشد—نمی‌گردد.
  2. نشانِ جغرافیاییِ هر کشوری دربارهٔ کالا/خدمات، هرگاه «مطابقِ عبارتِ مألوفِ زبان» به‌عنوانِ «اسمِ رایج» آن کالا/خدمات در سلطنت باشد؛ یا دربارهٔ نشانِ جغرافیاییِ هر کشورِ دیگر دربارهٔ محصولاتِ تاک که نشانِ مربوط «مطابقِ اسمِ رایجِ نوعی از انگور موجود در سلطنت» تا ۱ ژانویهٔ ۱۹۹۵ (تاریخِ لازم‌الاجرا شدنِ WTO) باشد.
  3. هر «درخواستِ جبران» طبق «باب چهارم» در رابطه با «استفاده/ثبتِ علامتِ متمایز» باید ظرف «پنج (۵) سال» پس از «شایع شدنِ استفادهٔ مخالفِ نشانِ حفاظت‌شده در سلطنت»، یا «پس از تاریخِ ثبتِ علامتِ تجاری در سلطنت»—مشروط بر انتشارِ علامت در یا قبل از آن تاریخ، اگر مقدم بر شایع شدنِ استفادهٔ مخالف بوده—تقدیم شود؛ به شرطِ آنکه «نشانِ جغرافیایی» با «سوءنیت» «استفاده/ثبت» نشده باشد.
  4. حقِ هر شخص در «استفاده از نامِ خود یا نامِ قائم‌مقامِ او» در تجارت—مگر آنکه این استفاده موجبِ گمراهیِ عموم شود.

ماده (۵۸)

با رعایت «باب چهارم»، هر شخص یا هر گروه از تولیدکنندگان/مصرف‌کنندگانِ ذی‌نفع می‌تواند از دادگاهِ صالح بخواهد «منعِ»:
أ) استفاده از هر وسیله در «نامگذاری/عرضهٔ» کالایی که القا کند کالا در «منطقهٔ جغرافیاییِ غیر از منشأ واقعی» پدید آمده، به‌نحوی که عموم را دربارهٔ «منشأ جغرافیایی» گمراه کند؛
ب) هر استفاده‌ای که «عملِ رقابتِ غیرمنصفانه» طبق مادهٔ ۱۰ (بندِ دوم) «کنوانسیون پاریس» محسوب می‌شود.


باب سوم — حمایت از رقابتِ غیرمشروع

ماده (۵۹)

  1. احکامِ این باب بر «اعمالِ رقابتِ غیرمشروع» علاوه بر هر حکمِ قانونیِ دیگری که از «اختراعات، مدل‌های منفعت، طرح‌های صنعتی، طرح‌های تخطیطی، علائمِ ممیّزه، آثارِ ادبی/هنری، و سایر موضوعاتِ مالکیت فکری» حمایت می‌کند، جاری است.
  2. أ) هر «عمل/رویه» در حوزهٔ فعالیت‌های صنعتی/تجاری که با «رویه‌های مشروع» منافات داشته باشد، «رقابتِ غیرمشروع» محسوب می‌شود.
    ب) از جمله «اعمال/رویه‌های غیرمشروع»: «نقضِ قرارداد و اعتماد»، «ترغیب به نقض»، «تحصیلِ اطلاعاتِ غیرعلنی» توسط طرف‌های دیگر که می‌دانند یا باید بدانند این رویه‌ها به «فرآیندِ تحصیلِ اطلاعاتِ غیرعلنی» مربوط است؛ همچنین «نقضِ الزاماتِ قانونی» که منجر به «مزیت‌های نامشروع» بر رقبا می‌شود—مانند «نقض قوانینِ محیط‌زیست یا کار».
    ج) هر شخص حقیقی/حقوقی که از «رقابتِ غیرمشروع» «متضرر» شده یا احتمالِ ضرر دارد، مستحقِ «خسارات» مذکور در «باب چهارم» است.

ماده (۶۰)

  1. هر «عمل/رویه» در حوزهٔ فعالیت‌های صنعتی/تجاری که «موجب یا محتملِ ایجادِ اشتباه/التباس» دربارهٔ «بنگاهِ رقیب یا فعالیت‌های آن»—خصوصاً کالاها/خدماتِ عرضه‌شده—باشد، «رقابتِ غیرمشروع» محسوب می‌شود.
  2. «التباس» می‌تواند نسبت به موارد زیر رخ دهد:
    أ) «علامت تجاریِ» ثبت‌شده یا ثبت‌نشده، یا «نامِ تجاری»؛
    ب) «علامتِ ممیّز» غیر از علامتِ تجاری یا نامِ تجاری؛
    ج) «شکلِ هر محصول»، «شیوهٔ عرضهٔ محصولات/خدمات»، و «محلِ کسب‌وکار».

ماده (۶۱)

هر «عمل/رویه» که «به شهرتِ تجاری یا معروفیتِ رقیب» لطمه زند یا محتملِ لطمه باشد—به‌نحوی که به‌ویژه «شهرتِ تجاری را تضعیف کند»، «صفتِ ممیّزه» یا «ارزشِ تبلیغاتیِ» علامتِ تجاری/نامِ تجاری/هر علامتِ ممیّزِ دیگر/شکلِ محصول/شیوهٔ عرضه/محلِ کسب‌وکار/یا «شخصیتِ مشهورِ حقیقی یا خیالی» را—«فارغ از این‌که موجبِ لبس بشود یا نه»، «رقابتِ غیرمشروع» محسوب می‌شود.


ماده (۶۲)

  1. هر «عمل/رویه» در حوزهٔ فعالیت‌های صنعتی/تجاری که «عموم را گمراه کند» یا محتملِ گمراهی باشد دربارهٔ «بنگاه یا فعالیت‌های آن»—به‌ویژه «محصولات/خدماتِ ارائه‌شده»—«رقابتِ غیرمشروع» است.
  2. «گمراهی» می‌تواند از طریق «آگهی/ترفیع» نسبت به موارد زیر رخ دهد:
    أ) «فرآیندِ صنعتیِ» محصول؛
    ب) «مناسبتِ» محصول/خدمت برای «هدفِ معیّن»؛
    ج) «کیفیت/کمّیت/سایر خصائصِ» محصولات/خدمات؛
    د) «منشأ جغرافیاییِ» کالا/خدمات؛
    هـ) «شرایطِ عرضه/ارائهٔ» محصولات/خدمات؛
    و) «قیمتِ» محصولات/خدمات یا «شیوهٔ احتسابِ» آن.

ماده (۶۳)

  1. هر «ادعای غیرواقعی» در حوزهٔ فعالیت‌های صنعتی/تجاری که «مقام/اعتبارِ بنگاهِ رقیب یا فعالیت‌های آن» را بکاهد یا احتمالاً بکاهد—به‌ویژه نسبت به محصولات/خدماتِ آن—«رقابتِ غیرمشروع» است.
  2. «کاستنِ مقامِ بنگاه» می‌تواند از طریق «آگهی/ترفیع»، به‌ویژه دربارهٔ موارد زیر رخ دهد:
    أ) «فرآیندِ ساختِ» محصول؛
    ب) «مناسبتِ» محصول/خدمت برای «هدفِ معیّن»؛
    ج) «کیفیت/کمّیت/سایر خصائصِ» محصولات/خدمات؛
    د) «شرایطِ عرضه/ارائهٔ» محصولات/خدمات؛
    هـ) «قیمتِ» محصولات/خدمات یا «شیوهٔ محاسبهٔ» آن.

باب سوم — حمایت از رقابتِ غیرمشروع (ادامه)

ماده (۶۴)

  1. «رقابتِ غیرمشروع» است هر عمل/رویه در حوزهٔ فعالیت‌های صنعتی یا تجاری که بدون رضایت «دارندهٔ قانونی» اطلاعات (مالک مشروع)، به افشا، تحصیل یا استفاده از «اطلاعات غیرعلنی» توسط دیگران بینجامد، به شیوه‌ای خلاف «رویه‌های منصفانهٔ تجاری»؛ مانند نقض قرارداد و اعتماد، ترغیب به نقض، و تحصیل اطلاعات غیرعلنی توسط اشخاصی که می‌دانند یا باید بدانند این اقدامات به فرآیند تحصیل اطلاعات غیرعلنی مربوط است.
  2. اطلاعات «غیرعلنی» است اگر: محرمانه باشد و در کل یا در ترکیب یا ساختار دقیقِ اجزایش بین اشخاص حرفه‌ایِ معمول در این حوزه شایع نباشد؛ ارزش تجاری داشته باشد؛ و تحت «اقدامات معقول» از سوی دارندهٔ قانونی برای حفظ محرمانگی قرار گرفته باشد.
  3. أ) رقابتِ غیرمشروع است هر عمل/رویه در فعالیت‌های صنعتی/تجاری که منجر شود به:
    1. «استفادهٔ تجاریِ نامشروع» توسط یک مرجع دولتی از «داده‌های آزمونِ غیرعلنی» یا هر دادهٔ دیگر مربوط به «ایمنی و کارایی محصول» که برای اخذ «مجوز بازاریابی» داروهای انسانی برای حداقل ۵ سال یا «مواد شیمیایی کشاورزیِ جدید» برای حداقل ۱۰ سال ارائه شده است، بدون موافقتِ صاحبِ داده؛
    2. «افشای» آن داده‌ها، مگر برای «حفاظت از عموم» ضروری باشد یا در خصوص‌شان اقداماتی برای تضمینِ حمایت در برابر «استفادهٔ تجاریِ نامشروع» اتخاذ نشده باشد.
      ب) «محصول داروییِ جدید» محصولی است که شامل «جزء شیمیایی»‌ای باشد که پیش‌تر در سلطنت برای استفادهٔ دارویی مجاز نبوده است؛ «مادهٔ شیمیاییِ کشاورزیِ جدید» نیز شامل جزئی است که پیش‌تر در سلطنت برای استفادهٔ کشاورزی مجاز نبوده است.
  4. أ) احکام بند (3) اجرا می‌شود اگر سلطنت نظامِ «صدور مجوز بازاریابی بر مبنای اثباتِ مجوزِ صادره در کشور دیگر» را بپذیرد—با تعدیلات لازم.
    ب) اگر مرجع ذی‌صلاح در سلطنت برای «اجازهٔ دارو» اطلاعات «تحلیلیِ جدید» (غیر از داده‌های «هم‌ارزی زیستی») مطالبه کند، به‌عنوان شرطِ مجوزِ بازاریابی برای دارویی که «جزء شیمیایی» آن پیش‌تر در داروی دیگری مجاز شده است، آن مرجع—بدون اجازهٔ صاحبِ اطلاعات—نمی‌تواند برای «حداقل ۳ سال» از تاریخ مجوزِ بازاریابی در سلطنت، به دیگری اجازهٔ بازاریابی «محصولِ یکسان یا مشابه» بدهد که متکی بر آن داده‌های تحلیلیِ جدید یا بر «دلیلِ مجوزِ بازاریابی مبتنی بر آن داده‌ها» باشد.
    ج) حکمِ فوق جاری است اگر سلطنت نظامِ «اعطای مجوز بر مبنای دلیلی مربوط به اطلاعاتِ تحلیلیِ جدیدِ محصولی که پیش‌تر در کشور دیگر بر مبنای همان اطلاعات مجاز شده» را بپذیرد—با تعدیلات لازم.
    د) اگر محصول تحت «برائت اختراعِ معتبر در سلطنت» حمایت می‌شود، مرجع ذی‌صلاح نباید بدون موافقتِ مالکِ برائت، به محصولِ دیگر مجوز دهد؛ و باید مالکِ برائت را از «درخواستِ شخصِ دیگر» برای مجوزِ بازاریابیِ همان محصول—متکی بر داده‌های مالک—در «دوران اعتبار برائت» آگاه سازد.

باب چهارم — اجرای حقوق مالکیت صنعتی

فصل اول — تعدی و خسارات

ماده (۶۵)

  1. با رعایت مواد (۱۱)، (۱۳) و (۱۷)، هر عملی از اعمالِ مذکور در ماده (۲/۱۱) که در سلطنت توسط غیرِ مالکِ برائت و «بدون موافقتِ» او انجام شود، «تعدی به برائت اختراع یا مدل منفعت» است.
  2. دادگاه—به درخواستِ مالکِ برائت/مدل منفعت یا مرخص‌لهٔ انحصاری یا غیرانحصاری یا اجباری، اگر هر کدام از آنان از مالک خواسته باشند علیه متعدّی اقامهٔ دعوا کند و مالک ظرف ۹۰ روز اقدام نکرده یا ناکام مانده—می‌تواند «دستور منعِ تعدیِ موجود یا قریب‌الوقوع» و «خسارات» صادر کند، اگر متعدّی می‌دانست یا به‌طور معقول باید می‌دانست عملش غیرقانونی است.
  3. «خساراتِ قانونی» برای دارندگانِ برائت در سلطنت، هرگاه مناسب باشد، برای دارندگانِ «برائت‌های خارجیِ» مشمول «مجوز اجباری» جهت تأمین بازارِ سلطنت با محصولات دارویی مطابقِ تصمیمِ شورای عمومیِ سازمان تجارت جهانی، در جهت «جلوگیری/جبرانِ وارداتِ غیرمصرّح» و نیز هنگامِ «صادرکردن مجدد یا تغییر مسیر محصولات»، فراهم است. گمرک می‌تواند «اقدامات مرزی» لازم را اجرا کند و باید «تعلیق ترخیصِ» کالاهای توقیف‌شده را به مالک حق اطلاع دهد و «۱۰ روز» به او فرصت دهد تا ادلهٔ کافی ارائه کند که کالاها ظاهراً منطبق با ادعای برائت اوست.
  4. با رعایت بند (3)، تدابیر این قانون دربارهٔ «تعلیق ترخیص» نسبت به کالاهای حامل «علائمِ جعلی» یا «ناقض حقوق مؤلف» نیز جاری است، برای جلوگیری از واردات/صادرکردنِ مجددِ غیرمصرّحِ محصولاتی که بالفعل به سلطنت وارد شده‌اند طبق بند (3).
  5. دادگاه می‌تواند «دستور موقت یا نهایی» را—بدون prejudice نسبت به مطالبهٔ خسارت—در موارد زیر ندهد:
    أ) گذشت «۴ سال از تاریخ تودیعِ درخواست برائت» یا «۳ سال از تاریخِ اعطای برائت» (هرکدام دیرتر است) بدون آغازِ «تدارکات جدّی» یا «نیتِ جدّی» برای بهره‌برداریِ تجاریِ اختراع به مقدار کافی برای نیازِ بازار؛ یا بهره‌برداری‌ای که کیفیتِ بازار را تامین نکند؛
    ب) اگر دستور به «منافعِ عمومی» زیانِ جدّی بزند؛
    ج) اگر محصولاتِ تحت برائت یا محصولاتِ تولیدشده به‌واسطهٔ فرآیندِ تحت برائت «به‌وسیلهٔ مدعی یا با موافقتِ او» به «قیمت‌های بالا» فروخته شوند (با لحاظِ قدرتِ خریدِ متوسطِ مصرف‌کنندگان و ماهیتِ نیازها) و «محصول رقیب» در بازار نباشد؛
    د) اگر مالکِ برائت «رفتار/رویه‌های ضدرقابتی» داشته باشد؛
    هـ) اگر در فرایند تحصیلِ برائت «رفتار نامشروع» کرده باشد—با رعایت ماده (۱۴).
  6. أ) احکام این باب در خصوص «اعمالِ پزشکیِ پزشکان» که متضمن تشخیص/درمان/جراحیِ انسان یا حیوان است، اجرا نمی‌شود؛ همچنین دربارهٔ مؤسساتِ درمانیِ مرتبط.
    ب) تعاریف:
    1. «فعالیتِ پزشکی»: اقدام مستقیم پزشکی/جراحی بر بدن؛ شامل نمی‌شود: استفاده از «دستگاهِ تحت برائت» یا ساخت/ترکیب ماده به‌نقضِ برائت؛ استفاده از دستگاه تحت برائت برای ترکیب ماده به‌نقض برائت؛ یا «فرآیندِ فناورانهٔ زیستی» ناقض برائت.
    2. «ممارسِ پزشکی»: شخص حقیقی دارای پروانهٔ ارائهٔ فعالیتِ پزشکی از هر کشور، یا کسی که تحت هدایتِ او فعالیت را انجام می‌دهد.
    3. «نهادِ مراقبتِ سلامتِ مرتبط»: هر نهادی که ممارس به‌طور حرفه‌ای بدان وابسته است و در آن فعالیت می‌کند (خانهٔ سالمندان، بیمارستان، دانشگاه/دانشکدهٔ پزشکی، سازمان توان‌بخشی، گروه‌پراکسیس پزشکی، درمانگاه و…).

ماده (۶۶)

  1. با رعایت ماده (۳/۴۰)، «تعدی به علامتِ ثبت‌شده/علامت جمعیِ ثبت‌شده/علامتِ اعتمادِ ثبت‌شده یا نامِ تجاری» است هر عملی از مواد (۱/۴۰) و (۴۶) که در سلطنت توسط غیرِ مالک و «بدون موافقت» او انجام شود.
  2. «تعدی به علامتِ مشهور» است استفاده از علامتِ متمایزِ مماثل/مشابه—مُضلّل—بر روی کالا/خدماتِ مشابهِ علامت مشهور (ثبت‌شده یا نشده)، «بدون رضایتِ» مالک؛ یا بر روی کالا/خدمات «غیرمشابه» در صورتی که استفاده، «رابطه‌ای» با مالک القا کند و «احتمالِ اضرار» به منافعِ مالکِ علامتِ مشهور را داشته باشد.
  3. دادگاه—به درخواست مالک علامتِ ثبت‌شده یا «مشهور» (ولو ثبت نشده) یا مرخص‌له—اگر از مالک خواسته شده و او ظرف ۹۰ روز اقدام نکرد—می‌تواند «دستور منع تعدی» و «خسارات» صادر کند. این حکم در صورت اقامهٔ دعوا به درخواستِ مراجع ذی‌صلاح، اشخاص/گروه‌ها/اتحادیه‌ها/اصنافِ ذی‌نفع—از جمله تولیدکنندگان/صنعتگران/تجار—نیز جاری است.

ماده (۶۷)

  1. «تعدی به طرح صنعتیِ ثبت‌شده» است هر عملی از اعمالِ ماده (۲/۲۴) توسط غیرِ مالک و بدون رضایت او.
  2. دادگاه—به درخواستِ مالک طرح یا مرخص‌له—در فرض مطالبه از مالک و عدم اقدام او ظرف ۹۰ روز—می‌تواند «دستور منع» و «خسارات» صادر کند.

ماده (۶۸)

  1. «تعدی به نشان جغرافیاییِ حمایت‌شده» است هر عملی از اعمالِ ماده (۵۴) یا استفاده از نشان بدون موافقت مالک.
  2. دادگاه—به درخواستِ هر ذی‌نفع/گروهِ تولیدکنندگان/مصرف‌کنندگانِ ذی‌نفع یا مرجع ذی‌صلاحِ موضوع ماده (۵۲)—می‌تواند «منعِ تعدی» و «خسارات» حکم کند.

ماده (۶۹)

  1. «تعدی به طرحِ تخطیطیِ مدارِ یکپارچهٔ حمایت‌شده» است هر عملی از اعمالِ ماده (۱/۳۱) توسط غیرِ مالک و بدون رضایت او.
  2. دادگاه—به درخواستِ مالکِ طرح یا مرخص‌له (انحصاری/غیرانحصاری/اجباری)، در فرض مطالبه از مالک و عدم اقدام ظرف ۹۰ روز—می‌تواند «منعِ تعدی» و «خسارات» حکم کند.

ماده (۷۰)

اگر دادگاه احراز کند عملی از اعمالِ ماده (۶۴) «رقابتِ غیرمشروع» است، باید به «مرجع دولتی» دستور «لغو مجوز بازاریابی» دهد و به «رقیبِ صاحبِ داده‌های غیرعلنی»—که ثبت او عملِ رقابتِ غیرمشروع ایجاد کرده—دستور «عدمِ بازاریابی یا توقفِ بازاریابی» بدهد؛ زیرا ثبت مبتنی بر اتکای غیرمجاز به داده‌های آزمونِ غیرعلنی/دیگر داده‌ها بوده است. همچنین دادگاه باید مرجع دولتی را به «پرداختِ خسارت مناسب» بابت «اعلانِ غیرمجازِ داده‌های غیرعلنی» و رقیب را به «پرداختِ خسارت مناسب» بابت بازاریابیِ محصولاتِ ناشی از آن ثبت، محکوم کند.

ماده (۷۱)

اقداماتِ قانونیِ مواد (۶۵) تا (۷۰) باید ظرف «۵ سال» از تاریخی که مالک آگاه شد یا باید آگاه می‌بود، اتخاذ شود؛ «تعدی به علائمِ ممیّز با سوءنیت» از این مهلت مستثنی است و هر زمان قابل پیگیری است.


فصل دوم — تدابیرِ موقت

ماده (۷۲)

  1. دادگاه—طبق آیین دادرسی مدنی و تجاری یا قانون دیگر—باید «فوراً» تدابیرِ موقت برای «منعِ تعدی/استفادهٔ غیرمجاز از حقِ حمایت‌شده» یا «حفظِ ادلهٔ مرتبط» صادر کند.
  2. دادگاه باید «بدون استماعِ طرفِ مقابل» تدابیرِ موقت صادر کند اگر تأخیر «زیانِ جبران‌ناپذیر» به مالک حق وارد آورد یا «خطرِ روشنِ اتلافِ ادله» باشد؛ مشروط به ارائهٔ:
    أ) دلیلی که دادگاه را قانع کند متقاضی «مالک حق» است و تعدی «واقع/قریب‌الوقوع» است؛
    ب) «تضمین/وثیقهٔ کافی» برای حمایت از خوانده و جلوگیری از سوءاستفاده—بی‌آنکه مانع دسترسی به تدابیر شود.
  3. أ) در اوامرِ بدون استماع، دادگاه باید «اسرع وقت» مراتب را به طرف‌های ذی‌نفع ابلاغ کند.
    ب) تدابیرِ موقت باید «فوراً» اجرا شود یا در موارد استثنایی حداکثر ظرف «۱۰ روز».
  4. خوانده می‌تواند ظرف «دو هفته» از ابلاغ، «درخواستِ تجدیدنظر» از دستورِ موقت بدهد؛ دادگاه باید به طرفین فرصتِ استماع دهد و تصمیم بگیرد.
  5. دادگاه «بنا به درخواستِ خوانده» دستور را لغو می‌کند اگر خواهان ظرف «۲۰ روز کاری یا ۳۱ روز (هرکدام دیرتر)» یا در مهلتِ مقرر در دستور، «دعویِ ماهوی» را اقامه نکند.
  6. اگر دستور لغو شد یا دعوی به سبب «عدمِ تعدیِ موجود/محتمل» رد شد، دادگاه باید خواهان را به «جبرانِ زیانِ خوانده» ناشی از اجرای دستورِ موقت محکوم کند.
  7. دادگاه می‌تواند تدابیرِ موقتِ فوق را برای «حفظِ ادلهٔ مرتبط» حتی «پیش از تصمیم در ثبت» موضوعِ دعوی، در ظرف «۲۰ روز کاری یا ۳۱ روز» از تاریخِ انتشارِ اعطای ثبتِ مورد اختلاف، صادر کند، اگر ضروری بداند.

فصل سوم — بارِ اثبات

ماده (۷۳)

  1. اگر یکی از طرفین «دلیل کافی» ارائه کند و دلالت بر «دلیلِ مرتبطِ دیگری» کند که نزدِ طرف مقابل است، دادگاه می‌تواند طرف مقابل را به «ارائهٔ آن دلیل» ملزم کند—با رعایتِ «حفاظت از اطلاعات محرمانه».
  2. اگر طرفی «بدون دلیلِ موجه» از ارائهٔ اطلاعاتِ در اختیار در «مهلتِ معقول» خودداری کند یا به‌طور اساسی «جریانِ رسیدگیِ اجرایی» را مانع شود، دادگاه—پس از استماع—می‌تواند «بر مبنای اطلاعات موجود» حکم دهد.
  3. أ) در دعاوی مدنیِ تعدی به «برائتِ اختراع» وقتی «موضوعِ برائت، فرآیندِ صنعتیِ تحصیلِ محصول» است، دادگاه می‌تواند خوانده را ملزم کند «اثبات کند فرآیندِ مورد استفاده‌اش با فرآیندِ تحتِ برائت متفاوت است».
    ب) اگر «محصولِ مشابه» بدون موافقتِ مالک تولید شده باشد، فرض می‌شود با «فرآیندِ تحت برائت» تولید شده، در دو حالت مگر خلافش ثابت شود: (1) محصولِ مشابه «جدید» است؛ یا (2) احتمالِ جدّی وجود دارد که محصولِ مشابه «با فرآیند» سازنده تولید شده و مالکِ برائت با «کوششِ معقول» قادر به تعیینِ فرآیند نیست.
  4. در دعاوی مدنیِ «تقلب در علائم»، دادگاه می‌تواند دستور «ضبطِ کالاهای مظنون، مواد/تجهیزات یا ادلهٔ مستندیِ مرتبط» بدهد.
  5. دادگاهِ مدنیِ صالح باید «هزینه‌ها و حق‌الزحمهٔ کارشناسان و ماهیتِ مأموریت» آنان را متناسب با حجمِ مأموریت تعیین کند، بی‌آنکه مانع توسل به چنین اقداماتی شود.

فصل چهارم — خسارات

ماده (۷۴)

  1. أ) در صورت حکم به «خسارت» طبق مواد (۶۵ تا ۷۰)، دادگاه باید «جبرانِ مناسب» به مالک حق بابت تعدی را مقرر کند.
    ب) بدون اخلال به سایر خساراتِ قانونی، دادگاه مالکِ علائم یا برائت را مستحقِ:
    • «خساراتِ کافی برای جبران زیان» وارده؛ و
    • «منافعِ حاصل از تعدی» توسط متعدّی (سودهای تحصیل‌شده) می‌داند—که در ارزیابیِ خسارت لحاظ می‌شود.
      ج) دادگاه هنگام تعیین خسارت، «ارزشِ کالا/خدمتِ مورد تعدی» را—بر اساس «قیمتِ خرده‌فروشیِ پیشنهادی» یا معیار قانونیِ دیگرِ ارائه‌شده از سوی مالک—ملحوظ کند.
      د) در «تعدی به برائت»، دادگاه می‌تواند «تا سه‌برابر» خسارتِ برآوردی را حکم کند.
  2. دادگاه «به درخواست مالک»، می‌تواند به‌جای بندهای فوق «خسارتِ از پیش‌مقدر» تا سقف «۱۰,۰۰۰ ریال عمانی برای هر فعلِ تعدی» حکم کند، به‌نحوی که جبرانِ زیان حاصل آید.
  3. دادگاه در ارزیابی خسارت، «هزینه‌های دادرسی و حق‌الوکالهٔ وکیلِ مالک» را—جز در موارد استثنایی—با توجه به میزانِ مطالبهٔ خسارت، لحاظ می‌کند.
  4. دادگاه می‌تواند متعدّی را به «خساراتِ اعمالِ تعدی» که در «تاریخِ انتشارِ قبولِ درخواستِ ثبت (اگر باشد)» یا «تاریخِ اعلامِ محتویاتِ درخواست به متعدّی» یا «تاریخی که متعدّی از محتویات آگاه شد» واقع شده یا پس از آن رخ داده، محکوم کند. اقامهٔ دعوا در این موارد «پس از صدورِ سندِ مالکیتِ صنعتی» ممکن است.

ماده (۷۵)

  1. دادگاه باید—جز در شرایط استثنایی—«دستور امحای کالاهای متعدّی» را بدون پرداخت هر نوع غرامتی صادر کند.
  2. «زدودنِ علائمِ جعلی» برای آزادسازیِ کالا در تجارت کافی نیست.
  3. دادگاه باید «مصادرهٔ عوایدِ حاصل از تعدی» و «مواد اولیهٔ به‌کاررفته» را دستور دهد؛ و—جز در موارد استثنایی—«مصادره و امحای همهٔ کالاهای متعدّی و مواد/تجهیزاتِ تولیدِ آن‌ها» را، بدون پرداخت غرامتی به خوانده. دادگاه می‌تواند «فهرستِ کالا/موادِ مشمول امحا» را نگه دارد و «موقتاً» از امحا برای حفظِ ادله خودداری کند و از مالک حق بخواهد اگر مایل است «دعوی مدنی/اداریِ خسارت» اقامه کند.

ماده (۷۶)

دادگاه می‌تواند در دعاوی اجرای حقوق، متعدّی را ملزم کند «اطلاعاتِ مربوط به هویتِ هر شخص/اشخاصِ مرتبط با تولید/توزیعِ کالا/خدماتِ متعدّی و سایر اطلاعاتِ مرتبط» را به مالک حق ارائه کند.

ماده (۷۷)

اگر ثابت شود دارندهٔ دستورِ موقت «از تدابیرِ اجرای آن سوءاستفاده» کرده، دادگاه باید او را به «جبرانِ مناسبِ» زیانِ خوانده محکوم کند.


فصل پنجم — تدابیر مرزی

ماده (۷۸)

  1. أ) مالک حق می‌تواند از «گمرک» بخواهد «تعلیقِ تشریفات ترخیص و آزادسازی» کالاهای «ناقضِ علامت» را دستور دهد؛ مشروط به ارائهٔ «دلایلِ ظاهراً کافی» بر انجام یا قریب‌الوقوع بودن واردات، «ظهورِ تعدی»، و اطلاعاتِ لازم برای شناساییِ مناسبِ کالا توسط مقامات؛ نبودِ اطلاعاتِ کافیِ معقول مانع توسل به این تدابیر نیست.
    ب) درخواستِ تعلیق برای «یک سال» از تاریخ تقدیم یا تا مدتِ حمایتِ ثبتِ علامتِ مربوط—هرکدام کوتاه‌تر—معتبر است.
  2. اگر گمرک رأساً «آزادسازی» را تعلیق کند، باید مالک را آگاه کند و می‌تواند ظرف «۳ روز کاری» از او «تضمین» بخواهد؛ وگرنه کالا را آزاد می‌کند.
  3. اگر مالک وفق بند (1) تقاضا کند، باید به «مقررات قانون و آیین‌نامه»—با تعدیلات لازم—پای‌بند باشد.

ماده (۷۹)

در تعلیقِ رأساً، گمرک باید «واردکننده و مالک حق» (اگر شناخته شده‌اند) را از «ادعای تعدی و تعلیق» آگاه کند.

ماده (۸۰)

گمرک باید به «مالک و واردکننده» اجازه دهد «بازرسیِ کالا، اخذ نمونه برای آزمون/تحلیل» بدهند تا ادعاهای طرفین دربارهٔ تعدی را اثبات کنند—با حفظِ محرمانگی.

ماده (۸۱)

  1. در تعلیقِ موضوع ماده (۷۸)، گمرک باید «نام/نشانیِ واردکننده، فرستنده، گیرنده، مقدار کالا و هر اطلاعاتِ درخواستی دیگر» را به مالک اعلام کند.
  2. گمرک—به درخواست و با رعایت محرمانگی—نسخهٔ «اسنادِ مرتبط با کالا» یا اطلاعات/اسناد دربارهٔ «هر واردات پیشینِ مشابه/مماثل» توسط همان واردکننده/فرستنده/گیرنده را به مالک ارائه می‌کند.

ماده (۸۲)

دادگاه می‌تواند «تدابیر مرزی» برای جلوگیری از وارداتِ کالاهای ناقضِ حقوق مالکیت فکری یا کالاهایی که تولید/تجارت‌شان در سلطنت «رقابتِ غیرمشروع» است، در صورت تحققِ شرایط این فصل، دستور دهد.

ماده (۸۳)

مالکِ حق که «دلایل موجه برای ظنِ وقوعِ وارداتِ ناقض» دارد، می‌تواند از دادگاه بخواهد «تعلیق ترخیصِ گمرکی» را به گمرک دستور دهد.

ماده (۸۴)

با رعایت ماده (۸۳)، دادگاه به درخواست مالک می‌تواند «بدون استماع طرف مقابل» دستور «تعلیقِ آزادسازی برای گردش آزاد» کالاهای مورد ادعای تعدی را صادر کند و «مهلت اقدام گمرک» را در دستور تعیین نماید. اعتبار درخواست تعلیق: «یک سال» یا تا مدت حمایتِ ثبتِ علامتِ مربوط—هرکدام کوتاه‌تر.

ماده (۸۵)

دادگاه می‌تواند «متقاضیِ تعلیق» را به «جبرانِ مناسبِ» زیانِ واردکننده/گیرنده/مالک کالا محکوم کند اگر کالا «به سوءنیت» توقیف شده یا به سببِ عدم طرحِ به‌موقعِ دعویِ ماهوی، کالا آزاد شده است.

ماده (۸۶)

اگر «۱۰ روز کاری» پس از اخطارِ متقاضیِ تعلیق بگذرد و «غیر از خوانده» هیچ طرفی دعویِ ماهوی را اقامه نکند، در صورت احراز شرایط واردات، «کالا آزاد» می‌شود. گمرک می‌تواند یک‌بار «تا ۱۰ روز کاری» تمدید کند؛ دادگاه نیز می‌تواند «به هر مدت مناسب» تمدید نماید. واردکننده/مالک/گیرنده می‌تواند با «سپردن تضمینی کافی برای حمایت از مالک حق» و انقضای مهلت‌ها بدون دستورِ ادامهٔ توقیف، «آزادسازی» را بخواهد.

ماده (۸۷)

  1. با اقامهٔ دعویِ موضوع مادهٔ پیش، هر مرجعِ صادرکنندهٔ تعلیق (دادگاه یا گمرک) باید «به درخواستِ خوانده» در دستورِ تعلیق «تجدیدنظر» و آن را «تعدیل/لغو/تأیید» کند.
  2. اگر تعلیق به «دستور موقتِ دادگاه» ادامه یابد، مدتِ تعلیق اضافی توسط دادگاه تعیین می‌شود؛ در غیر این‌صورت نباید از «۲۰ روز کاری یا ۳۱ روز»، هرکدام دیرتر، تجاوز کند.

ماده (۸۸)

«صادرکردنِ مجددِ» کالاهای متعدّی یا قرار دادنِ آن‌ها تحت «رژیم گمرکیِ متفاوت» مجاز نیست.

ماده (۸۹)

«مقادیر اندک» در «اموال شخصیِ مسافر» یا «ارسال‌های کوچکِ غیرتجاری» می‌تواند از تدابیر مرزی مستثنی شود.

ماده (۹۰)

تدابیر مرزیِ این قانون بر «کالاهای وارداتی/صادراتی/ترانزیتی یا ترانس‌شیپمنت (انتقال از کشتی به کشتی)» اجرا می‌شود.

ماده (۹۱)

ذی‌نفعان حق «تظلم نزدِ دادگاه صالح» از «تصمیمِ گمرک به تعلیقِ ترخیصِ آزاد» دربارهٔ کالاهای متعدّی را ظرف «۶۰ روز» از تاریخِ اخطار دارند.


فصل ششم — مجازات‌های کیفری

ماده (۹۲)

بدون prejudice به مجازات‌های شدیدتر:
أ) هرکس «عمداً و در مقیاس تجاری» به «حقِ مالکیتِ صنعتی» تعدی کند، به «حبسِ حداقل ۳ ماه تا حداکثر ۳ سال» و «جزای نقدیِ حداقل ۲۰۰۰ تا حداکثر ۱۰,۰۰۰ ریال عمانی» یا یکی از این دو محکوم می‌شود؛ در تکرار، «حداقل و حداکثرِ مجازات» دو برابر می‌شود.
ب) هرکس از اصحاب دعوا «دستور دادگاه دربارهٔ اقدامی مرتبط با اجرای این قانون» را نقض کند، به «حبسِ ۷ روز تا ۱ ماه» و «جزای ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ ریال» یا یکی از آن‌ها محکوم می‌شود.
ج) هرکدام از اصحاب دعوا/وکلایشان/کارشناسان/معاضدان قضات که «دستور دادگاه دربارهٔ حفاظت از اطلاعات محرمانهٔ ارائه/مبادله‌شده در دعوا» را نقض کند، به «جزای ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ ریال» محکوم می‌شود.


باب پنجم — احکام پایانی و انتقالی

ماده (۹۳)

  1. دادستانی «بدون نیاز به شکایتِ مالک یا نمایندهٔ او» یا «به درخواستِ مراجع دولتیِ ذی‌ربط»، در جرایمِ این قانون «تعقیب کیفری» را آغاز می‌کند.
  2. هر «تغییر در مالکیتِ حقِ حمایت‌شده» یا «در مالکیتِ درخواستِ آن» باید «کتبی» به ثبت‌کننده ارائه، «ثبت و منتشر» شود؛ در علائم تجاری، تا ثبت نشود «در برابر ثالث» مؤثر نیست.
  3. هر تغییر در «مالکیتِ نامِ تجاری» باید در صورت انتقالِ بنگاه یا بخشی از آن «با همان نام» شناخته شود و درخواستِ تغییر در همه حال «کتبی» باشد.
  4. هر تغییر در «مالکیتِ ثبتِ علامت/علامت جمعی» اگر «احتمال گمراهیِ عموم» بدهد، «باطل» است.
  5. هر «قراردادِ مجوز» حقِ حمایت‌شده باید به ثبت‌کننده تسلیم شود تا «محتوا حفظ و محرمانگی تضمین» شود؛ «ثبت و اشارهٔ انتشار» صورت می‌گیرد؛ در علائم تجاری، تا ثبت نشود «در برابر ثالث» مؤثر نیست.
  6. ثبت‌کننده باید «ثبت هر قراردادِ انتقال/واگذاری/مجوز» را که «شروط تعسفی/ضدِ رقابتی یا قیودِ تجاری» دارد یا احتمالِ چنین اثری را می‌دهد، رد کند؛ و بر اعتراض به رد، پس از استماعِ طرفین، تصمیم به «رد اعتراض یا قبول ثبت» بگیرد؛ هر طرف می‌تواند ظرف «۶۰ روز» به دادگاه صالح شکایت کند.
  7. أ) هر قیدی که بر «متنازل‌له/مرخص‌له» تحمیل شود و «از حقوق ناشی از ثبتِ موضوعِ انتقال/مجوز» مایه نگیرد و برای «حفاظت از آن حق ضروری» نباشد، «تعسفی/ضدِ رقابتی» است.
    ب) با این استثنا، قراردادِ مجوز می‌تواند شاملِ: (1) «تعیینِ دامنهٔ استفاده، قلمرو و مدت»؛ (2) «شروطِ کنترلِ کیفیتِ کالا/خدمت» (با رعایت ماده ۴۵)؛ (3) «تعهد مرخص‌له به خودداری از اعمالِ مضر به شهرتِ مالک یا موضوع حق» باشد.
  8. اثرِ «انتقال/مجوز» با «ابطالِ موضوعِ حق» زایل می‌شود؛ بدون prejudice به استردادِ وجوه/عوایدِ پرداختی مطابق قرارداد—مگر ذی‌نفع «با حسن نیت» باشد.
  9. دادستانی در دعاوی مدنیِ «جعلِ علائم» اختیار «ضبطِ کالاهای متعدّی و مواد/تجهیزاتِ مرتبط و اسناد اثباتِ تعدی» را دارد.

ماده (۹۴)

  1. اگر متقاضیِ تودیع «مقیم یا مقرِ رسمی‌اش خارج از سلطنت» باشد، باید «وکیلِ قانونیِ مقیمِ سلطنت و مجاز به فعالیت در مالکیت فکری» معرفی کند که صلاحیتِ انجام هر اقدام مطابق این قانون را دارد؛ شرایط/هزینه‌ها در آیین‌نامه تعیین می‌شود.
  2. هر ذی‌نفعی می‌تواند «شخصاً» نزدِ ثبت‌کننده برای هر اقدام مرتبط با درخواستش حاضر شود.
  3. «پرداختِ هزینه‌های مقرر» به‌موجب این قانون توسط «هر شخصی» ممکن است.

ماده (۹۵)

  1. ثبت‌کننده «دفاترِ جداگانه» برای هر حقِ مالکیتِ صنعتیِ موضوعِ این قانون و تغییرات آن نگاه می‌دارد؛ «علامت‌های جمعی و اعتماد» در «دفترِ خاص» ثبت می‌شوند.
  2. صاحبان حقوق می‌توانند به «مالکیتِ موضوعِ حمایت» توسط «نشان‌های ممیّزِ خاص» اشاره کنند.
  3. هر شخصی با «پرداختِ هزینه‌های مقرر» می‌تواند «به دفاتر دسترسی و رونوشتِ رسمی» دریافت کند—مطابق آیین‌نامه.

ماده (۹۶)

  1. ثبت‌کننده می‌تواند هر «خطای غیرجوهری» در «درخواست/سند/ثبت» را تصحیح کند؛ «خطاهای جوهریِ مؤثر بر حقوق» باید توسط «دادگاه صالح» تصحیح شود.
  2. ثبت‌کننده—در صورت لزومِ تصحیح—می‌تواند «مهلتِ اجرای هر اقدام» را به درخواستِ کتبیِ ذی‌نفع «تمدید» کند.

ماده (۹۷)

هر ذی‌نفعی می‌تواند از «هر تصمیمِ وزیر/ثبت‌کننده/مرجعِ ذی‌ربط» دربارهٔ «حقوق مالکیت صنعتی» ظرف «۶۰ روز از تاریخِ اطلاع»، نزدِ «دادگاهِ صالح» شکایت کند.

ماده (۹۸)

«انتشارِ احکامِ قطعیِ قضایی» و «تصمیماتِ اداری» مربوط به «اجرای حقوق مالکیت صنعتی» مطابق «مصلحتِ عمومی» و به‌نحوی که آیین‌نامه مشخص می‌کند انجام می‌شود؛ «دسترس‌پذیر ساختن در اینترنت» نیز انتشار محسوب می‌شود.

ماده (۹۹)

  1. لازم‌الاجرا شدنِ این قانون، «اخلالی» در مقرراتِ «معاهدات و توافق‌های بین‌المللیِ چندجانبه/دوجانبهٔ مرتبط با مالکیت صنعتی» که حقوقِ اتباعِ دولت‌های عضو و همتایانشان را تنظیم می‌کند و سلطنت طرف آن‌هاست یا بعداً می‌شود، ایجاد نمی‌کند.
  2. مگر خلافش تصریح شود، «احکام این قانون از تاریخ اجرای آن نافذ» است و بر «درخواست‌هایِ مفتوح» نیز جاری می‌شود—جز درخواست‌هایی که «تصمیمِ نهاییِ ثبت‌کننده» درباره‌شان صادر و دارای نتایجِ مؤثر بر سایر درخواست‌های مفتوح بوده (مانند «نتیجهٔ فحص نهایی»)، که ابقا می‌شود. این احکام بر «تصمیماتِ قضاییِ نهایی یا غیرنهایی» نیز که دربارهٔ «درخواست‌های حقوق مالکیت صنعتیِ مفتوح» اثر گذاشته‌اند، جاری است.
  3. «درخواست‌های ثبت‌شده» از هر «حق/مزیتی» ناشی از اجرای این قانون بهره‌مند می‌شوند و از هر «کاهش/حذفِ حقی» که پیش از اجرای قانون کسب شده، متأثر نمی‌شوند—جز «احکام اجرای» مندرج در این قانون.
  4. اگر این قانون «نظام‌های طبقه‌بندیِ جدید» پیش‌بینی کند، «طبقه‌بندیِ ثبت‌های موجود» فقط هنگام «تمدید»—اگر باشد—بازنگری می‌شود؛ «رویه‌ها و هزینه‌های بازطبقه‌بندی» در آیین‌نامه تعیین می‌شود.

قانون حقوق مؤلف و حقوق مجاور

مرسوم سلطانی
رقم / ٦٥ ٢٠٠٨
با صدور قانون حقوق مؤلف و حقوق مجاور

ما قابوس بن سعید، سلطان عمان،
پس از مطالعه بر سیستم اساسی کشور صادر شده با مرسوم سلطانی شماره ۱۰۱/۹۶،
و قانون مالی صادر شده با مرسوم سلطانی شماره ۴۷/۹۸،
و قانون قوه قضائیه صادر شده با مرسوم سلطانی شماره ۹۰/۹۹،
و قانون دادستانی عمومی صادر شده با مرسوم سلطانی شماره ۹۲/۹۹،
و قانون آیین دادرسی کیفری صادر شده با مرسوم سلطانی شماره ۹۷/۹۹،
و قانون حقوق مؤلف و حقوق مجاور صادر شده با مرسوم سلطانی شماره ۳۷/۲۰۰۰،
و قانون آیین دادرسی مدنی و تجاری صادر شده با مرسوم سلطانی شماره ۲۹/۲۰۰۲،
و قانون تنظیم ارتباطات صادر شده با مرسوم سلطانی شماره ۳۰/۲۰۰۲،
و با توجه به منافع عمومی،
ما حکم به موارد زیر می‌دهیم:

ماده اول: در خصوص حقوق مؤلف و حقوق مجاور، به قانون پیوست عمل می‌شود.

ماده دوم: وزیر تجارت و صنعت، آیین‌نامه اجرایی قانون پیوست را صادر می‌کند،
و تا زمانی که این آیین‌نامه صادر شود، دستورالعمل‌ها و تصمیمات اجرایی موجود که با احکام آن مغایرت نداشته باشد، ادامه خواهد یافت.

ماده سوم: قانون حقوق مؤلف و حقوق مجاور صادر شده با مرسوم سلطانی شماره ۳۷/۲۰۰۰ لغو می‌شود، و همچنین هر آنچه که با قانون پیوست مغایرت داشته باشد، لغو خواهد شد.

ماده چهارم: این مرسوم در روزنامه رسمی منتشر خواهد شد و از تاریخ انتشار آن لازم‌الاجرا خواهد بود.

صدر در: ۲۸ ربیع‌الثانی سال ۹۲۴۱ هجری
مطابق با: ۴ مه ۲۰۰۸ میلادی
قابوس بن سعید
سلطان عمان

فصل اول: تعاریف

در اعمال احکام این قانون، اصطلاحات و عبارت‌های زیر به شرح زیر تعریف می‌شوند، مگر آنکه متن قانون چیز دیگری را ایجاب کند:

  1. الوزارة: وزارت تجارت و صنعت
  2. الوزير: وزیر تجارت و صنعت
  3. المؤلف: شخص طبیعی که اثر مبتکرانه‌ای را ایجاد می‌کند.
  4. المصنف: هر تولید ابتکاری در زمینه ادبی، هنری یا علمی، چه نوع آن باشد، چه روش بیان آن و چه اهمیت و هدف آن.
  5. الابتكار: ویژگی خلاقانه‌ای که اصالت و تمایز را به اثر می‌بخشد.
  6. المصنف الجماعي: اثری که توسط گروهی از مؤلفان تحت هدایت یک شخص حقیقی یا حقوقی به نام خود و تحت مسئولیت وی ایجاد شده است، که در آن تلاش‌های مؤلفان در راستای هدف کلی اثر است و نمی‌توان سهم هر مؤلف را به‌طور مستقل از هم تفکیک کرد.
  7. المصنف المشترك: اثری که در خلق آن بیش از یک مؤلف مشارکت دارند، چه سهم هر یک از آن‌ها قابل تفکیک باشد و چه نباشد، اما جزو آثار جمعی محسوب نمی‌شود.
  8. المصنف المشتق: اثری که از اثری دیگر نشأت می‌گیرد، مانند ترجمه‌ها، تحریف‌ها، تغییرات موسیقی و سایر تغییرات.
  9. المصنف السمعي البصري: اثری که از مجموعه‌ای از تصاویر مرتبط تشکیل شده که احساس حرکت را القا می‌کند و به‌صورت صوتی یا تصویری ضبط شده است، مانند آثار سینمایی.
  10. مصنف الفن التطبيقي: هر اثر هنری که کاربرد عملی دارد، حتی اگر در ابزاری برای تولید محصولات سنتی یا صنعتی گنجانده شده باشد.
  11. مصنف التصوير الفوتوغرافي: هر ضبطی از نور یا پرتوهای دیگر بر سطحی که تصویر آن قابل تولید باشد، صرف‌نظر از تکنیک مورد استفاده.
  12. تعبيرات الفلكلور الوطني: هر تولید برجسته‌ای که میراث فرهنگی سنتی را در عمان نمایان می‌کند و نمی‌توان آن را به مؤلف معینی نسبت داد. این شامل:
    • الف. تعابیر شفاهی مانند داستان‌ها، مثل‌ها، معماها، شعرها و غیره.
    • ب. تعابیر موسیقایی مانند آوازهای مردمی همراه با آلات موسیقی.
    • ج. تعابیر حرکتی مانند رقص‌ها، نمایش‌های هنری مردمی و مراسم سنتی.
    • د. تعابیر ملموس شامل تمامی محصولات هنرهای مردمی مانند نقاشی‌ها، مجسمه‌سازی‌ها، سفال‌گری‌ها، پارچه‌بافی‌ها، لباس‌ها، قالی‌ها، آلات موسیقی سنتی و معماری‌های خاص.
  13. النسخ: تهیه یک یا چند نسخه از اصل اثر، اجرا، ضبط صوتی یا برنامه رادیویی، به روش‌های مختلف از جمله چاپ، عکاسی، ضبط یا ذخیره‌سازی الکترونیکی.
  14. النشر: توزیع نسخه‌های فیزیکی یک اثر یا ضبط ثبت‌شده یا برنامه رادیویی به‌طور عمومی، چه برای فروش، اجاره یا انتقال مالکیت.
  15. التسجيل الصوتي: ثبت صداها یا صداهای دیگری که می‌توان آن‌ها را برای ایجاد آثار صوتی یا نمایشی استفاده کرد.
  16. منتج التسجيل الصوتي: شخص حقیقی یا حقوقی که مسئول تولید اولین ضبط صوتی است.
  17. منتج المصنف السمعي البصري: شخص حقیقی یا حقوقی که مسئول تولید اثر سمعی بصری است.
  18. الحقوق المجاورة: حقوق هنرمندان اجراکننده، تولیدکنندگان ضبط‌های صوتی و نهادهای رادیویی.
  19. فنانو الأداء: افرادی که نقش‌آفرینی، خوانندگی، سخنرانی، رقص و دیگر روش‌های اجرایی را انجام می‌دهند.
  20. الملك العام: آثار یا محتوای که از حمایت حقوقی خارج شده یا مدت زمان حمایت آن‌ها بر اساس این قانون به پایان رسیده است.
  21. الإذاعة: پخش صدا یا تصویر از طریق وسایل بی‌سیم، از جمله ماهواره‌ها، برای دریافت عموم مردم.
  22. الأداء العلني: هر عملی که به‌طور عمومی انجام شود و ارتباط مستقیم بین اثر و مخاطب ایجاد کند.
  23. النقل للجمهور: پخش آثار به‌طور عمومی به‌طوری‌که عموم افراد بتوانند آن‌ها را در هر مکانی غیر از محل اصلی پخش، دریافت کنند.
  24. هيئات الإذاعة: نهادهایی که پخش صوتی یا تصویری را انجام می‌دهند.
  25. تدابير الحماية التقنية: هر نوع ابزار یا فناوری که به‌طور معمول از دسترسی به آثار، ضبط‌ها یا برنامه‌ها جلوگیری کند یا از حقوق مؤلف حمایت کند.
  26. معلومات إدارة الحقوق: اطلاعاتی که به اثر یا محصول یا ضبط پیوست می‌شود تا مشخصات اثر، مؤلف، هنرمند اجراکننده، صاحب حقوق و شرایط استفاده از آن را نمایش دهد.
  27. التثبيت: هر تجسمی از تصویرها یا صداها که از طریق آن‌ها می‌توان آن‌ها را درک یا کپی یا انتقال داد.
  28. مزود الخدمة: ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی یا خدمات دسترسی به شبکه یا دیگر تسهیلات مرتبط

فصل دوم: دامنه حفاظت

ماده ۲: آثار ادبی، هنری و علمی مبتکر تحت حفاظت احکام این قانون قرار دارند، بدون توجه به ارزش یا نوع اثر، روش بیان آن یا هدف تألیف آن. حفاظت به ویژه شامل آثار زیر است:

  • کتاب‌ها، بروشورها، مقالات، نشریات و سایر آثار نوشتاری.
  • برنامه‌های کامپیوتری و پایگاه‌های داده، چه از طریق کامپیوتر و چه به‌صورت غیر الکترونیکی قابل دسترس.
  • آثار شفاهی مانند سخنرانی‌ها، خطبه‌ها، مباحثات، موعظه‌ها و سایر آثار شفاهی.
  • آثار نمایشی، موسیقی، رقص، پانتومیم (نمایش بی‌کلام) و سایر آثار اجرایی.
  • آثار موسیقی همراه یا بدون کلمات.
  • آثار سمعی بصری.
  • آثار معماری و مجسمه‌سازی.
  • آثار نقاشی با خطوط، رنگ‌ها و شکل‌ها بر روی سنگ، پارچه، چوب، فلزات و سایر آثار مشابه در زمینه هنرهای زیبا.
  • آثار عکاسی و آثار مشابه آن.
  • آثار هنرهای صنعتی و کاربردی، چه دستی و چه طراحی‌شده.
  • نقشه‌های جغرافیایی، نمودارها، طراحی‌ها و آثار سه‌بعدی مربوط به جغرافیا، توپوگرافی یا معماری.

ماده ۳: همچنین آثار مشتق‌شده نیز تحت حفاظت قرار دارند، مانند:

  • مجموعه‌ای از آثار که به‌طور ابتکاری از نظر انتخاب و ترتیب محتویات جمع‌آوری شده‌اند.
  • مجموعه‌های گزیده‌ای از داده‌ها یا مواد دیگر که از نظر انتخاب و ترتیب محتویات، مبتکرانه هستند.

این حفاظت برای آثار مذکور، حقوق مؤلف را نقض نمی‌کند.

ماده ۴: حفاظت شامل صرفاً ایده‌ها، روش‌های کاری، اصول، کشفیات و داده‌ها نمی‌شود. همچنین موارد زیر تحت حفاظت قرار نمی‌گیرند:

  • اسناد رسمی مانند قوانین، آیین‌نامه‌ها، احکام داوران، تصمیمات و معاهدات بین‌المللی، و ترجمه‌هایی که از کمیته‌های اداری صادر می‌شود.
  • اخبار روزنامه‌ای و وقایع جاری که فقط اخبار مطبوعاتی هستند، مگر آنکه جمع‌آوری یا ترتیب‌دهی آن‌ها به‌طور ابتکاری انجام شده باشد.

فصل سوم: حقوق مؤلف

اولاً: حقوق ادبی

ماده ۵: مؤلف از حقوق ادبی برخوردار است که غیرقابل انتقال یا انقضا هستند. این حقوق شامل موارد زیر می‌شود:

  • حق نسبت دادن اثر به خود مؤلف به شیوه‌ای که او تعیین می‌کند.
  • حق تصمیم‌گیری برای انتشار اولین نسخه اثر.
  • حق جلوگیری از هرگونه تحریف، تغییر، یا آسیب رساندن به اثر که ممکن است به اعتبار یا شهرت مؤلف آسیب بزند.

ماده ۶: مؤلف یا وارث او از حقوق مالی انحصاری به شرح زیر برخوردار است:

  • نسخه‌برداری از اثر.
  • ترجمه اثر به زبان‌های دیگر یا اقتباس آن.
  • فروش یا هر نوع تصرف دیگر که منجر به انتقال مالکیت اثر شود.
  • اجاره نسخه اصلی یا نسخه‌های اثر که در قالب ضبط صوتی یا سینمایی یا برنامه کامپیوتری ثبت شده است.

ماده ۷: هیچ‌کدام از این حقوق مالی برای برنامه‌های کامپیوتری اعمال نمی‌شود، مگر اینکه خود برنامه موضوع اجاره باشد.

ماده ۸: مؤلف یا وارث او می‌تواند در صورت توافق، حقوق مالی خود را به دیگری منتقل یا مجوز بهره‌برداری از آن را صادر کند. این باید در قالب قرارداد مکتوب باشد که نوع حقوق منتقل‌شده، هدف، مدت و محل آن مشخص باشد.

ماده ۹: مؤلف یا وارث او می‌توانند در ازای واگذاری حقوق مالی خود، مبلغ نقدی یا غیرنقدی دریافت کنند.


فصل چهارم: حقوق مجاور

ماده ۱۵: هنرمندان اجراکننده از حقوق ادبی غیرقابل انتقال برخوردارند، که شامل موارد زیر می‌شود:

  • حق نسبت دادن اجرای خود به خودشان.
  • حق جلوگیری از تحریف یا تغییر در اجرای آن‌ها که به اعتبار یا شهرتشان آسیب بزند.

ماده ۱۶: هنرمندان اجراکننده از حقوق مالی انحصاری به شرح زیر برخوردارند:

  • پخش اجرای زنده یا ضبط‌شده خود.
  • نگهداری یا انتقال آثار اجرایی خود به عموم.

فصل پنجم: استفاده‌های آزاد از آثار

ماده ۲۰: با توجه به حقوق ادبی مؤلف، استفاده‌های قانونی از آثار بدون نیاز به اجازه مؤلف مجاز است، به شرطی که منافع قانونی مؤلف یا مجری آسیب نبیند. این استفاده‌ها شامل موارد زیر است:

  • نقل‌قول از آثار موجود برای اهداف توضیحی، تحلیلی یا انتقادی.
  • استفاده از آثار در محیط‌های آموزشی یا در محیط‌های خانوادگی.
  • ایجاد نسخه از آثار در مؤسسات آموزشی، کتابخانه‌ها یا مراکز غیرانتفاعی برای اهداف پژوهشی یا آموزشی.

فصل ششم: احکام خاصه

ماده ۲۱: هر کسی که در تألیف یک اثر مشترک مشارکت کند به نحوی که نتوان سهم خود را از سهم دیگر شرکاء جدا کرد، صاحب حق در اثر به‌طور مساوی با سایر شرکاء است. هیچ‌یک از شرکاء نمی‌تواند به‌تنهایی حقوق مؤلف را بر این اثر اعمال کند، مگر اینکه توافق کتبی بر خلاف آن وجود داشته باشد. در صورتی که مشارکت هر یک از مؤلفان در نوع مختلفی از هنر باشد که امکان تفکیک آن‌ها وجود داشته باشد، هر یک از مؤلفان حق دارد قسمت خود را به‌طور مستقل مورد بهره‌برداری قرار دهد، به شرطی که این کار به بهره‌برداری مشترک اثر آسیب نرساند، مگر اینکه توافق کتبی بر خلاف آن باشد. اگر یکی از مؤلفان شریک فوت کند و وارث عمومی نداشته باشد، سهم وی به سایر شرکاء یا وراث آن‌ها منتقل می‌شود، مگر اینکه توافق کتبی بر خلاف آن باشد.

ماده ۲۲: شخص حقیقی یا حقوقی که اثر جمعی را ابتکار کرده و آن را تحت نظارت و هدایت خود منتشر کرده و مسئولیت انتشار آن را بر عهده دارد، مالک حقوق ادبی و مالی آن اثر است، مگر اینکه توافق کتبی بر خلاف آن باشد.

ماده ۲۳: مؤلف اثر مشتق‌شده صاحب حقوق ادبی و مالی بر آن اثر است، بدون اینکه حقوق مؤلف اثر اصلی آسیب ببیند.

ماده ۲۴: مؤلفان شریک در اثر سمعی بصری عبارتند از:

  • مؤلف فیلمنامه یا ایده نوشتاری مبتکر
  • کسی که اثری ادبی را به‌گونه‌ای تغییر داده که آن را مناسب سبک سمعی بصری می‌کند
  • مؤلف دیالوگ‌ها
  • مؤلف موسیقی که برای اثر خاص آن را تألیف کرده است
  • کارگردان که بر تولید اثر نظارت کرده است
  • اگر اثر از یک اثر قبلی اقتباس شده باشد، مؤلف اثر قبلی نیز شریک مؤلف خواهد بود.

ماده ۲۵: بدون آسیب به حقوق مؤلف قسمت ادبی یا موسیقایی در انتشار اثر، مؤلفان شریک در اثر سمعی بصری به شرح زیر حقوق دارند:

  • مؤلف فیلمنامه، مؤلف اثر ادبی و مؤلف دیالوگ‌ها و کارگردان می‌توانند اثر سمعی بصری را عرضه کنند، حتی اگر مؤلف اثر اصلی یا مؤلف موسیقی مخالف باشند، به شرطی که این اقدامات با قرارداد‌های امضا شده هماهنگ باشد.
  • در صورتی که یکی از شرکاء از تکمیل بخش خود امتناع کند، این امتناع نباید مانع بهره‌برداری از بخش تکمیل‌شده توسط دیگر شرکاء باشد، مگر اینکه توافق دیگری موجود باشد.

فصل هفتم: مدت زمان حفاظت از حقوق مالی مؤلف و دارندگان حقوق مجاور

اولاً: مدت زمان حفاظت از حقوق مالی مؤلف

ماده ۲۶: حقوق مالی مؤلف طبق این قانون به مدت زندگی مؤلف و ۷۰ سال از ابتدای سال میلادی بعد از فوت وی محافظت می‌شود.

ماده ۲۷: حقوق مالی مؤلفان آثار مشترک به مدت زندگی آنان و ۷۰ سال از ابتدای سال میلادی پس از فوت آخرین مؤلف زنده، حفظ می‌شود.

ماده ۲۸: حقوق مالی آثار سمعی بصری و آثار جمعی به مدت ۹۵ سال از ابتدای سال میلادی پس از اولین انتشار عمومی اثر حفاظت می‌شود. اگر این انتشار در ۲۵ سال از تاریخ تولید اثر صورت نگیرد، حقوق مالی آن به مدت ۱۲۰ سال از ابتدای سال میلادی پس از تولید اثر محافظت خواهد شد.

ماده ۲۹: حقوق مالی آثار منتشر شده بدون نام مؤلف یا با نام مستعار به مدت ۹۵ سال از ابتدای سال میلادی بعد از اولین انتشار اثر حفاظت می‌شود. اگر این انتشار در ۲۵ سال از تاریخ تولید اثر صورت نگیرد، حقوق آن به مدت ۱۲۰ سال از ابتدای سال میلادی پس از تولید اثر حفظ خواهد شد.

ماده ۳۰: حقوق مالی آثار هنرهای کاربردی به مدت ۹۵ سال از ابتدای سال میلادی بعد از اولین انتشار آن‌ها حفاظت خواهد شد، و اگر این انتشار در ۲۵ سال از تاریخ تولید آن صورت نگیرد، حقوق آن به مدت ۱۲۰ سال از ابتدای سال میلادی پس از تولید اثر محافظت خواهد شد.

ثانیاً: مدت زمان حفاظت از حقوق مالی صاحبان حقوق مجاور

ماده ۳۱: حقوق مالی هنرمندان اجراکننده به مدت ۹۵ سال از ابتدای سال میلادی پس از اولین انتشار عمومی اجرای آن‌ها حفاظت می‌شود. اگر این انتشار در ۲۵ سال از تاریخ تولید آن صورت نگیرد، حقوق آن به مدت ۱۲۰ سال از ابتدای سال میلادی پس از تولید آن حفاظت خواهد شد.

ماده ۳۲: حقوق مالی تولیدکنندگان ضبط‌های صوتی به مدت ۹۵ سال از ابتدای سال میلادی پس از اولین انتشار آن‌ها حفاظت می‌شود. اگر این انتشار در ۲۵ سال از تاریخ تولید صورت نگیرد، حقوق آن به مدت ۱۲۰ سال از ابتدای سال میلادی پس از تولید ضبط حفظ خواهد شد.

ماده ۳۳: حقوق مالی هیئت‌های رادیویی برای برنامه‌های رادیویی به مدت ۲۰ سال از ابتدای سال میلادی بعد از اولین پخش برنامه‌های رادیویی آن‌ها محافظت خواهد شد.

فصل هشتم: سپرده‌گذاری

ماده ۳۴: صاحب حق می‌تواند نسخه‌ای از اثر، اجرا، ضبط صوتی یا برنامه رادیویی را به هزینه خود به وزارتخانه تحویل دهد، و این سپرده‌گذاری به‌عنوان قرینه‌ای بر مالکیت اثر محسوب می‌شود. دستورالعمل‌های اجرایی نحوه سپرده‌گذاری و روش‌های انتشار آن را تعیین خواهد کرد.

فصل نهم: مدیریت جمعی حقوق مالی مؤلف و صاحبان حقوق مجاور

ماده ۳۵: مؤلفان و صاحبان حقوق مجاور می‌توانند به‌صورت کتبی یک یا چند انجمن حرفه‌ای یا دیگر نهادها را برای مدیریت تمامی یا برخی از حقوق مالی خود به‌عنوان نماینده تعیین کنند.

ماده ۳۶: انجمن‌ها و نهادهای مذکور باید مجاز به اعطای مجوز استفاده از حقوق مالی، جمع‌آوری و توزیع درآمد حاصل از آن و انجام سایر وظایف مربوط به این حقوق باشند، مگر اینکه توافقی بر خلاف آن وجود داشته باشد.

ماده ۳۷: هیچ‌کدام از این فعالیت‌های مدیریتی حقوق مالی نباید بدون مجوز از وزارتخانه انجام شود.

فصل دهم: ممنوعیت‌های مربوط به تدابیر حفاظت تکنیکی و اطلاعات مدیریت حقوق

ماده ۴۰: انجام اقدامات زیر بدون اجازه صاحب حق ممنوع است:

  1. دستکاری تدابیر حفاظت تکنیکی.
  2. تولید یا توزیع ابزارهایی که برای دستکاری تدابیر حفاظت تکنیکی طراحی شده‌اند.

فصل یازدهم: تدابیر مرزی

ماده ۴۱: صاحب حقوق می‌تواند درخواست توقف ترخیص گمرکی کالاهایی که نقض حقوق وی را نشان می‌دهند، ارائه دهد. این درخواست باید شامل دلایل کافی باشد تا گمرک بتواند تصمیم بگیرد که کالاها نقض‌کننده حقوق وی هستند.

فصل دوازدهم: تدابیر پیشگیرانه

ماده ۴۲: دادگاه می‌تواند به درخواست صاحب حق حکم صادر کند تا اقدامات پیشگیرانه مانند جلوگیری از نقض حقوق، توقیف کالاهای نقض‌کننده و جبران خسارت انجام شود.

فصل سیزدهم: اقدامات و خسارات مدنی

ماده ۴۳: هر کسی که از نقض حقوق خود آسیب دیده باشد می‌تواند درخواست جبران خسارت کند و دادگاه باید در نظر بگیرد که خسارات چگونه جبران شوند

فصل سیزدهم: اقدامات و خسارات مدنی

ماده ۴۳: هر کسی که از نقض حقوق خود آسیب دیده باشد می‌تواند دعوی مدنی به دادگاه مدنی مربوطه برای مطالبه خسارت مطرح کند. دادگاه باید خسارت وارده را جبران کند و در هنگام تعیین مقدار خسارت، سودهایی که ناقض حقوق به‌دست آورده، هزینه‌های خدمات یا کالاهایی که نقض شده‌اند (بر اساس قیمت‌های خرده‌فروشی یا معیاری که دادگاه عادلانه بداند)، و هزینه‌های دادرسی و حق‌الوکاله را در نظر بگیرد. به‌جای آن، دادگاه می‌تواند بنا به درخواست شاکی، مقدار خسارت تعیین‌شده در آیین‌نامه اجرایی را در نظر بگیرد.

ماده ۴۴: در دعاوی مدنی ناشی از نقض حقوق تحت این قانون، شخصی که به‌عنوان مؤلف، تولیدکننده، اجراکننده، نهاد پخش یا ناشر اثر یا برنامه رادیویی شناخته می‌شود، به‌طور عادی صاحب حقوق آن اثر یا برنامه است مگر اینکه خلاف آن اثبات شود.

ماده ۴۵: دادگاه مدنی مختصص می‌تواند متعدی را موظف کند تا اطلاعاتی درباره هر شخصی که در نقض حقوق دخالت داشته است و همچنین اطلاعات مربوط به نحوه تولید کالاهای نقض‌شده، خدمات و کانال‌های توزیع آن‌ها ارائه دهد.

ماده ۴۶: دادگاه مدنی مختصص می‌تواند دستور توقف نقض حقوق را صادر کند، از جمله دستور توقف صادرات کالاهای نقض‌کننده و جلوگیری از واردات آن‌ها به بازارهای تجاری پس از آزادسازی گمرکی.

ماده ۴۷: دادگاه مدنی مختصص کلیه صلاحیت‌های مربوط به دادگاه‌های جزائی در موارد مشخص‌شده در مواد ۵۳ و ۵۴ این قانون را دارا خواهد بود.

ماده ۴۸: دادگاه مدنی مختصص موظف است تا هزینه‌های کارشناسان و متخصصان منصوب در پرونده‌های مدنی را به‌طور مناسب و متناسب با حجم و طبیعت مأموریت آن‌ها تعیین کند تا مانع از استفاده از این فرایندها نشود.


فصل چهاردهم: اقدامات و مجازات‌های جزائی

ماده ۴۹: دادستان عمومی مسئول تحقیقات کیفری در مورد جرایم نقض حقوق تحت این قانون است و نیازی به شکایت از صاحب حق یا درخواست از مقامات دولتی ندارد.

ماده ۵۰: دادستان عمومی می‌تواند دستور توقیف کالاهای مشکوک به نقض حقوق مالکیت معنوی و سایر مواد و ابزار استفاده‌شده در این نقض را صادر کند. نیازی به ذکر جزئیات تک‌تک این اقلام در دستور توقیف نیست، اگر آن‌ها در دسته‌بندی‌های عمومی ذکر شوند.

ماده ۵۱: در دعاوی کیفری ناشی از نقض این قانون، شخصی که به‌عنوان مؤلف، تولیدکننده، اجراکننده، نهاد پخش یا ناشر اثر یا برنامه رادیویی شناخته می‌شود، به‌طور معمول صاحب حقوق آن اثر یا برنامه است مگر اینکه خلاف آن اثبات شود.

ماده ۵۲: بدون آسیب به مجازات‌های شدیدتر در قوانین دیگر، هر کسی که عمداً در مقیاس تجاری بر حق مؤلف یا حقوق مجاور نقض کند، مجازات خواهد شد: حبس از ۳ ماه تا ۲ سال و جریمه نقدی از ۲ هزار ریال تا ۱۰ هزار ریال یا یکی از این دو مجازات.

ماده ۵۳: در صورت اثبات نقض عمدی یا انجام عمل ممنوعه، دادگاه حکم به ضبط تمامی کالاهای نقض‌کننده و ابزارهای استفاده‌شده در نقض حقوق صادر خواهد کرد و آن‌ها را به هزینه محکوم‌علیه نابود یا از شبکه‌های تجاری خارج می‌کند.

ماده ۵۴: اگر شخصی که از دستور دادگاه برای جلوگیری از نقض حقوق تخلف کند، مجازات حبس از ۷ روز تا ۱ ماه و جریمه نقدی از ۱۰۰ ریال تا ۱ هزار ریال خواهد داشت.

ماده ۵۵: دادگاه جزائی موظف است فهرست مفصلی از کالاهای ضبط‌شده در نقض حقوق را نگهداری کند و ممکن است اجازه دهد که اجرای حکم تعطیلی کالا به‌طور موقت به‌خاطر استفاده از آن در دادرسی مدنی به تأخیر بیافتد.

ماده ۵۶: هر کسی که از عمل نقض حقوق خود متضرر شود می‌تواند دعوی مدنی علیه مرتکب در دادگاه جزائی مربوطه مطرح کند.


فصل پانزدهم: احکام عمومی و اختتامیه

ماده ۵۷: این قانون شامل موارد زیر می‌شود:

  • آثار، اجراها، ضبط‌های صوتی که متعلق به مؤلفان، هنرمندان اجراکننده یا تولیدکنندگان ضبط‌های صوتی عمانی یا خارجی مقیم در عمان است، و برنامه‌های رادیویی که متعلق به نهادهای پخش با مقر اصلی در عمان است.
  • آثار، اجراها، ضبط‌های صوتی و برنامه‌های رادیویی که در عمان تولید شده‌اند، صرف‌نظر از ملیت یا محل اقامت مؤلفان یا تولیدکنندگان.
  • آثار، اجراها، ضبط‌های صوتی که برای اولین بار در عمان منتشر شده‌اند یا طی ۳۰ روز از اولین انتشار در کشورهای دیگر در عمان منتشر شده‌اند.
  • آثار سمعی بصری که تولیدکنندگان آن‌ها یا محل اقامت آن‌ها در عمان است.
  • آثار معماری که در عمان ساخته شده است و آثار هنری که در ساختمان‌ها یا هر سازه دیگری در عمان گنجانده شده‌اند.

ماده ۵۸: مقامات مجاز که توسط وزیر عدلیه به توافق وزیر تعیین شده‌اند، اختیار دارند تا تخلفات این قانون را طبق ضوابط قانونی بررسی کنند.

ماده ۵۹: این قانون هیچ‌گونه تضاد با توافق‌نامه‌ها و معاهدات بین‌المللی ندارد که عمان به‌عنوان طرف در آن‌ها شرکت داشته باشد و حقوق مؤلفان و دارندگان حقوق مجاور را مدیریت می‌کند.

ماده ۶۰: این قانون همچنین شامل آثاری است که قبل از تاریخ تصویب آن ایجاد یا پخش شده‌اند، مشروط بر اینکه آن‌ها هنوز در دوره حفاظت خود قرار داشته باشند.

ماده ۶۱: وزارتخانه مسئول موارد زیر است:

  • اطلاع‌رسانی به مؤلفان و دارندگان حقوق مجاور درباره حقوق ادبی و مالی‌شان.
  • حل و فصل اختلافات میان طرفین در مورد حقوق موجود در این قانون.
  • هماهنگی با نهادهای مربوط به حمایت از حقوق مؤلف و حقوق مجاور.
  • انجام وظایف دیگر که در این قانون یا به‌طور عمومی برای اجرای آن نیاز است.

ماده ۶۲: احکام دادگاه‌های قطعی و تصمیمات اداری مربوط به حقوق مؤلف و حقوق مجاور باید مطابق با منافع عمومی منتشر شوند.

ماده ۶۳: با توجه به قوانین ارتباطات، این قانون به نهادهای خدماتی در صورت تخلف از این قانون نیز اعمال می‌شود.

ماده ۶۴: در صورت عدم وجود احکام خاص در این قانون، دعاوی جزائی و مدنی بر اساس قوانین موجود برای اقدامات جزائی و دادرسی‌های مدنی مطابق با مفاد این قانون عمل خواهند کرد.

انواع شرکت های قابل ثبت در عمان

در عمان، انواع مختلفی از ثبت شرکت وجود دارد که بسته به نوع فعالیت، میزان مالکیت خارجی و ساختار حقوقی، انتخاب می‌شوند. در ادامه، انواع ثبت شرکت‌ها در عمان آورده شده است:

1. شرکت با مسئولیت محدود (LLC)

این نوع شرکت رایج‌ترین ساختار تجاری در عمان است که حداقل به دو سهامدار نیاز دارد. در گذشته، حداقل سرمایه ۱۵۰٬۰۰۰ ریال عمانی (تقریباً ۳۹۰٬۰۰۰ دلار آمریکا) برای این نوع شرکت‌ها الزامی بود، اما با اصلاحات اخیر، این الزام برداشته شده است. همچنین، در برخی موارد، ممکن است یک سهامدار عمانی یا از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس یا ایالات متحده آمریکا برای تشکیل این شرکت‌ها مورد نیاز باشد.

2. شرکت تک‌نفره (One-Person Company)

از ژانویه ۲۰۲۰، امکان ثبت شرکت با مسئولیت محدود با یک سهامدار فردی یا شرکتی بدون حداقل سرمایه الزامی فراهم شده است. این نوع شرکت‌ها مشابه LLC هستند، اما تنها یک سهامدار دارند.

3. شرکت سهامی عام (SAOG)

این نوع شرکت‌ها حداقل به سه سهامدار نیاز دارند و برای شرکت‌هایی مناسب است که قصد عرضه عمومی سهام خود را دارند. برای ثبت این نوع شرکت، حداقل سرمایه ۲ میلیون ریال عمانی (تقریباً ۵٫۲ میلیون دلار آمریکا) و مالکیت ۳۰٪ توسط یک سهامدار عمانی الزامی است.

4. شرکت سهامی خاص (SAOC)

این نوع شرکت‌ها نیز حداقل به سه سهامدار نیاز دارند و برای شرکت‌هایی مناسب است که قصد عرضه عمومی سهام خود را ندارند. برای ثبت این نوع شرکت، حداقل سرمایه ۵۰۰٬۰۰۰ ریال عمانی (تقریباً ۱٫۳ میلیون دلار آمریکا) و مالکیت ۳۰٪ توسط یک سهامدار عمانی الزامی است.

5. شعبه شرکت خارجی

این نوع ثبت برای شرکت‌های خارجی مناسب است که قصد دارند در عمان فعالیت کنند. شعبه‌ها به‌عنوان نماینده قانونی شرکت مادر عمل می‌کنند و مسئولیت‌های مالی و حقوقی آن‌ها به‌عهده شرکت مادر است.

6. دفتر نمایندگی

دفتر نمایندگی برای شرکت‌های خارجی مناسب است که قصد دارند در عمان بازار خود را معرفی کنند، اما فعالیت تجاری مستقیمی نداشته باشند. این دفاتر تنها مجاز به تبلیغات و تحقیقات بازار هستند و نمی‌توانند به‌طور مستقیم محصولات یا خدماتی را در عمان به فروش برسانند.

7. شرکت‌های مناطق آزاد

شرکت‌هایی که در مناطق آزاد عمان ثبت می‌شوند، می‌توانند ۱۰۰٪ مالکیت خارجی داشته باشند و از معافیت‌های مالیاتی بهره‌مند شوند. این شرکت‌ها معمولاً برای تولید یا تجارت مناسب هستند و نیاز به حداقل دو سهامدار دارند.

8. شرکت‌های مشارکتی (Joint Venture)

این نوع شرکت‌ها توافقی بین دو یا چند طرف هستند که در آن‌ها سود و زیان به‌صورت مشترک تقسیم می‌شود. این نوع شرکت‌ها شخصیت حقوقی مستقل ندارند و نیازی به ثبت رسمی ندارند.

9. نمایندگی تجاری

شرکت‌های خارجی می‌توانند از نمایندگان تجاری عمانی برای انجام فعالیت‌های تجاری خود استفاده کنند. این نمایندگان باید در اتاق بازرگانی عمان ثبت شده باشند و تنها مجاز به فروش محصولات یا خدمات نماینده خود در عمان هستند.